گزارشی از همایشِ «ایران: نام، مردم، سرزمین» (بخش دوم)

اختلاف را کسانی درست می‌کنند که از ایران می‌ترسند
علی‌اصغر دادبه، استاد فلسفه و ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی دیگر سخنران بخش نخست همایش بود که درباره ایران در متون فارسی سخنرانی کرد. وی سخنش را با شعری آغاز کرد و گفت: اگر با کامپیوتر جست‌وجو کنید، بیش از 1500 کاربرد واژه ایران را در شاهنامه می‌یابید. در نظامی نیز به همین طریق است. در ادوار مختلف تاریخی می‌توان با همین روش شاهد صدها و هزاران کاربست تعبیر ایران در ادبیات را مشاهده کرد. بیشتر این کاربردها درباره سرزمین ایران است. بنابراین لزومی ندارد که این ابیات را تکرار کرد. دادبه در ادامه گفت: اصولاً وقتی می‌خواستم در این مورد صحبت کنم، به ذهنم خطور کرد که کار ما به‌جایی رسیده که در بدیهیات تشکیک می‌کنند. امروز برخی تا جایی پیش رفته‌اند که مدعی‌اند داریوش و کوروش نداشته‌ایم! حتی نفهمیده یا فهمیده حمله به شیخ‌الرییس ابن‌سینا و ملاصدرا که فلسفه او فلسفه‌یِ رایجِ اسلامی ماست، صورت می‌گیرد! این دریغ و درد است که جهل یا غرض یا هر دو توأمان بنیان‌برانداز شده‌اند و گویندگان نیز بر سرشاخ نشسته‌اند و بن می‌بُرند! افسوس است که درباره بدیهیات سخن می‌گوییم.
 این استاد ادبیات علت این حمله‌ها و انتقادهای نابجا را اقتدار فرهنگ ایرانی خواند و گفت: وقتی به معارف و فرهنگ یک کشور نقدهای بی‌رحمانه و نابجا می‌شود، نشان‌دهنده آن است که از نام آن کشور و فرهنگ می‌ترسند. وقتی بخواهید بنای استواری را فروبیفکنید، ستون‌ها را می‌زنید. به همین خاطر است که به فردوسی و حافظ، سعدی و ابن‌سینا حمله می‌شود. این‌ها ستون‌های فرهنگ ایرانی اسلامی هستند. البته من دلم روشن است و محال است ملت بزرگ ایران به این حرف‌ها گوش دهند. مردم تکلیفشان روشن است و خوب می‌دانند و با همه وجودشان ایرانی بودن را حس می‌کنند. اختلاف را کسانی درست می‌کنند که با پهلوان فرهنگ ایران مشکل دارند.  
دادبه در ادامه به نسبت اصطلاحات ایران و پرشیا اشاره کرد و گفت: در بسیاری از موارد این دو نسبت تساوی داشته‌اند و در مواردی دیگر نسبتشان جزء و کل بوده است. همچنین بسیاری از کشورها دو اسم داشته‌اند مثل یونان و این امر غریبی نیست. علت این حرف نیز معلوم است. ضمن آنکه فراز و نشیب ایران‌گرایی و ایران‌ستیزی در تاریخ ما حیرت‌انگیز است. در چهار سده‌ی اول که مردم ایران متوجه شدند حساب اسلام از حساب عرب جداست، تکلیف خودشان را روشن کردند. ایرانیان دینِ گرامیِ اسلام را پذیرفتند اما از اعراب مستقل شدند و چهار قرن طول کشید تا به تجدید حیات برسند. در قرن چهارم که قرن طلایی ما است، رودکی، فردوسی، ابوریحان و ابن‌سینا و... ظهور کردند. اینجا آمار کاربردِ ایران را نه‌فقط در شاهنامه دارید بلکه در شاعران دوره بعد نیز مشهود است. دوران سامانیان اوج ایران‌گرایی است. دوره غزنویان که ادامه آن است، این ایران‌گرایی رو به اضمحلال می‌رود؛ اما حتی در دوره‌های بعد مثل سلجوقیان باز این ایران‌گرایی هست ولی این بسامد کم‌وزیاد می‌شود. دوره صفوی تجدید نیمه‌کاره‌ی عصر طلایی است و نشانِ آن، اینکه باز به شاهنامه‌خوانی توجه می‌شود. باز دوره مشروطه اوج این قضایاست؛ بنابراین ایران در ادبیات ما همواره حضور داشته است.
 وی در پایان گفت: طبیعی است که وقتی حس خطر برای ملتی پیش می‌آید، می‌فهمد که گوهری را از دست می‌دهد. ما این خصلت را داریم. مدام صبر می‌کنیم و تا پایان پیش می‌رویم. ما متأسفانه امروز گرفتار افراط و تفریط شده‌ایم و تا زمانی که به عقلِ فلسفی بازنگردیم و خِرد را رها کنیم، در بندِ آن باقی می‌مانیم. باید فلسفه و خردگرایی یاد بگیریم تا از این حالت افراط و تفریط رهایی یابیم.
موضوع علم سیاست حفظ منافع ملی است
جواد طباطبایی آخرین سخنران این نشست بود که  درباره‌ی «تأثیر تحولات جهانی در تغییرات مرزی ایران» سخنرانی کرد. وی گفت که مباحثی چون امنیت ملی و حفظ منافع ملی و تمامیت ارضی مفاهیم نوظهور نیستند، بلکه دست‌کم می‌توان آن‌ها را تا دوره قاجاریه ردیابی کرد. وی با تأکید بر نقش میرزا ابوالقاسم قائم‌مقام فراهانی در حفظ تمامیت ارضی ایران گفت: با کسانی مثل قائم‌مقام در ایران تحولی در فهم منافع ملی و دفاع از آن تا حدی پیدا شده بود، اما عجیب آن است که پشتوانه‌ی فکری آن هیچ‌وقت به وجود نیامد. طباطبایی تأکید کرد که حفظ منافع ملی مهم است، چراکه موضوع علم سیاست درواقع حفظ منافع ملی و تمامیت ارضی یک کشور است. طباطبایی در بخش دیگری از سخنانش گفت افرادی چون قائم‌مقام می‌دانستند که حفظ منافع ملی به هر قیمتی اهمیت دارد و ازنظر ایشان، ما تا زمانی با همسایگان اشتراک داریم که به منافع ملی ما اهمیت بدهند، وگرنه به «غیر» تبدیل می‌شوند.
(گزارش فوق برگرفته شده است از: روزنامه‌ی اعتماد، 18/اسفند/1393، ص 7. گرداننده‌ی این وبلاگ مسئولیتی در قبالِ محتوای این گزارش ندارد.)

