شهرسازي در عصر ساساني

وجود جزء تركيبي كمابيش الزامي نام شاه- حامي در عنوان شهرها، بر اهميت سياسي بنيان‌گذاري شهرها در ايران عصر ساساني دلالت مي‌كند. هرچند ممكن است بسياري از اسناد موجود با گونه‌اي بازسازي شهرها يا جابه‌جايي مكان‌هاي موجود ارتباط داشته باشند، اما شماري از پايه‌گذاري‌هاي اصلي، كه طرح و الگوي استاندارد آن، سامانه‌ي (system) راست‌گوشه‌اي خيابان‌هاست، شناخته شده‌اند. هم‌مركزي استثنايي و طرح و نقشه‌ي شهر مدوّر اردشير- خره (Ardashir-khorra) مي‌تواند عزم و تصميم شخصي اردشير يكم را براي نمايش انگاره‌هاي كيهان‌شناختي و اجتماعي- سياسي برآمدن امپراتوري‌اش را منعكس و نمودار سازد.
شواهد باستان‌شناختي براي ديگر نقشه‌هاي هندسي مدور شهرها، اندك است، هرچند كه اين موارد در دوران‌هاي متفاوتي از تاريخ شرق باستان و با درجات مختلفي از ظرافت آشكار مي‌شوند. طرح و ترتيب مدوّر شهر «هترا» (Hatra)، بهترين نمونه‌ي شناخته شده از عصر پارتي، فاقد يك مفهوم هندسي اصيل است. اين امر بعيد است كه محيط مدور شهر «داراب‌گرد» (Darabgerd) پيش‌الگويي براي طراحي شهر اردشير- خره باشد؛ چرا كه بناي اين شهر احتمالاً از سده‌ي هشتم ميلادي آغاز مي‌گردد. نقشه‌ي مدور شهر تيسفون و موضع‌نگاري عمومي كاوشگاه مدائن همچنان مورد بحث است، و طرح شهر مدور اصفهان عصر ساساني نيز به طور گزارش‌ شده‌اي، هنوز علني نشده است. احتمال دارد كه اردشير- خره بر طرح شهرهاي مدور متأخري چون «بغداد» منصور وجايگزين‌هاي آن تأثير گذارده باشد.
درباره‌ي ساختار معماري‌شناختي و جامعه‌شناختي شهرهاي راست‌گوشه‌اي مانند «جندي شاپور»، «ايوان كرخه»، و «بيشاپور» جزييات اندكي دانسته است. اكثر شهرهاي اين دوره مسلماً ماندگاه هاي كهن‌تر را با الگويي قاعده‌مند و به طور اندام‌وار رشد يافته، ادامه داده‌اند، چنان كه در شهر «استخر». برخي مناطق مسكوني متعلق به دوران ساساني در كيش، تيسفون، لرستان، رقبت المدائن، و قصر ابونصر نقشه‌برداري يا خاك‌برداري شده‌اند. اما آگاهي ما از زندگي روزمره‌ي طبقات ميانه و فرودست اين مناطق، همچنان نارسا و ناقص مانده است.
اجزاي اصلي باروها و استحكامات شهرهاي عصر ساساني عبارت بود از: خندق‌ها، ديوارهاي داراي محل قدم زدن و پاس دادن، پنجره‌هايي كور و سوراخ‌هاي تيراندازي با پوششي افقي يا سه‌گوش، كنگره‌هاي پله‌دار، راه‌روها يا اتاق‌هايي باريك در داخل ديوارها، و باروهايي دوپهلو با پيش‌آمدگي بسيار، عموماً با سرچينه‌هاي نيم‌دايره‌اي. در ميان باروهاي مشخص دوپهلويي، دروازه‌هايي ساده قرار داشت و در ِ اتاق‌ها و حجره‌ها با سكويي دفاعي كه سوراخ‌هايي عمودي در بالا، شايد براي ارتباط صوتي داشتند، متصل و مرتبط بودند. *

* D. Huff, "Architecture III. Sasanian": Encyclopaedia Iranica, vol. 2, 1987, p. 313

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

+ تاريخ‌نگاري و ايران‌شناسي (تورج دريايي)
+ چند كلمه به پان توركيست‌هاي غافل! (كاوه آهنگر)
+ هندو-اروپايي‌ها و هندو-ايراني‌ها (خداداد رضاخاني) - مقاله‌اي بسيار علمي و خواندني.

/ 63 نظر / 38 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رهگذر

دربار گرگرها (يا کنگرها)، در نزدیکی اردبیل شهری به نام کنگرلو وجود دارد. در استان خوزستان نیز منطقه ای به نام گرگر وجود دارد، که به علت حکومت ترکان در قرون اولیه اسلامی در خوزستان بوده و خلیج فارس نیز در دوره ای خلیج کنگر/گرگر خوانده میشده است.

رهگذر

درباره آن متون که میپندارند به زبان اودی میباشد، فقط من میتوانم این مطلب را بگویم که صدها دانشمند برای اتصال آن به زبان اودی کلی کار کرده اند،‌ ولی کمتر کسی به بررسی متون ترکی یافت شده در آذربایجان(شمالی) پرداخته است. مثل اینکه زیاد از ترکها خوششان نمی آید.

