غائلۀ فرقۀ دموکرات آذربایجان و مقاومت ملّی مردم محلّی

دانشکده ادبیات دانشگاه تهران میزبان نشستی با موضوع بررسی زمینه‌های بروز و ظهور و علل سقوط فرقه دموکرات آذربایجان بود. در این نشست احسان هوشمند، کاوه بیات، داود دشتبانی، میرنبی عزیززاده، رحیم نیکبخت، علی درازی و علی کالی‌راد به سخنرانی پرداختند. داود دشتبانی، مجری جلسه، با ذکر مقدمه‌ای جلسه را آغاز کرد. او گفت: «رخداد ۲۱ آذر یک اتفاق مهم تاریخی است زیرا بر سرنوشت کشور و مردم ایران تاثیرگذار بود. شاید بتوان همبستگی مردم ایران در آن برهه را با هشت‌سال دفاع مقدس مقایسه کرد؛ به نحوی که در هردو رویداد مردم ایران برای حفظ استقلال و تمامیت ارضی خود مجاهدت‌های بسیاری از خود نشان دادند. اين اواخر که اسناد مهمی درباره اهداف و برنامه‌های فرقه دموکرات آذربایجان منتشر شده است به قطعیت و به طور جامع می‌توان گفت که اتحاد جماهیر شوروی با طرح از پیش تعیین‌شده و با استفاده از نیروهایی مانند جعفر پیشه‌وری مترصّد جدایی بخشی از خاک ایران بوده است. این اسناد بسیاری از ابهامات را از بین برده است و در صورت رجوع به آن‌ها شبهه‌ای در این موضوع باقی نمی‌ماند. پیش از انتشار اسناد معمولاً چند خوانش از رخداد ۲۱ آذر ارائه می‌شد. برخی از روشنفکران در نبود اسناد می‌گفتند که اتفاقات آذربایجان در آن سال‌ها واکنش عمومی به دیکتاتوری رضاشاه بوده است. بعضی دیگر با یک خوانش کاملاً کمونیستی ادعا می‌کردند که میل به خودمختاری در میان مردم آذربایجان بوده است. عده‌ای دیگر میل به تحصیل به زبان مادری را مطرح می‌کردند و عده‌ای دیگر میل به توسعه را عامل آن اتفاقات می‌دانستند. تمام گزاره‌ها با انتشار اسناد متقنی که منتشر شده است به حاشیه رفت و بر همگان روشن شد که رهبران شوروی با برنامه‌ریزی وسیع در پس آسیب‌رساندن به خاک ایران بوده‌اند. در کنار توجه به این اسناد باید واکنش اجتماعی در آن زمان را نیز ارزیابی کرد؛مردم آذربایجان نیز روی خوشی به فرقه نشان ندادند. در این نشست سعی می‌شود که واکنش‌های مردمی در مواجهه با فرقه دموکرات بررسی شود. این موضوع زمانی اهمیت دوچندان پیدا می‌کند که از سال ۱۳۵۷ تاکنون افرادی با نقاب پهلوی‌ستیزی در صدد حمایت از تمایلات جدایی‌طلبانه برآمده‌اند و تلاش می‌کنند که خاستگاه فرقه را ظلم‌ستيزی معرفی کنند. اگر به رویکرد مردم در زمان فعالیت‌ها و حکومت یک‌ساله فرقه توجه کنیم، تمام این موضوعات رفع می‌شود زیرا درخواهیم یافت که مقاومت‌های محلی گسترده‌ای علیه جریان پیشه‌وری صورت گرفت و در همان زمان نیز مردم مدافع جریان وابسته به شوروی نبودند».

