قله‌ي مقدس دايتي

«چگاد دايتي» (Chagad-i Daiti يا Daitya)، لفظاً به معناي «قله‌ي قانون» (بسنجيد با اصطلاح اوستايي -daitiia ="قانوني")، نام قله‌اي از كوه اسطوره‌اي Harburz (فارسي: البرز؛ نام كنوني رشته كوه البرز از عنوان اين كوه اسطوره‌اي برگرفته شده است) واقع در ايران‌ويج (Eranwej) در ميانه‌ي جهان است. املاهاي گوناگون "دايتي" (d'yty[y], ydy-, yk-, يا y'-) به وام‌واژه‌اي اوستايي اشاره و دلالت مي‌كند (زيرا كه حرف k- پاياني، نمودار واكه‌ي بلند در واژه‌هاي وام گرفته شده از زبان اوستايي است).
"چگاد دايتي" با عنوان «نيك» توصيف گرديده (زند وهمن‌يشت 7/20) و گفته شده كه به بلندي قامت يك‌صد مرد است (بن‌دهش، ترجمه‌ي مهرداد بهار، ص129). مفهوم كهن Harburz به عنوان كوه بزرگ مركزي، ظاهراً اين انگاره را به وجود آورد كه قله‌ي دايتي، نقطه‌ي اتكا و شاهين ترازوي مينوي متعلق به Rashn (ايزد داوري) است؛ گفته شده است كه يك كفه‌ي ترازوي ياد شده بر بُن و پايه‌ي شمالي Harburz جاي داشت و كفه‌ي ديگرش، بر بُن و پايه‌ي جنوبي آن (بن‌دهش، همان‌ جا). ظاهراً بدين سبب است كه اين قله، «قانوني» خوانده شده بود.
در شرحي ديگر، پل Chinwad (= صراط)، كه تختگاه اورمزد در بهشت بر آن استوار است (Persian Rivayats II, pp. 59.13, 444.16)، مستقر بر فراز چگاد دايتي انگاشته شده است (بن‌دهش، دادستان دينيگ)؛ البته گفته شده است كه يك انتهاي اين پل (ظاهراً انتهاي جنوبي) بر چگاد دايتي جاي داشت و انتهاي ديگر آن بر Harburz [البرز] (Pahlavi Videvdad 19.30; cf. Dadistan-i denig)، به آشكارا بر بُن شمالي اين رشته كوه، جايي كه دروازه‌ي دوزخ قرار داشت (Denkard, ed. Madan, p. 809.3f.; ed. Dresden, p. 60)؛ به سخن ديگر، چينود پل از شمال تا جنوب زمين، يعني از جايگاه دوزخ تا جايگاه بهشت، امتداد داشت. به نظر مي‌رسد كه اين شرح، با مفهوم بسط يافته‌ي Harburz به عنوان رشته كوه بزرگ احاطه كننده‌ي زمين، سازگار و مطابق باشد.
پس از پايان جهان، از چگاد دايتي، به عنوان اقامتگاه ايزدان، دو ايزد «نريوسنگ» (Neryosang) و سروش (Srosh)، براي بيدار كردن Pishyotan پسر گشتاسپ و يكي از جاودانان زرتشتي، به «كنگ‌دژ» (Kangdiz) مي‌روند و او را به احيا و تقويت دين وا مي‌دارند (زند وهمن‌يشت 7/20). *

* Ahmad Tafazzoli, "Chagad-i Daiti": Encyclopaedia Iranica, vol. 4, 1990, pp. 612-613

/ 38 نظر / 34 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رهگذر

و نکته دیگر اینکه آشوریها اهورا مزدا را به صورت آشور مزداس آورده اند ولی اسمی از زردشت نیاورده اند. سوال دیگر درباره زردشت این است اگر طبق گفته یونانیها زردشت ۶۰۰۰ سال قبل از میلادی بوده باشد، طبق نظریه آریاییها و مهاجرت آنها اگر زادگاه زردشت را آذربایجان فرض کنیم باید قبول کنیم که زردشت آریایی نبوده است.

