قوم كاسپين

"كاسپي‌ها" (يوناني: Kaspioi) مردماني باستاني ساكن در امتداد كرانه‌ي جنوب غربي درياي مازندران بودند. اين كه آنان در شمال يا جنوب رود Kura اقامت داشته‌اند، روشن نيست. اين نام در زبان ايراني باستان گواهي نشده است (شايد Kaspiya* يا واژه‌اي مانند آن بوده)؛ نام كاسپي احتمالاً در اسم "قزوين" (برگرفته از Kaspen*) به جاي مانده است، كه در ملتقاي چندين جاده‌ي منتهي شونده به اين منطقه از طريق گذرگاه به آساني عبورپذيري از ميان كوه‌هاي البرز قرار دارد. نام‌‌هاي درياي كاسپين (he Kaspia thalassa)؛ كوه(هاي) كاسپين (ta Kaspia ore، يعني قفقاز؛ استرابو 11/2/15)؛ و به اصطلاح دروازه‌ي كاسپين (hai kaspiai/Kaspiades pylai) همگي بر اساس نام اين مردم چنين خوانده شده‌اند.
كاسپي‌ها را عموماً مردماني پيش- هندواروپايي، يعني پيش- ايراني، دانسته و حتا برخي از دانشمندان آنان را با "كاسي‌ها" مطابقت داده‌اند. به تازگي شواهدي نام‌شناختي در پيوند با اين موضوع، در پاپيروسي به زبان آرامي در مصر يافته شده است، كه در آن از چند كاسپي (آرامي: kspy) به عنوان وابستگان پادگان آن ناحيه نام برده شده است؛ نام آنان، براي نمونه Bagazushta*، دست‌كم تا اندازه‌اي، آشكارا ايراني است. بنابراين بايد كاسپي‌ها را مردماني ايراني يا شديداً متأثر از فرهنگ ايراني انگاشت.
هردوت، استرابو و ديگر نويسندگان كهن چندين بار به كاسپي‌ها اشاره كرده‌اند اما به نظر نمي‌رسد كه چيز زيادي درباره‌ي آنان مي‌دانسته‌اند. كاسپي‌ها با ديگر ساكنان كرانه‌ي جنوبي درياي مازندران مانند Amardi، Anariacae، Cadusii، Albani، و Vitii (استرابو 11/8/8) دسته‌بندي مي‌گردند، و گفته مي‌شود كه سرزمين آنان (Kaspiane) بخشي از آلبانيا [ي قفقاز] بود (استرابو 11/4/5). اين كه آنان متعلق به پادشاهي ماد بوده‌اند يا نه، روشن نيست. به نوشته‌ي هردوت (3/93) كاسپي‌ها همراه با قوم‌هاي Pausicae، Pantimathi، و Daritae، در يازدهمين استان امپراتوري هخامنشي در زمان داريوش يكم گنجانده شده بودند. اين منطقه بعدتر به نوبت به "ماد آتورپاتكان" و "آلبانيا" ضميمه گرديد.
هردوت (3/93) از مردمان ديگري با همان نام ياد مي‌كند كه، همراه با قوم Sacae/ Sakai در پانزدهمين استان امپراتوري ساكن بودند؛ اين كاسپي‌ها (Kaspioi)، كه در زمره‌ي همراهان ارتش خشايارشا بودند (هردوت7/67؛ 86)، گاهي فرض شده است كه در ناحيه‌ي پامير يا در آن چه اينك كشمير است اقامت داشته‌اند و شايد نياكان نورستاني‌ها امروزين بودند؛ با وجود اين، شك و ترديدهايي جدي نسبت به درستي متن هردوت وجود دارد؛ از جمله تصحيحات پيش‌نهاد گرديده براي اين نام اخير، Kapisoi* و Kasperioi است.*

* This article is based on: R. Schmitt, "Caspians", Encyclopaedia Iranica, vol. V, 1992, p. 62

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

+ وب‌سايت "دكتر ژاله آموزگار" (استاد زبان‌ها و فرهنگ ايران باستان).

/ 26 نظر / 99 بازدید
نمایش نظرات قبلی
انديشه و قلم

درود بر شما ... چقدر جالب است .. من ديشب آمدم آينجا تا ببينم اين کيست که مدام دشنامم ميدهد بي آنکه من پيشينه اي از او بدانم .. يا اينکه پيشتر کدورتي در بين باشد .. خوشبختانه حدس زده بودم که چنين مسئاله اي در بين باشد ... پنجره ها را باز گذاشته بودم تا همه را بخوانم .. بسيار خرسند شدم که شما را يافتم ... راستش منبعد بايد مرا يکي از خوانندگان هميشگي وبلاگتان بدانيد .. وقتي مطالب شما را مي خوانم .. احساس نيروي شگرفي در اعماق وجودم ميکنم .. و چه جالب است اينگونه با دوست شريفي چون شما آشنا شدم ... مي خواهم نظر شما را در مورد شعر کوتاهي که سروده ام بدانم و دوست دارم حتما آن را بخوانيد ....

