يادمان‌هاي باستاني استان فارس

دوره‌ي پيش‌تاريخي: باستان‌شناسان تنها تعدادي از تپه‌هاي بي‌شمار پيش‌تاريخي واقع در كوه‌‌هاي فارس را كاويده و بررسي نموده‌اند. بيش‌تر فعاليت‌هاي آنان بر جلگه‌ي "مرودشت"، در مركز استان فارس متمركز شده بود: در تل باكون، تل دروازه، تل گاپ، تل مُشكي، تل تيموران، تل شقا، تل نخودي در پاسارگاد، و تل ريگي در فيروزآباد. محل شديداً ويران واقع در "تل مليان" در شمال غربي جلگه‌ي مرودشت، داراي ارج و اهميت بسيار است، چرا كه وجود جايگاه شهر باستاني «انشان»، مركز پادشاهي انشان و جزيي از پادشاهي ايلام از هزاره‌ي سوم پ.م. را اثبات كرد؛ "انشان" همان قلم‌رويي را دربر مي‌گرفت كه ديرتر، "پارس" ايراني دربر داشت. حفاري‌هاي انجام شده در اين حوزه، بخشي از چينه‌هاي ايلامي را با معماري ماندگار آجري- گلي، و نيز بازمان‌هايي را از تصرفات پارتي و ساساني آشكار ساخته است. برجسته‌ترين بازمانده‌هاي دوره‌ي ايلامي در فارس، آثاري از صخره‌نگاري‌هاي ايلامي در زير و كنار برجسته‌نگاري‌هاي بهرام دوم ساساني (93-274 م.) در نقش رستم در كناره‌ي شرقي جلگه، و برجسته‌نگاري‌هايي ستايش برانگيز بر بلندي «كورانگون» واقع در دره‌ي "فهليان"، مي‌باشند؛ بيش‌تر صخره‌نگاري‌هاي ايلامي در غربي‌ترين نقطه‌ي رشته كوه زاگرس وجود دارند.
دسته‌ي مشخصي از يادمان‌هاي ايلامي، گورگاه‌هاي توده‌سنگي هستند كه در استان‌هاي مجاور شرقي نيز يافته شده‌اند. فراواني و پراكندگي اين آثار هنوز به طور كامل شناخته و مورد توجه قرار نگرفته‌اند، و اگر مطالعه نيز شده باشند، زمينه‌ي قومي و فرهنگي- ديني آن‌ها ناروشن است. به نظر مي‌رسد كه اين گورگاه‌ها تا روزگار ساسانيان نيز استفاده يا بازاستفاده شده‌اند، اما نظريات موجود درباره‌ي تاريخ پيدايش آن‌ها، از هزاره‌ي سوم پ.م. تا اواخر عصر آهن، متغير است.
دوره‌ي هخامنشي: برجسته‌ترين يادمان‌هاي باستان‌شناختي، نه تنها در استان فارس، بل كه در سراسر ايران، متعلق به دوران هخامنشي‌اند (331-559 پ.م.)، چرا كه دودمان شاهنشاهي اين ايالت (پارس) بر نيرومندترين امپراتوري در تاريخ ايران فرمان مي‌راند. بنيان‌گذار اين پادشاهي، كورش كبير (30-559 پ.م.)، اقامتگاه خود را در پاسارگاد، واقع در دشت مُرغاب بنا نمود؛ اين محل مركب بود از يك دژ يا سكوي كاخي كه اينك با نام تخت مادر سليمان شناخته مي‌شود؛ يك باروي آجري- گلي پيوسته به آن؛ و ساختمان‌هاي كاخ كه به مقياسي بزرگ بنا نهاده شده بود و پارك محوطه را آبياري مي‌كرد. آرامگاه بي‌تكلف كورش كمي دورتر در جنوب غربي قرار دارد. كاركرد برج‌واره‌ي «زندان سليمان» در نزديكي سكو، هنوز نامعلوم است؛ به اصطلاح «صحن مقدس» با دو پايه‌ي سنگي آن، به طور آزمايشي به عنوان جايگاهي براي نيايش آتش شاهانه تعيين هويت گرديده است.
داريوش يكم (486-522 پ.م.) اقامتگاهي جديد، يعني «پرسپوليس» را در حدود هشتاد كيلومتري جنوب غربي پاسارگاد، در بخش فرودست و بارخيزتر جلگه‌ي مرودشت بنا كرد. مجموعه ي سكو، كه امروزه "تخت جمشيد" خوانده مي‌شود، با تالارهاي ستون‌دار ويران‌شده‌ي آن كه با برجسته‌نگاري‌هايي تزيين گرديده؛ باروي پيوسته به آن، و ساختمان‌هاي كاخ‌وار، اداري و آييني در پايين سكو، توسعه و تكامل كلاني را، بل كه بسيار بيش‌تر از دگرچهره‌ي (variation) متمركز ساخت‌وساز در پاسارگاد، نشان و نمايش مي‌دهد. آثار كاخ‌هاي هخامنشي و بناهاي مهندسي در دشت و پيرامون آن يافته شده‌اند. در صورتي كه برخي نيز در مناطق ديگر استان فارس، مانند برازجان و فهليان شناسايي گرديده‌اند. در اين دوره، جايگاه ايلامي نقش رستم به گورستاني شاهانه مبدل شد و در پي داريوش، گونه‌اي آرامگاه صخره‌اي هخامنشي، با نمايي چليپاوار و تزيين شده با طرحي استاندارد از برجسته‌نگاري‌ها، در آن ايجاد گرديد. ديگر آرامگاه‌هاي شاهانه در «كوه رحمت» تراشيده و نهاده شدند. به نظر مي‌رسد كه «تخت رستم» در نزديكي نقش رستم، روگرفتي (copy) ويران شده از آرامگاه كورش باشد؛ ديگر هماني (replica) تخريب شده‌ي آن، يعني «گور دختر»، در دره‌ي «بُزپار» در جنوب كازرون واقع است. بناي معماوار «كعبه‌ي زرتشت» در مقابل تپه در نقش رستم، روگرفتي از "زندان سليمان" در پاسارگاد است؛ اين بنا سنگ‌نبشته‌ي سه زبانه‌ي متأخرتري را از شاپور يكم (70-240 م.) دربر دارد.*