قدرت‌های فرامنطقه‌ای و افزایش فشار بر ایران

کاوه بیات، تاریخ‌نگار و پژوهشگر با بررسی تاریخی رخداد ۲۱ آذر به ابعاد مختلف آن پرداخت. او اظهار کرد:«ایران در همه زمینه‌ها اعم از جغرافیایی، شرایط آب‌وهوایی، جمعیتی و ملاحظات تاریخی و سیاسی ویژگی‌هایی دارد که هر یک از قدمتی دیرینه برخوردار است. اگر فقط به ملاحظات تاریخی و سیاسی این سرزمین بپردازیم، به دلیل موقعیت جغرافیایی از دیرباز در معرض تاخت و تاز‌ بوده است. زندگی در این سرزمین در کنار واقعیت استراتژیک غیرقابل اجتناب توأم است. از یک دوره به بعد با افزوده‌شدن منازعات، مجموعه‌ای از قدرت‌های فرامنطقه‌ای بر این حوزه و شتاب بیش از پیش تحولات جهانی کاملا آشکار بود که به دانشی به مراتب بیش از این ملاحظات نیاز است. دانشی که باتوجه به اسناد و گزارش‌های برجای مانده از پاره‌ای از رجال دیگر در این گونه مسائل به نظر می‌آید. در توضیح بیشتر این مقوله می‌توان به ظهور و سقوط فرقه دموکرات آذربایجان اشاره کرد. یکی از شگفت‌انگیزترین ویژگی‌های این بحث فقدان یک درک تاریخی و شناسایی پیشينه آن است؛ تلاش و تحرک برای فراهم‌کردن مقدمات جدایی مردمان ترک‌زبان ایران با زیر سؤال بردن هویت ملی آنان حداقل از سال‌های نخست قرن بیستم با شکل‌گیری گرایش‌های ترک‌گرایانه در نواحی مسلمان‌نشین روسیه و امپراتوری عثمانی آغاز شد؛ با شروع جنگ جهانی اول و به ویژه بعد از فروپاشی روسیه بر اثر انقلاب روسیه، آنچه بیشتر به صورت نظری در حوزه اتحاد ترکان جهان مطرح بود، جنبه نظامی و عملی به خود گرفت که شاید مهم‌ترین نتیجه آن پیشروی عثمانی‌ها به سمت قفقاز و آذربایجان نامیده شدن ايران بود و با شکست عثمانی‌ها در جنگ جهانی تلاش‌های مشابهی که از یک سو در آذربایجان آغاز شده بود و همچنین توسعه این تحرکات به تعویق افتاد. سرگذشت بعدی این داستان را نیز می‌توان در مرحله نخست به صورت همکاری کوتاه‌مدت بلشویسمو ترکیسم دید. به یک صورت سیاسی‌نظامی در خلال همکاری آن دو در پایان دادن به استقلال جمهوری‌های مستقل قفقاز و به دنبال آن مجموعه تحرکات مشترک انورپاشا در کنگره باکو بروز کرد و کم و بیش به صورت همزمان به یک صورت فرهنگی‌سیاسی در فرادستی گرایشات ترک‌گرایانه به صورت حضور گسترده