انديشه و قلم

از اينکه کامنت قبلي را در وبلاگ شما ميبينم ... شرمنده ام .. اما به من حق بدهيد که به اشتباه بيافتم... پاينده باشيد و بدرود

داريوش كياني

بابايادگار عزيز نامه‌هاي شما را دريافت نمودم. سپاس‌گزارم. /// آرمان عزيز، برخلاف ديدگاهي كه مطرح فرموديد، ارتباطي ميان نام اوستايي Vourukasha (درياي فراخ‌كرد) و قوم كاسپي وجود ندارد. واژه‌ي kasha در زبان اوستايي به معناي شاخابه و خليج و كرانه است و ربطي به نام قوم كاسپي ندارد. ضمن آن كه مردمان اوستايي در شرق ايران مي‌زيستند و هيچ آشنايي و شناختي نسبت به اقوام بومي غرب ايران نداشتند تا بخواهند نام درياي اسطوره‌اي خود را از عنوان آنان وام بگيرند. ديگر آن كه هنوز ثابت نشده است كه كاسپي‌ها و كاسي‌ها (به اكدي: kashshu) يكي بوده‌اند. و سرانجام اين كه درياي اسطوره‌اي فراخ‌كرد منطبق بر درياي مازندران (كاسپين) نمي‌باشد. بنابراين، نام اوستايي Vourukasha با درياي مازندران و در نتيجه با كاسپي‌ها يا كاسي‌ها پيوندي ندارد.

آرش (آرمان)

آرمان عزیز گمان نکنم که ما در ایران یک آرمان داشته باشیم و آن هم نام شما باشد در هر صورت چون من نمی دانستم شما هم اينجا می نويسيد نام خود را آرش گذاشتم که با شما يکی نشود....آقای کيانی با سپاس از پاسختان ... بهر حال من اين مطلب را در کتاب تاريخ اجتماعی ايران باستان نوشته دکتر موسی جوان صفحه ۱۱۲خوانده بودم و من آنقدر صاحب نظر نيستم که بخواهم آن را بررسی کنم !...

arshia

درود فراوان بر شما استاد گرامی به وبلاگ من سر بزنيد و مرا از نظراتتان و تجربیاتتان در باره پانترکيسم بی بهره نگذاريد

azad

جناب کيانی ممنون از لطفتون.شادزی مهر افزون در پناه راستی.

Ye Azaree VatanParst

جوامع انساني در شكل و شمايل قبيله اي هم بي قانون نزيسته اند. زندگي قبيله اي نيز مانند ساير زندگي هاي اجتماعي انساني مبتني بر ضوابط و اصول تعيين شده اي كه مورد احترام اعضاي قبيله بود اداره مي شد. انسان ها در قبيله يا در جوامع كوچكتري كه پيش از زندگي قبيله اي در تاريخ زندگي اجتماعي انسان ها شكل گرفته بودند، مبتني بر قانون و با تكيه بر اصولي كه نظم عمومي را ايجاد كردند ادامه حيات مي دادند. هر چند قوانين موجود در اين جوامع اغلب به صورتي شكل مي گرفت كه تنها بر آورنده نيازهاي قومي و قبيله اي افراد بوده و تامين منابع عمومي يا رعايت حقوق ساير قبيله ها را در بر نمي گرفت اما روند حل اختلاف در بسياري از نظام هاي بدوي و اجتماعي وجود داشته است. در جوامع كوچك تر همانگونه كه گاهي قانونگذاري با مشاركت مستقيم فرد فرد اعضاي يك دهكده يا قبيله به تصويب مي رسيد، شكايت ها و اعتراض افراد نسبت ...... http://www.chn.ir/shownews.asp?no=8970

آرش

يش از اين نيز اتحاديه اروپا و شوراي همكاري خليج فارس با ابراز نگراني از حل نشدن سوء تفاهمات ميان ايران و امارات عربي متحده در مورد جزاير سه گانه ايراني خليج فارس ،‌ بر ضرورت ارجاع اين پرونده به دادگاه بين‌المللي لاهه تاكيد كردند. جمهوري اسلامي ايران بارها جزاير سه گانه خليج فارس را جز لاينفك از ايران خوانده و آمادگي خود را براي گفت و گو با امارات به منظور رفع سوء تفاهمات موجود در اين زمينه اعلام كرده است.

آرش

http://web.peykeiran.com/net_public/irbody.aspx?ID=15051 ............خبرگزاري فارس: سران عرب در يكي از بندهاي پيش نويس بيانيه پاياني نشست تونس بار ديگر ادعاي واهي خود را در مورد جزاير سه گانه ايراني در خليج فارس تكرار كردند. به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه اينترنتي المحيط، در پيش نويس بيانيه پاياني شانزدهمين نشست سران عرب در تونس بار ديگر از ادعاهاي امارات عربي متحده در مورد جزاير سه گانه ابوموسي، تنب بزرگ و تنب كوچك اعلام حمايت شده است. سران عرب در يکي از بندهاي پيش نويس بيانيه پاياني خود اعلام كرده اند:« ما حمايت مجدد و قاطع خود را از حاكميت دولت امارات عربي متحده بر جزاير سه گانه ابوموسي، تنب بزرگ و تنب كوچك اعلام مي‌كنيم و از جمهوري اسلامي ايران مي‌خواهيم به اشغال اين جزاير سه گانه پايان دهد و از تحميل سياست زور دست بردارد.»‌

ahura ashavan

داريوش عزيز از مهرورزيت سپاس‌گزارم.