قلعه‌ی بذ؛ پایگاه بابک

«بَذ» یا «بذان» (احتمالاً دو مکان) عنوان منطقه‌ای کوهستانی (کوره) در آذربایجان و مرکز "خرمیان/ خرم‌دینان" بوده است (ابن‌ندیم، ویراسته‌ی تجدد، ص 07-406). در این ناحیه، قلعه‌ی "بذ" واقع بود که در طی شورش بابک خرمی علیه خلافت عباسی (837م./222ق. - 816م./ 201ق.) به اقامتگاه و مرکز فرمان‌دهی وی مبدل گردید. «بذ» مابین آذربایجان و اران، در نزدیکی رود ارس (مسعودی، مروج الذهب، ج2، ص75؛ ج6، ص187؛ ج7، ص63-62، 24-123؛ ابودلف، ص6؛ یعقوبی، ج1، ص529)، در یک فرسنگی اردبیل قرار داشت (ابن‌خردادبه، ص121). از آب و هوای ابری و مه‌گرفته‌ی آن، «ابودلف» (الرسائل الثانیه، ترجمه‌ی س. ا. طباطبایی، 1354، ص47-46) و «یعقوبی» (بلدان، ج1، ص30- 528) یاد کرده‌اند.
آثار و بقایای «بذ»، که معمولاً با عنوان «قلعه‌ی جمهور» شناخته می‌شود (احتمالاً براساس کوه‌های مجاور موسوم به جمهور چنین نامیده شده)، برپایه‌ی گزارش هیأت باستان‌شناسی (تابستان 1345/1966) در پنجاه کیلومتری شهر «اهر» بر شاخه‌ی غربی رود قره‌سو و سه کیلومتری جنوب غربی شهر «کلیبر» قرار دارد. ساختمان‌های بازمانده مرکب است از دژ و کاخی بر بالای کوه، با ارتفاع 2300 تا 2600 متر بالاتر از سطح دریا و احاطه شده با دره‌هایی با ژرفای 400 تا 600 متر. تنها یک راه‌گذر تنگ و دشوار به دژ وجود دارد که در زمان شورش بابک، دسترسی‌ناپذیر ساخته شده است. موضع و موقعیت دژ، برج دیدبانی، کوره‌ها، و ساختمان استوار آن، اهمیت نظامی «بذ» را نشان می‌دهند.
دژ «بذ» را در 9 رمضان 222ق./ 15 اگوست 837 م. (25 مرداد) سپاه «افشین» فتح و ویران نمود. از این موضوع، شاعرانی عرب هم‌چون "حسین بن ضحاک باهلی"، "ابو تمّام"، و "بُحتُری" یاد کرده‌اند (طبری، ج3، ص1265؛ ابن خردادبه، ص121؛ مسعودی، التنبیه و الاشراف، ص93، 160؛ یعقوبی، همان‌جا). ابودلف می‌گوید که خرمیان در «بذ»، در اواسط سده‌ی چهارم ق./ دهم م. ظهور مهدی را انتظار می‌کشیدند. *

* G. -H. Yusofi, "Badd": Encyclopaedia Iranica, vol. 3, 1989, p. 366

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

+ تاریخ سیاسی ساسانیان (دکتر تورج دریایی)
+ بوقلمون (محسن)
+ ایران در نظر مردم مغرب‌زمین (آرین)
+ تصحیح‌نامه (خداداد رضاخانی)

/ 27 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پـــــــــــــــرده آبـــــــــــــی

استاد کیانی... منتظر جواب شما در وبلاگم خواهم بود... بوي جوي موليان آيد همي/ بوي يار مهربان آيد همي/ ريگ آموي و درشتي هاي او/ زير پايم پرنيان آيد همي/ وبلاگ ما هم آپديت شد... آخرين جدول فروش فيلمها در تهران... برنامه اکران آينده... تحليل هائي بر مارمولک ، مصائب مسيح ، کما ، سريالهاي نوروزي و مهدي فتحي که چندي پيش درگذشت... به علاوه اخبار کوتاه از سينماي ايران... قالب وبلاگم رو هم عوض کردم... لطفا سر بزن و حسابي حاليشو ببر! دي پير مي فروش که ذکرش به خير باد/ گفتا شراب نوش و غم دل ببر زياد/ و اما لوگوي من:

Babak

به نام خدايی كه دوران از اوست٫** جهان يك طرف، خاك ايــران از اوست** از آشنايی شماخوشحالم.واميدوارم هميشه بر قرار - پايدار - شاد و سبز باشيد.ممنون ميشم بهم سربزنی به روز کردم....