رهگذر

من یک سووال از شما میپرسم. اگر آذریها ترک واقعی نیستند، پس این فولکلور ترکی،‌ ضرب المثلهای ترکی، و ... اینها را هم پانترکها در ۸۰۰ سال پیش درست کرده اند؟

babayadgar

اقای رهگذر زبان البانهای کهن را به اودي امروز ربط داده اند و اگر شما مسئله ای با اين دارد برويد به اين لينک و به انها بگوييد که در غلط هستند و جناب اغاسی اغلو که يک مقاله علمی در سطح جهانی ندارد انها را ترکی شمرده است. http://www.azer.com/aiweb/categories/magazine/ai113_folder/113_articles/113_index.html زازا الکسی این زبان را از نامفهموی به دنیا شناسانده و ان بازماندهای زبان البانی بر خلاف نظر پان تورکیستی مانند اغاسی اغلو ترکی نیستند.

babayadgar

ده ها تاريخ نويس زبان مردم آذربايجان را از دوران هردوت و کتيبه داريوش تا دوران ترکمن-صفوی ايرانی خوانده اند. بر خلاف اين يک تاريخ نويس يا سفرنامه ای زبان مردم آذربايجان را ترکی نخوانده است. پس مسئله تمام هست و اگر فکر می کنيد که حضور ترکان از ان که دانشمندان می دانند قديميتر است برويد يک مقاله معتبر در سطح جهانی بنويسيد وب بعد.

babayadgar

فوکلور هم به هر زبانی بعد از ۲۰۰ سال حداقل ساخته می شود. همچنين داستان کور اغلی بين اقوام زرد پوست اسيايی ميانه رايج هست و بسيار مشهور می باشد. امروز اقوام هزاره افغانستان که بازمانده قوم مغول می باشند همه فوکلورشان به زبان فارسی هست و حتی شاهنامه را بخوی می دانند. گرگرها هم ترک نبودند و شما بجز مطلب اغاسی اغلو سندی ندادید. برخلاف این ما به مقاله زازا الکیسزده اشاره کردیم که گرگرها را همان از اقوام قفقازی شمرده است. استرابو هم هيچ چيزی درباره خزرها ننوشته و همچنين جوزف فلاوی چيزی درباره پچنگها ننوشته. درباه نام آذربایجان هم سعی کردید که تحریف کنید ولی دیاکونوف جوابتان را داده است و اندریاپات.. یک قلعه می باشد. اقوامی که هيچ اثار زبانی از دست انها به ما نرسيده و هیچکسی به انها ترک نگفته را ما ترک قبول نداريم. شما هم نمی توانيد ثابت کنيد انها ترک بودند. اگر منظورتان هم نام «گرگر» هست که خيلی ارمنيها اسم اخرشان «گرگر» می باشد.

babayadgar

شما اول برويد يک مقاله در سطح جهانی بنويسيد و با اسناد و نه به ( قول اشخاص پان تورکيست) يک مقاله انگليسی در سطح جهانی بنويسيد و بعد به سفارتخانه های باکو و انکارا بگوييد که زبان ترکی آذربايجان ريشه اغوزی ندارد!؟ و بعد موقعی که بريتنيکا و منابع موثق ديگر حرفشان را عوض کردند ما هم تجديد نظر خواهيم کرد. فعلا ايرانی بودن زبان آذربايجان را ده ها تاريخ نويس کهن ذکر کرده اند. درباره تاتهای باکو هم تئوری مختلفی هست. زبان تاتهای يهودی با زبان تاتهای مسلمان(اغلب تاتها) فرقهایی دارد. بعضی از تاتها می گويند که در زمان ساسانيان انها به ان اطراف مهاجرت کرده اند. به هر حال تاتی باکو بيشتر به فارسی نزديک است و تاتی آذربايجان و قزوين .. بسيار به تالشی و زازايی نزديک می باشد.

babayadgar

بقول دوستمان. ما منتظريم كه از تمدن هفت هزار ساله‌ي تركان در ‎آذربايجان (!!!) مداركي بسيار بسيار بيش‌تر از اين دو - سه مأخذ جعلي (که شما ارائه کردید) ببينيم و دريافت كنيم.

babayadgar

اسناد ما هم بسيار درباره زبان البانهای قفقاز تازه می باشد. اقای Zaza Alexidze در سال ۲۰۰۱ توانست که انها را بخواند و بجهان معرفی کند و الفبايش را بخواند. بر خلاف اين٬ اغاسی اغلو می گويد که ان زبان ترکی هست. کارش هم چاپ در مجله های معتبر گشته و مقبول جهانی می باشد. http://www.azer.com/aiweb/categories/magazine/ai113_folder/113_articles/113_index.html اين اغاسی دروغلو از بس که ديوانه است که می گويد که الفبای ارمنی از الفبای ترکی!!!! - يونانی و ارامی ساخته شده است! http://karabakh-doc.gen.az/ru/azerpeople/ap010eng.htm از نام سایت بالا هم معلوم هست که یک مقصد سیاسی دارد!

babayadgar

منظورم کار زازا الکيسزده مقبول جهانی می باشد. ايشان توانست که خط البانی را با کمک از زبان اودی بخواند و اين به شناسايی اقوام پيشين قفقازی در قفقازی بسيار کمک خواهد کرد. http://www.azer.com/aiweb/categories/magazine/ai113_folder/113_articles/113_index.htm