رهگذر

راستی جایزه کتاب سال هم به یک روسی داده شد(روابط زبانهای فارسی و اسلاوی) http://www.persian-language.org/News/News_Archive.asp?PagePosition=3

نادر پورافر

رهگذر، هيچکس بدرستی نميداند زرتشت کی ميزيسته. پژوهشگران اخير بطور تخمينی زمان زندگی زرتشت را بين سده های ۱۴ الی ۱۳ پيش از ميلاد مسيح براورد ميکنند. از طرفی، در يک کتاب تاريخ از يونان باستان هم دوره ی زرتشت ۶۰۰ سال پيش از خشايارشا ذکر شده، که اين تاريخ هم تقريبا با ۱۴ - ۱۳ پيش از ميلاد همخوانی دارد، هرچند که تاريخ برآورد شده ی اولی بر مبنای اين گزارش تاريخی نيست. در مورد تاريخ ۶۰۰۰ سال پيش از ميلاد که نوشتی سه نکته رو متذکر ميشم: ۱- اين تاريخ فقط حدسی بوده و ديگران از يک منبع آن را اقتباس کردند. ۲- هست ۶۰۰۰ سال قبل از افلاطون نه مسح ... و ۳- امروزه هيچکس اين تاريخ را درست و يا حتی حدودا درست نمی انگارد و محدوده تاريخ زندگانی زرتشت بين ۱۴۰۰ تا ۸۰۰ پيش از ميلاد انگاشته ميشود.

نادر پورافر

در مورد آريا، پارس ها خود را پارس و تبار يا نژاد خود را آريا خواندند (بر مبنای کتيبه های هخامنشی)، اين طبيعيست که ديگران هم پارس ها را همان «پارس» بخوانند (يا معادل پارس در زبان خودشان) و نه به نام نيایی يا تباری يا نژادی آنان. مگر آنکه در متن خاصی خواسته باشند مشخصا از تبار يا نژاد آنان صحبت کنند، همانطوری که در گزارش های تاريخی يونان باستان همه جا «پرسا» مشاهده ميشود بجز يکی دو مورد که مشخصا صحبت از تبار ايرانيان به ميان ميايد که آنجا «آريا» ذکر ميشود.

Ye Azaree VatanParst

http://www.naria2.persianblog.ir/ site digar pourpirar

رهگذر

آقای بابايادگار! با تشکر در مورد آشور مزداس آشوريها می توانيد به کتاب دکتر مهرداد بهار (دقيقا نمی دانم که از اسطوره تا تاريخ است يا از کتاب پژوهشی در اساطير ايران) که ايشان آورده که اهورا مزدای ما همان آشور مزداس آشوريهاست. درباره کتابهای قديمی و سنديت دقيق آنها بايد به شما بگويم مورخان ترک در آذربايجان اکثرا به جای مراجعه به متن رسمی کتابهای يونانی مثل استرابن به ترجمه های قديمی از آن مراجعه می کنند و می بينند که در کتب قديمی بعضا مطالبی بوده که الان به دلايلی حذف شده است(مخصوصا درباره اقوام ترک).

رهگذر

برای مثال الان يک ترجمه قديمی روسی از کتاب تاريخ جنگهای يهودی (جوزفوس فلاویوس) وجود دارد که درباره زبان قوم آس چنين ميگويد: It is well know that the language of As is originated from pechenge who live near azov sea. این را برای نمونه گفتم تا ببینی که در کتابهای قدیمی دستکاریهایی شده مخصوصا اینکه خیلی از آنها یونانی بوده و یونانیها زیاد از ترکها خوششان نمی آمده.

رهگذر

فکر کنم کتاب تاریخ آلبانیای قفقاز کتابی باشد که کاملا مستند است در آن آمده است: در آلبانیای قفقاز مسیحیان ، اسرائیلیان و کافرها (پاگانها) زندگی میکنند. به نظر این کافرهای مورد اشاره همان مغها یا مجوسان هستند. منظورم این است که مجوسان در اکثر متون قدیمی کافر خوانده میشدند!

رهگذر

ببخشيد که دير جواب ميدهم. درباره کتاب جوزف فلاويوس بايد بگويم آنچه من گفته ام در يک ترجمه بسيار قديمی روسی آن آمده(که مشخضا به دلیل ضدیت آنها با ترکها در ترجمه جدید نیست.) و محققان ترک الان به ترجمه های قديمی کتابهای استرابن و فلاويوس و غير مراجعه ميکنند. نميدانم در ترجمه کنونی استرابن نامی از معبد آذری آمده يا نه- ولی ميدانم در ترجمه های قديمی چنان چيزی نيامده است.

رهگذر

چنان چيزی آمده است.