/ 5 نظر / 202 بازدید
امیرم... فرزند ایران زمین...

درود بر شما نوشته ی خوبی بود فهمیدم که برخی از مسئولان خوب هم داریم لطفا هفته ای یه نوشته بدید راستی درباره این لینک زیر دیدگاهتون رو بگید www.adyannet.com/news/1721?page=2#comment-9653 adyannet.com/news/15103 adyannet.com/news/15074 یه پرسش: چرا تو شاهنامه نامی از کوروش بزرگ نیومده؟این پرسشیه که یه سایت برای رد وجود کوروش بیان کرده بود. خواهش میکنم کتاب های بیشتری بزارید.مانند کتابهای اساطیری مثل اشوزدنگهه..... به کارتون با قاطعیت ادامه بدید..... من شما رو در لیست تارنما های مورد علاقه ام قرار دادم....هر سایتی نمیتونه وارد این لیستم بشه...تنها ٥تا ١٠ تا از بهترین ها از هر جستار(موضوع) میتونه وارد لیستم بشه... بدرود راستی بگم که خواستم بهترین جمله و واژه های دنیا رو بگم، جالب بود که ته همشون به خدا رسیدم...

مریم

سلام این مقاله رو کامل خواندم بسیار عالی بود ... منم بروز هستم با معرفی یکی از بیشمار نمادهای فرهنگی ایران. [گل]

مهران

سرزمین ایران قبل از حمله وحشیانه قوم پارس به ایران ساکنانی داشته است و زبان آنها نیز ترکی بوده است حالا اومدن ادعای مالکیت سرزمین ایران را میکنند. نام ایران یک نام ترکی است که گویای این حقیقت مهم است.

مهدی فرخی

عالی بود دست مریزاد.

مهدی فرخی

لطفا از انعکاس خزعبلات افراد تجزیه طلب که دچار نقصان عقلی شده اند مثل اقا مهران ایرانی نام اوغوز صفت جدا خودداری فرمایید. پیروز باشید.