اصطلاحات ديني ايراني در آسياي مركزي

دين‌هاي بودايي، مانوي، و مسيحي نسطوري، كيش‌هاي غالب در ميان مردمان ايراني آسياي مركزي و ميانه در دوران تاريخي بودند. اما با وجود سنگين حضور اين‌ دين‌ها، آثاري از مزداپرستي اصلي ايرانيان در اين جا باقي بود و در اوايل سده‌ي ششم ميلادي حتا توانسته بود به چين نيز راه يابد، چنان كه در آن جا خداي آسماني، يا آتش، در برخي محل‌ها تا سده‌ي 12 م. پرستيده مي‌شد.
بيش‌تر شواهد مربوط به نفوذ اصطلاحات ديني ايراني كهن در منطقه‌ي مورد بحث، مركب از بازمانده‌هاي زباني است: به جز نگارش سغدي كهن يك نماز زرتشتي، كه در دست‌نويسي موجود در مجموعه‌ي اشتاين كتاب‌خانه‌ي بريتانيا (لندن) به جاي مانده است، اصطلاحات ديني ايراني كهن در متون سغدي بودايي و مانوي يافته مي‌شوند، هرچند ممكن است برخي از اصطلاحات مانوي به طور غيرمستقيم و از طريق زبان‌هاي پارسي ميانه و پارتي وام گرفته شده باشند. شماري از عبارت‌هاي سغدي مبتني بر مضامين زرتشتي نيز به خوبي به عنوان ترجمه‌هايي اقتباسي از متون كهن زرتشتي مشخص شده‌اند. از اين گذشته، نام روزها در تقويم سغدي، كه از طريق متون مانوي و اسناد به دست آمده از كوه مغ در دره‌ي زرفشان واقع در شرق سمرقند، شناخته شده‌اند، با نام روزهاي تقويم زرتشتي برابرند.
قطعات يك دست‌نويس مانوي حاوي داستان رستم، كه يك شخصيت اسطوره‌اي مردمي در سغد باستان نيز بوده، و اسب‌اش رخش، در نبرد با ديوها، در كتاب‌سراي ملي و كتاب‌خانه‌ي بريتانيا (لندن) نگه داري مي‌شود؛ افزون بر اين، چندين ديوارنگاره (احتمالاً از سده‌ي هشتم م.) در كاوش‌گاه پنجيكنت، نزديك سمرقند، كشف شده‌اند كه حاوي صحنه‌هاي نبرد جنگ‌جوياني سواره با مارها و دشمناني ديگرند، كه برخي دانشمندان آن را با «داستان رستم» يكي دانسته‌اند.
در شرق دورتر، در حوضه‌ي تاريم، كهن‌ترين متون خُتني متعلق به سده‌ي هفتم‌اند، زماني كه دين بودايي به طور كامل در امتداد جاده‌ي ابريشم جنوبي چيره گرديده بود؛ از اين رو، متون ختني حاوي اصطلاحات ديني ايراني كهن بسيار اندك‌تري نسبت به متون بودايي سغدي هستند، احتمالاً به اين دليل كه دين مزدايي در اين منطقه چنان جاي گير نشده بود كه در سغديانه گرديده بود.
ختني: dyuva > اوستايي: daewa “ديو”
ختني: gyasta > اوستايي: yazata “ايزد”
ختني: gyasna > اوستايي: yasna “پرستش”
ختني: Ssandramata > اوستايي: Spenta armati “سپندارمذ”
ختني: urmaysda > اوستايي: Ahura mazdah “اورمزد”

* P.O. Skjaervo, “Chinese Turkestan II”, in Encyclopaedia Iranica, vol. V, 1992, pp. 469, 471

/ 28 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Ali

من از یارسان کرمانشاه هستم و نمیدانم پانترک و پورپیرار که من نمیشناسم چه ربطی به انتقاد من دارد من به عنوان یارسان اگر تو نیز در مذهب یارسان هستی در نوشته هایت ادب را رعایت کن ویا اسم مستعارت را عوض کن

eshtehard

سلام به همه دوستان بويژه سرور گرامي كياني.همچنان خواننده نوشته هاي پربارتان هستم. نشاني زير نيز دربردارنده مطالب خوبي درباره آذربايجان است خدانگهدار. http://www.askfactmaster.com/Azeris#Iranian_Origins