آموزگاران ترک در مؤسسات آموزشی جمهوری آذربایجان شوروی یا شکل دادن به تقسیمات جدید اداری در آسیای میانه با هدف روشن تضعیف ایران در آن حدود در این مرحله اولیه به جدا شدن راه آن دو می‌توان اشاره کرد. جای گرفتن بدنه اصلی پان‌ترکیسم در گوشه‌ای از جهان‌‌بینی ترکیه و تداوم نوع محدود و تحت کنترل در قالب سیاست‌های توسعه‌طلبانه اتحاد جماهیر شوروی بود که نمونه برجسته آن شکل‌گیری پان‌آذریسم و تئوریزه‌کردن بحث دو آذربایجان و... بر اساس مباحث مارکسیسم-لنینیسمی مربوط به خلق‌ها و دیگر مفاهيمی مشابه است. همان‌گونه که اشاره شد، یکی از شگفت‌انگیزترین ویژگی‌های طرح و بحث ماجرای فرقه دموکرات آذربایجان در میانه دهه ۱۳۲۰ نبود بلكه یک درک تاریخی از این موضوع و شناسایی پیشينه آن بود. قطعاً پاره‌ای از رجال وقت چون محمد مساعد، حسین اعلاء، حسن تقی‌زاده، سید ضیاءالدین طباطبایی و قوام‌السلطنه از میان ده‌ها چهره مشابه دیگر که جنگ نخست جهانی و تحولات بعدی آن را در چهارچوب مناسبات خارجی ایران ترجمه کرده بودند، به صورت فردی از این مسائل آگاه بودند و بر این اساس نیز هریک در مقام مقابله با تلاش دولت شوروی برای تجزیه ایران، ایستادگی کردند اما موضوع اصلی مدون نبودن این آگاهی است حتی‌الامکان، هم پاره از اسناد موجود در مراکز آرشيوی و هم پاره‌ای از جراید منتشرشده در این دوره را دیده‌ام و دریغ از یک گزارش و یک اشاره در این موضوع. مگر می‌شود موضوعی به آن اهمیت که برای مدتی سرنوشت ایران را نیز تحت‌الشعاع خود قرار داده بود و حتی تمامیت ارضی کشورمان را به مخاطره انداخته بود، مورد اشاره قرار نگیرد؟! یکی از معدود گزارش‌هایی که در این زمینه ملاحظه شد، گزارشی به قلم اسماعیل مجدی، از کارمندان باسابقه وزارت امور خارجه است که در سال‌های ۱۳۲۳ تا ۱۳۲۴ سرپرستی کنسول‌گری باکو را برعهده داشت. از تجارب مهم او در وزارت امور خارجه در سال ۱۳۲۵ گرفته تا تجارب او در کنسولگری‌های گنجه و باکو و تعلیقش در یک دوره چندساله در پایان جنگ جهانی نخست تا اواسط دهه ۱۳۳۰ شمسی در آن حوزه و تا پیش از عهده‌دار شدن سرپرستی کنسول‌گری باکو در سال ۱۳۲۳ با خدمت در ترکیه و شوروی از این عرصه دور نبود که بررسی فعالیت‌های او بسیار با اهمیت است».