* D. Huff, "Fars V. Monuments": Encyclopaedia Iranica, vol. IX/3, 1999

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

+ نوروز جشن بازگشت به زندگي، جشن آفرينش (دكتر بدرالزمان قريب)

/ 40 نظر / 46 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Nader

آقا دارا تو اول برو غلط های املايی ات را درست کن بعد مردم را قضاوت کن!

armin suren

در اوستايی وازه ای (اسم مفعول) داريم به نام xatta به معنی کنده شده. و از آنحایی که خط ميخی را نوعی کنده کاری می توان شمرد دور نيست که وازه خط نيز از همان xatta اوستايی آمده باشد. و ما می دانيم که حرکت آخر بسياری از وازه ها از دوران باستان و ميانی به دوران نو، می افتند.

ورهرام

در پناه اورمزد پاک هميشه پيروز باشيد.شاد زيد

Ye Azaree VatanParst

http://web.peykeiran.com/net_iran/irnewsbody.aspx?ID=13631

used to be oktay

اقای دارای عزيز ظاهر هيچکس نشانگر ايرانی و يا غربی بودن او نيست. قبلا هم عرض کردم که تمدن غرب ميراث دار کل تمدن بشری است و دنيا هم مرهون انهاست. دنيا را سياه و سپيد ديدن و کليگويی نشان از تعصب دارد که سديست سترگ در مقابل اموختن.فرهنگ ايرانی هم دستاورد همزيستی هزاران ساله پارسيان، يونانيان،آعراب و ترکان است.در همان قرون وسطا هم البسه انسانها ملهم از تمدنهای غالب بوده است.ايرانيان مقيم خارج افرادی سخت کوش و پرکارند که برای زندگی بهتر مهاجرت نموده اند.

نادر پوارافر

بابايادگار اين ريشه يابی از نام Aphrodite يکی از خنده دارترين هاست که از پان ترک ها ديدم. ولی جدا همه‌ی ريشه يابی هاشون همينطور مضحک و سرگرم کننده هستن. يه بار تو يه مقاله از يه پان ترک که به قول خودش مدرک دکترا هم داشت ميخوندم و داشت نام نخجوان رو ريشه يابی ميکرد. ايکاش اونو کپی کرده بودم نميدونی چقدر مضحک بود. چيزی که تو اينی که تو نشون دادی جالبه اينه که اينا حالا حتی رفتن سراغ anagram !!! برای دوستانی که شايد ندونند anagram يعنی يک لغتی که از قاطی کردن حروف يک لغت ديگه ساخته شده باشه .... مثلا «بستنی» يک anagram از «بی سنت» هست يا «funeral» و «real fun» !! ميبينيد که اين فقط بازی با لغات هست و به هيچ وجه نميشه جدی گرفتش. برام جالبه که اين نفهم ها حتی از anagram هم در «ريشه يابی» هاشون استفاده ميکنند.

Nasser

سلام و واقعا دست مريزاد خسته نباشيد به اين می گن مطلب راستی می تونی راجع به ايلام و آشور هم بنويسی ؟ قربانت ناصر

used to be oktay

بابا يادگار عزيز ، ايا منبعی در مورد مرد نمکی سراغ داريد؟ پورپيرا مدعيست که مرد نمکی اسلاو است و خدا می داند که چطور از روی يک جسد که در ايران يافت شده به اين نتيجه رسيه است.

gadfly

salam

سرباز کورش

درود سالنامه ایرانی سال 1388 را از تارنگار ما رایگان دریافت کنید ( دیدگاه خود را بیان کنید ) برداشت سالنامه و قرار دادن آن در تارنگارتان روا است اما اگر همراه با نام تارنگار ما باشد. خرسند میشویم ما را لینک کنید