ياور.م

هزاران درود.. به خصوص به يار ورجاوندم بابايادگار .. ياران من داريوش و بابا يادگار سپاس بيكران بايت تووضيحات كاملتان در مورد سيمرغ ... بسيار عالي بود ... عذرم را بپذيريد كه مدتي ست بغايت بعيد كه از همفسي و گفتگو با شما ياران محروم مانده ام.. به زودي مشلاتم مرتفع ميشود .. وباز ميگردم ... هزاران سپاس

ali

با سلام خدمت همگان . من مدتی است دنبال وب بلاگی هستم که تاريخ و دين زردشت را بشيو ه ای بی تعصب و بر اساس مدارک ارائه دهد .اگر اشتباه نکنم هموطنی دست به چنين اقدامی کرده . ایا از دوستان کسی نشانی این وبلاگ را دارد.سپاس گذارم.

ye azari vatanparst

خبر كوتاه بود و جان‌سوز. هشدار بود و پر از افسوس. آنچه ايراني است، نصيب ديگران شده است. آنچه ما داريم و داشته‌ايم، حالا چرب لقمه نمك‌سود سفره سوداي ديگري شده است. ‌.... وزنامه مليّت تركيه، از ساخت اين فيلم با مشاركت و مشورت تعدادي از فيلمنامه نويسان و كارگردانان خارجي خبر داده و شهرداري شهر «اونيل» تركيه، اكنون در تدارك مقدمات كار اين پروژه است. پس اينچنين ما خود، مولانا را از خود دور كرده‌ و اجازه داده‌ايم همانطور كه كشورهاي همسايه ديگر نوروز را مال خود كنند، ناصرخسرو، زرتشت و نظامي گنجوي را در تن‌پوشي غير ايراني ، مطرح و صدها همايش و بزرگداشت برپا كنند، اكنون مولانا را از ما بگيرند. .....درك اين واقعيت تلخ مزاج‌آلود، غريب نيست. به قونيه كه سفر كنيد، افتخار مردمش مقبره‌اي است كه از او ساخته‌اند و بهره‌هايي كه هر سال، زيارت حضرتش برايشان فراهم آورده است. ..... http://www.chn.ir/showarticle.asp?no=394

ahoora

دوست گرامی با درود فراوان . تارنگار اهورا به روزرسانی شد. توجه شما را به مطلب عنوان شده در آن جلب می‌کنم . بدرود

محسن

سلام بر دوستان گرامي و نازنين در اين پيامگير و بخصوص استاد كياني و استاد بابايادگار و همچنين دوست مهربانم اذري وطن پرست و دلگير از اين كه نمي توانم به علت مشغله كاري فراوان پيش شما باشم و چه خوب شد كه بعد از اين مدت توانستم بازهم به اينجا سر زده و پيامهاي شما را بخوانم دوست عزيز اذري وطن پرست چقدر وحشتناك و غم انگيز است اين خبري كه در باره ساخت فيلم مولوي در تركيه شنيدم البته اگر اشتباه نكرده باشم و هنوز يادم نرفته است مجلسي را كه كشور تركيه در يكي از شهرهاي امريكا براي مولوي به عنوان شاعري تركي گو برگزار كرده بود و يكي از ايرانيان با دلي اندوه مي گفت كه در اين مجلس از هر دري سخن رانده شد الا ايران و زبان فارسي كه وجود مولوي و اثارش در اين دو خلاصه شده است و بس.بازهم خواهم نوشت

eshtehard

درود جشن سده بر همه ايرانيان خجسته باد اگر خواهان ديدن نظرات ايرانی تباران ازبکستان و تاجيکستان در مورد ايران و ايرانی هستيد به نشانی زير برويد: http://samarqand.malakut.org/

كورش بزرگ

درود به دوستان و همچنين استاد گرامی داريوش کيانی. داريوش گرامی آيا رايانامه من به دست شما رسيد. پيروز باشيد سربلند

كورش بزرگ

با درود به داريوش كياني. دوست گرامي رايانامه من به دست شما رسيد؟؟