بررسی چند ملاحظه مهم

احسان هوشمند، پژوهشگر مطالعات قومی ضمن اشاره به چند نکته مهم که مسئولان باید برای اصلاح آن‌ها بکوشند به بازخوانی نامۀ مهم دکتر جاوید در اسفند سال ۱۳۲۶ پرداخت و گفت: «در ابتدا به روح پاک تمام شهدای راه وطن درود می‌فرستم. بحث این نشست را با ذکر چند ملاحظه ادامه می‌دهم. نخست آنکه واقعا تاسف‌بار است که اسناد مرتبط با فرقه دموکرات در مرکز اسناد مجلس وجود ندارد و معلوم نیست که واقعا گم شده یا ربوده شده است، امیدوارم به این موضوع به طور جدی رسیدگی شود. دوم آنکه در دو و نیم دهه اخیر شاهد استفاده ابزاری از بحث‌های قومی در انتخابات بوده‌ایم. حتی در عالی‌ترین سطوح انتخاباتی، برخی از نامزدها بحث‌های قومی را دستاویز کسب رای می‌کنند و این روش جایگزین ملی اندیشی شده است و متاسفانه هیچ‌نظارتی نیز بر این موضوعات صورت نمی‌گیرد. عجیب است که مسئولان برای ورود چند خانم به ورزشگاه‌ها حساسیت به خرج می‌دهند اما در خصوص این موضوع بسیارمهم سکوت را در پیش گرفته‌اند. نکته دیگری که اشاره به آن لازم است سیاست مسئولان چه پیش و چه پس از انقلاب در خصوص مهاجران است. واقعا تاسف‌بار است که مسئولان سیاست خارجی به همه چیز می‌پردازند به جز سرنوشت ایرانیان در اقصی‌نقاط جهان. موضوع مورد اشاره بعدی ملاحظات پس از فرقه است. اعضای فرقه از جمله شخص پیشه‌وری اموال، وجوه نقد، طلا و جواهرات بسیاری را از ایران خارج کردند و دولت وقت هرچه تلاش کرد که آن اموال را بازگرداند، موفق نشد. از پژوهشگران انتظار داریم به این مهم نیز توجه کنند. بررسی سرنوشت اموال و از آن مهم‌تر پول نقد، طلا و جواهر قابل توجهی که توسط پیشه‌وری از کشور خارج شد تاكنون دستمایه یک پژوهش مستقلی نبوده است. چرا این مهم مورد توجه جدی قرار نگرفته است؟ آیا این پول‌ها به شکل سازمانی برای بقایای فرقه در شوروی خرج شد؟ یا اینکه پیشه‌وری این وجوه را مصادره شخصی کرده بود؟ چهارم آنکه یکی از دلایل بروز و ظهور فرقه، فساد گسترده اداری وقت بود. فساد اداری مردم را از حاکمیت دور می‌کند و این موضوع در ادوار مختلف در تاریخ معاصر جاری بوده است و مسئولان فعلی نیز باید از تاریخ عبرت بگیرند زیرا این مساله اکنون نیز وجود دارد. نکته پنجم این است که به محض رسیدن قوای دولتی به تبریز اعتراض‌هایی در آن زمان در مقابل مراکز دولتی شکل گرفت و مردم خواستار برخورد با عناصر فرقه بودند که این موضوع یعنی واکنش های مردمی در برابر فرقه هم در دوران اشغال و هم پس از آن چندان مورد توجه قرار نگرفته است. دکتر جاوید و میرزا علی شبستری در آن زمان دو نامه مهم دارند. این دو از شخصیت‌های مهمی بودند که گرچه در ابتدا با فرقه همراه شدند اما از مقطعی به بعد راه خود را جدا کردند. دکتر جاوید در اسفند سال ۱۳۲۶ در نامه‌ای خطاب به وزیر دادگستری وقت نوشت:«۱. اینجانب نمی‌تواند انکار نماید که یک نفر ایرانی هستم که به استقلال و آزادی مملکت صدقه دادم و هر چه از دستم آمده و در هر کجا بودم جز خدمت به مملکت و آزادی و استقلال ایران مقصد دیگری نداشته و ندارم. وضعیت مادی اینجانب که بعد از نوزده سال خدمت پزشکی دلیل کافی بر این موضوع می‌باشد و هر آن حاضرم در دسترس قوای تفتیشه بگذارم. ۲. آقایان وزرای محترم تصدیق خواهند فرمود وقتی که شخصی نظر مادی از کارهای اجتماعی نداشته باشد ممکن است سهو نماید ولی خیانت نخواهد کرد. ۳. در موقع تشكيل فرقه دموکرات آذربایجان اینجانب در تهران در شرکت بیمه ایران مشغول انجام وظیفه‌بودم