Arabistan

by Jean Pierre Viennot- -Arabistan under the Iranians became "Khuzestan". "Arabistan" is originally an Iranian word meaning the land of the Arabs, as there is in Iran as well the Kurdistan and the Baluchistan. This word applies to the Arab region in Iran which stretches around the town of Ahwaz, capital of the district, and along the coast of the Arabian Gulf from Dezful to al-Muhammara (presently called Khoramshahr). It is used in this context in the Imperial decree of 1857 signed by Shah Nasr al-din Qadjar, which decree recognizes the internal autonomy of Arabistan as well as its right to establish diplomatic relations with other states. The reason for the disappearance of the name "Arabistan" to be replaced by "Khuzestan" upon the accession of Reza Shah is quite evident: It is intended to mask the fact that this province, territorially close to Arab Iraq and inhabited by Arabs since time immemorial (before Islamic conquest), a people who speak Arabic, think Arabic and want to remain such

نادر پورافر

You must think that the universe started with the invasion of the Arab savages to other civilizations. If you had a modicum of a brain, you would realize that Iran's history, geography and culture goes far before the advent of Islam. Sadly for your Pan-Turks, the history of Iran is well documented. And unlike you Pan-Turks who need to hide behind bogus ID's such as "Arabistan", Iranians don't need to resort to lies and deceptions.

داريوش كياني

پرده‌ي آبي عزيز، باورهاي شيعه، سابقه‌اي بس طولاني در تاريخ اسلام دارد و تنها رسمي شدن آن به دوران صفويه باز مي‌گردد. البته كيش تشيع نيز فرقه‌هاي مختلفي داشته است، مانند زيديه و اسماعيليه و اثني‌عشريه كه مورد آخر در زمان صفويان به مذهب رسمي ايران مبدل گشت. موعودگرايي خرم‌دينان، يكي از نقاط پيوند اين فرقه با باورهاي شيعه بوده است. /// خواننده‌ي ارجمندي به نام «درويش پير» توضيحاتي در مورد Panthea خواسته بودند. من چنين نامي را در جايي نيافتم. تنها مي‌توان بگويم كه اين واژه، واژه‌اي يوناني مركب از pan به معناي همه و theos به معناي خدا است. /// بابايادگار عزيز، من فقط بخش نخست آن مقاله را دريافت كردم. درمورد ميتانيان بايد بگويم كه شباهت فراوان زبان ميتاني با هندي كهن، دانشمندان را بر آن داشته كه ميتانيان را از هندوآرياييان بدانند كه پيش از ورود ايرانيان به نجد ايران، از اين سرزمين گذشته و در شمال ميان‌رودان مستقر شده بودند.

Ye Azaree VatanParst

درود به دوستان، جناب کيانی، از پاسخ شما ممنونم. دوستان يکی نکته مثبتی که ما ايرانيها ها داريم و باعث وجد و خوشنوديست ، اين هست که اکثر ما ايرانی ها هر جا که باشند، به فرهنگ ايرانی خودشون ميبالند، و فرهنگ زيبای ايرانی را در همه جا ترويج ميدهند، هر سال به مناسبت سال نو ايرانی فستيوال هايی توسط ايرانی ها در گوشه و کنار دنيا برگزار ميشه، به صورتی که امسال شهردار پاريس نوروز را به صورت رسمی به ايرانی ها تبريک گفت، يا در نيويورک امسال يک پرشين پريد برگزار شد که اگر چه به شدت پر هزينه بوده، اما جداً باشکوه برگزار شده، و با وجود بارانی بودن هوا استقبال از ان خوب بوده، که با راه اندازی کارنوال هايی با لباس و طرح ايرانی های دوره هخامنشی بسيار آنرا زيبا کردند،

Ye Azaree VatanParst

اين در حاليست چنين فستيوالهايی توسط مهاجرين ساير کشورها که حتی بعضی قديميتر از مهاجرين ايرانی هستند ديده نميشود و من فکر ميکنم برگذاری مکرر چنين مراسم ايرانی درکشورهای خارجی بعلت زيبايی و جذابيتی که دارد دراينده باعث همه گير شدن و ترويج ان ميشود. بنظر من دستندرکاران چنين مراسمی از همين حالا بايستی با گذاشتن نامی مشخص که وابستگی و ريشه اين مراسم به ايران را بخوبی نشان دهد باعث افتخار ايران و ايرانيان در اينده گردند. چرا که به محض معروفيت و جا افتادن چنين مراسمی در اينده چه بسا ساير ملل خود راابدا کننده چنين مراسم زيبايی معرفی کنند. در صورتی که دوستان مايل به ديدن عکس های مراسم نوروز و چهارشنبه سوری در امريکای شمالی هستند، ميتوانند به اين لينک مراجعه کنند http://www.7rooz.com/gallery.html

بيژن

http://www.iranian.com/Music/Patriotic/Audio/IranIran2.mp3

بيژن

http://www.iranian.com/Music/Patriotic/Audio/IraneMan.mp3

دارا

استاد کيانی ممنونم که مرا راهنمايی کرديد و همچنين از بابايادگار .سوال ديگه ای دارم و اون اينکه آيا می شود تمدن هخامنشی را به نوعی ادامه تمدن بابل محسوب کرد يا نه !!!!