وقتی که بیانیه فرقه را خواندم با موضوع‌های انجمن‌های ایالتی توسعه حقوق شهرداری‌ها ازدیاد نمایندگان آذربایجان موافق ولی با محدودیت و اسم فرقه در آذربایجان و پیش‌انداختن زبان ترکی مخالف بودم. ۴. چون در آذربایجان بين آزادی‌خواهان قدیم و جدید سابقه داشتم، تصمیم گرفتم به آذربایجان رفته و با سران فرقه آزادی‌خواهان دیگر مذاکره نمایم شاید بتوانم آن‌ها را قانع کرده و مشغول شوم. تقریبا پس از بیست روز که به تبریز رفتم با سران فرقه از قبیل آقای شبستری و پیشه‌وری مذاکره کردم ولی متأسفانه پیشه‌وری مخالفت کرد چون عده‌ای از دوستان وعده مساعدت به اینجانب دادند؛بنابراين تصمیم گرفتم در تبریز مانده و برای اصلاح کار سعی نمایم. معتقد بودم که در درون تشکیلات بهتر و بیشتر می‌شود به اصلاح کار کوشید. ۵. قبل از نهضت ۲۱ آذر اینجانب در نتیجه مخالفت پیشه‌وری در کمیته مرکزی متصدی امور نبوده و فقط عضو ساده بودم. ۶. اول خدمت موثر اینجانب از روز نهضت شروع می‌شود در روز نهضت توانستم جلوی غارت اموال دولت را گرفته، حیثیت صاحب‌منصبان قشونی را حفظ نمایم. گمان نمی‌کنم یک فرد ژاندارمری یا یک صاحب منصب ارتش پیدا شود که از اینجانب رنجیده باشد. برای اثبات می‌توانم آقای سرگرد مهرداد و سرهنگ منصوری و سروان سیاح را تذکر دهم. ۷. من همیشه ساعی بودم با کمک اشخاص صالح جلوی از اجحافات و کارهای ناحق پیشه‌وری را بگیرم و به همین مناسبت طرف بغض شديد او واقع بودم. اینجانب با کمک آقای شبستری اموال ضبط شده اغلب اشخاص را (مثل خانواده بهبودی‌ها، میرحمزه فرشچی و...) را به صاحبانشان کلاً و جزئاً مُستَرَد كردم. عده زیادی را از حبس پیشه‌وری از قبیل آقای بهادری نماینده فعلی سراب و آقای تقی بیت‌الله، آقای دکتر فیضی جراح بیمارستان ارومیه و غیره خارج كردم. بغض و کینه آقای پیشه‌وری نسبت به اینجانب و آقای شبستری این‌قدر عمومی شده بود که مشتی مخبرین روزنامه آمریکا تحت‌نظربودن اینجانب و آقای شبستری را در اخبارشان ذکر کرده بودند. ۸. وقتی موضوع موافقتنامه با دولت مرکزی پیش آمد، از همه خوش‌وقت تر ما و رفقای صالح ما بودند وقتی که آقای پیشه‌وری در تهران خواست موافقتنامه را امضا نماید، موافقتنامه در تبریز در نتیجه جدیت اینجانب و حسن نیت آقای شبستری عملی شد. تمام آقایانی که از مرکز تشریف آورده بودند، از قبیل آقای صادقی و آقای سرهنگ هدایت، سرتیپ[علوی] و موسوی‌زاده نمی‌توانند انکاركنندکه اینجانب چقدر ساعی برای تسريع امضای موافقت‌نامه بودم. ۹. طرح فوق به‌طور خلاصه مربوط به دوره قبل از استانداری اینجانب است و چنان‌که عرض شد، گمان نمی‌کنم یک نفر از اینجانب شاکی باشد در یک موضوع هم که نتوانم کمک نمایم بر مخالفت شدید پیشه‌وری برخورد کرده است اما بعد از استانداری. ۱۰. بعد از آشنایی با آقای قوام‌السلطنه و معرفی به حضور اعليحضرت همایونی و دریافت احکام یکی از کارهای اینجاب جلب مهاجران آذربایجان و تشویق بازگشت به آذربایجان است؛ چنانچه موقع مراجعت بعضی از نمایندگان مهاجران را به آذربایجان بردم. ۱۱. در نتیجه کوشش‌های اینجانب در مسافرت اول راه آهن زنجان به نمایندگان مرکز تحويل گردید. ۱۲. برای اینکه آقایان وزرای محترم از حسن نیت اینجانب اطلاع داشته باشند و یقین نمایند که بنده جز خدمت به آب و خاک قصد دیگری نداشته‌ام از وزیران آن دوره که با بنده تماس داشته‌اند و از روحیه بنده کم و بیش مطلع شده‌اند جویا شوند. ۱۳. بعد از بیست الی ۲۵ روز با مخالفت شدید پیشه‌وری در تبریز مشغول استانداری بودم و با دستور دولت وقت کميسیون به تهران حرکت کردم. کميسیون سه ماه طول کشید و اغلب با تیمسار سرلشکر رزم‌آرا و تیمسار سپهبد احمدی، سرلشکر هدایت و آقیان هژیر و دیباج تماس داشته با اینکه در بعضی مسائل اختلاف جزیی هم پیش آمد می کرد با این حال یقین دارم که آقایان فوق تصدیق خواهند فرمود اینجانب برای حل اختلاف مرکز و آذربایجان از هیچگونه تشبث و اقدام مضایقه نداشتم. ۱۴. بااینکه تمام اعضای کمیسيون بدون امضا و موافقتنامه حرکت کردند و شدت مخالفت پیشه‌وری فوق العاده شدید بود حتى علناً به آقای شبستری و پادگان، بی‌اعتمادی خود را در نامه نوشته بود، بنده در تهران مانده و بعد از امضای موافقتنامه به زنجان رفته و وسایل تخلیه آن را فراهم نمودم. ۱۵. در موضوع تغییر زبان چقدر من زحمت کشیدم و با روسای مربوطه محلی مذاکره کردم و هر دفعه به تبریز رفته و برگشتم. ۱۶. بالاترین خدمت اینجانب و آقای شبستری ترک مخاصمت آذر ۱۳۲۵ است، اینجانب يقين دارد آن‌ها که وارد جریان هستند آقای نخست وزیر جزيیات نهضت ستارخان را می‌دانند که با ده‌پانزده نفر تفنگچی فداکار نتیجه به کجاها منجر شد. تصدیق خواهند فرمود ده‌پانزده‌هزار نفر فدايی مسلح اگر ترک مخاصمت نمی‌شد جنگ داخلی و برادرکشی ولو اینکه آخرش به مغلوبیت آذربایجان تمام می‌شد، چقدر طول می کشید و چقدر تلفات می‌داد و چه خسارت مادی نصیب ملت ایران می‌شد. فقط حس ملی و وطن‌دوستی ما بود برای جلوگیری از قتل و غارت كه وادارمان کرد زمینه را با کمک اشخاص صالح برای ترک مخامصت آماده كنيم تاموضوع را به عرض اعليحضرت همایونی و نخست‌وزیر وقت برسانم. این موضوع مورد تقدیر اعلیحضرت همایونی و نخست‌وزیر وقت واقع شد. ۱۷. در آن دو روز (۱۱و۱۲ آذر) که پیشه‌وری و نزدیکانش فرار کرده بودند و قوای دولتی وارد نشده بود عمده وجود ما بود که جلو قتل و غارت را گرفت، ما زیر باران گلوله برای استراحت مردم کار می کردیم. فقط توجه الهی بود که ما را زنده نگه داشت. ۱۸. اسلحه‌هایی که با آقای حاجی قاسم خوئی دادم برای حفظ بازار داده بودیم و جلوي غارت بازار را گرفت. آقایان وزرای محترم يقین داشته باشید. اگر استانداری نمی‌شد ۲۵۰ هزار تومان بانک میانه هم از بین رفته بود. ۱۹. کوچک‌ترین خدمت ما در آن روز استخلاص چهل ـ پنجاه نفر معاونان تبریز از قبیل خدیوی، پرچم، اسفندیاری و... بود که در مرند توقیف بودند، گمان نمی‌کنم تلگرافی که اینجانب به نام مشهدی‌رضا حقی و برهانی راجع به استخلاص محترمانه واردکردن اشخاص فوق به مذاکره بود، قابل انکار باشد. ۲۰. احتیاج به تذکر این موضوع نیست که به تمام فرمانداران مخصوصا به سیف قاضی تلگرافی کردم که ترک مقاومت کرده‌ایم و صلاح هم در این است. در نتیجه تلگرافات اینجانب بعضی فرمانداران برای حفظ نظم در ولایات جان خودشان را هم فدا کردند. ۲۱. استقبال از قشون تهیه وسایل استراحت صاحب‌منصبان، رفتن تا بستان آباد محتاج به شرح نمی‌باشد. ۲۲. در مقابل تمام فداکاری‌ها ما منتظر بودیم در دولت ما را مورد لطف قرار داده و زحمات ما را عملا تقدیر خواهند کرد...در خاتمه به نام حفظ آبروی مردم آذربایجان می‌خواهم به عرض آقایان وزرا برسانم اینکه منتشر شده آذربایجانی‌ها قصد تجزیه داشتند برخلاف حقیقت است؛ آذربایجانی به استقلال مملکت علاقه‌مند است. در شدیدترین دوره نهضت نمایندگان انجمن به قرآن مجید برای حفظ استقلال و تمامیت مملکت ایران قسم خوردند». احسان هوشمند در ادامه بخشی از نامه شبستری را نیز مورد بررسی قرار داد.

نقش برجسته روحانیت در مبارزه با فرقه

رحیم نیکبخت، پژوهشگر تاریخ معاصر نیز در ادامه این جلسه با اشاره به نقش روحانیت در تحکیم وحدت ملی و مبارزه با دشمنان خارجی گفت:«در ابتدا باید یادی کنم از شهید بزرگوار اردبیلی، خلبان جدی که برادر ایشان در این نشست حضور دارد. حقیقتا اگر رشادت‌های شهدای راه وطن وجود نداشت، اکنون اساسا طرح موضوعاتی اینچنینی میسر نبود اما در خوانش رخداد‌های مربوط به فرقه دموکرات آذربایجان باید قايل به یک تقسیم‌بندی باشیم. سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه تمام تلاش خود را برای مداخله در ایران به کار گرفتند و در این تردیدی نیست اما بخشی از مردم فرودست نیز به آن‌ها پیوستند؛ مردمی که عموما از ظلم داخلی رنج می‌بردند، چندان سواد بالایی نداشتند و باورهای سنتی در آن‌ها موج می‌زد. در آن زمان روحانیت به شدت علیه این موضوع و به تبع آن علیه شوروی نقش‌آفرینی کردند. این مبارزه آن‌قدر وسیع بود که وقتی میرزا مجتهد اردبیلی فوت کرد در باکو جشن و سرور برپا شد زیرا آن‌ها مجتهد اردبیلی را دشمن سرسخت خود می‌دانستند یا آنکه وقتی اعضای فرقه به ثقه‌الاسلام تبریزی مراجعه می‌کنند و از ظلم موجود در کشور ایران سخن می‌گویند و دلایل خود برای الحاق به شوروی را بازخوانی می‌کنند، او می‌گوید رفتار ژاندارم‌ها دلیل بر دست کشیدن از ایرانی‌بودن‌مان نیست. درواقع نباید از قدرت‌نمایی مذهبی و ملی روحانیت در برابر تفکرات کمونیستی و جدایی‌طلبانه غافل شد».

مقاومت مردم شاهسون

میرنبی عزیززاده، پژوهشگر و نویسنده در این نشست اظهار کرد: «موضوع مورد بحث من در راستای واکنش‌های مردمی به فعالیت‌ها و حکومت فرقه، درباره مردم شاهسون است. در تحقیقاتی که به عمل آورده‌ام، دریافته‌ام که شاهسون‌ها باتوجه به دشمنی دیرینه خود با روسیه و بعد از آن با شوروی همیشه در مقابل تحرکات جدایی‌طلبی ایستاده‌اند. تاریخ یک روح دارد و کسی که می‌خواهد منصفانه سخن بگوید باید به این روح پایبند باشد؛ بنابراین در خوانش دوران حکومت فرقه نه باید مبلغ پهلوی و نه شیفته روس‌ها بود. واقعیت تاریخی به ما نشان می‌دهد که شاهسون‌ها در اوایل دوره رضاشاه حتی اجازه ندادند پای یک کمونیست به کشور مان باز شود. در قلمرو شاهسون‌ها نه کمونیست‌ها و نه بلشویک‌ها حضورنداشتند. در سال ۱۳۲۰ رضاشاه با آن قدرتش تسلیم شد، اما باز هم مردم مظلوم شاهسون مقاومت خود را ادامه دادند. در آن زمان چنگال شیطانی در همه جای کشور وجود داشت. در شرایطی که استالین در شوروی از یک‌سو و کشورهای غربی ازسوی دیگر در اوضاع داخلی ایران دخالت‌های گسترده می‌کردند، شاهسون‌ها با روحیه مقاومت پانصدساله خود پاسدار خاک کشورمان بودند. فرهنگ شاهسون‌ها مبتنی بر ایران، اسلام، بیگانه‌ستیزی و وحدت ملی است. شاهسون‌ها درهشت‌سال دفاع مقدس نیز جان‌فشانی کردند؛ همچنان که تبریز همیشه سنگر دین و کشور ما بوده است. البته در خوانش اتفاقات سال ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۵ نباید همه چیز را بر گردن تفکرات برون‌مرزی انداخت. این موضوع مهم را انکار نمی‌کنم، اما نباید از زمینه‌های داخلی بروز و ظهور فرقه غافل شد. تاریخ یک‌چراغ راه است و باید از آن عبرت بگیریم و مسئولان فعلی نیز بدانند که باید در ابتدا زمینه‌های داخلی رفع شود».

ضرورت تاریخ‌نگاری دقیق

علی کالی‌راد، دیگر پژوهشگر حاضر در این نشست ضمن انتقاد از فقدان تاریخ‌نگاری منسجم در ایران گفت: «در عنوان نشست امروز واژۀ اهریمن وجود دارد. به راستی مراد از اهریمن چیست؟ آیا منظورمان رهبران شوروی است یا از سران فرقه سخن می‌گوییم؟ در بازخوانی تاریخی یکی از خیانت سخن می‌گوید و دیگری از آلت دست‌ بیگانه‌شدن و یکی دیگر از سرکوب محرومان و تحریف تاریخ صحبت می‌کند و در این بین و در خلأ تاریخ‌نگاری دقیق سرگردان می‌شویم و باید به انتظار اسنادی بنشینیم؛از سوی کشورهای بیگانه در اختیار ما قرار داده می‌شود و همه این‌ها چه نسبتی با حال امروزمان دارد؟ آیا مردم گرفتار معیشت توانی برای بازخوانی گذشته دارند؟ و آیا در این مشکلات عدیده اجتماعی و اقتصادی بازهم اهریمن درصدد رویارویی با منافع ملی ایرانیان برنمی‌آید؟ بنابراین ضرورت دارد که نه از سرجنجال و کینه‌توزی، بلکه از منظر علمی به تاریخ‌نگاری دقیق بپردازیم زیرا تاریخ چراغ راه ما و آیندگان است. نباید در انتظار تاریخ‌نوشته‌های بیگانگان باشیم زیرا آن‌ها تاریخ را طوری می‌نویسند که اهداف و امیال خود را تامین کنند. باید بدانیم که اهریمن هر روز به شکلی نوین در می‌آید و ایران را نشانه رفته است و ما باید همیشه مهیای مقابله با آن باشیم تا کوچک‌ترین گزندی به کشورمان، ایران وارد نیاید».

سرنوشت غمبار مهاجران ایرانی

علی درازی، پژوهشگر، با بازخوانی سرنوشت مهاجران ایرانی به شوروی بیان کرد: «من می‌خواهم قدری درباره سرنوشت غمبار مهاجران به شوروی صحبت کنم. ۲۵ تا سی‌هزار نفر در ده روزی که مرز [باز] بود به سمت آذربایجان شوروی مهاجرت کردند؛ طبقاتی که معمولاً کشاورز و ظلم‌کشیده بودند و عموم آن‌ها همفکر افرادی مانند پیشه‌وری نبودند و ایدئولوژی خاصی نداشتند. تا کنون پرسیده‌ایم که چه بر سر آن مهاجران ایرانی آمد؟ سرنوشت ایشان بسیار غمبار است و بسیاری از آن‌ها در معادن ذغال سنگ در سیبری مشغول به فعالیت شدند. حکومت شوروی از هموطنان ما بیگاری می‌کشید و حیات آن‌ها را نابود کرد. اين اواخر با چندنفر از آن‌ها صحبت می‌کردم، سرنوشت بدی را تعریف می‌کردند. اکثر این مردم نمی‌دانستند به دنبال چه هدفی هستند. به راستی دستگاه دیپلماسی ما پیش و پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ برای بازگرداندن این‌ها چه کرد؟ فقط در زمان پهلوی دوم قانون عفو عمومی صادر شد و بر اساس آن پناهندگان به شوروی می‌توانستند به ایران بازگردند اما چه عواملی باعث شد که تبلیغات مناسبی برای آگاهی‌دادن که واقعا می‌توان بازگشت، صورت نگرفت؟ در مقابل شوروی به طور مدام به مهاجرات ایرانی می‌گفت که اگر بازگردید، سرنوشتی جز اعدام در انتظار شما نیست. واقعا به جز رده‌های یکم، دوم و سوم باقی مهاجران به حکومت شوروی وابستگی نداشتند. به نظر می‌رسد که دستگاه دیپلماسی ایران در بازگرداندن آن‌ها قصور کرد».

پیوند به منبع

بیشتر بخوانید:

  • بحران آذربایجان از دیدگاه اسناد نویافته شوروی، نوشته ناتالیا یگوروا، نشریه گفتگو، پاییز ۱۳۷۶، شماره ۱۷، صص ۱۰۳-۱۳۵ (دانلود)
  • استالین و فرمان تشکیل فرقه دموکرات آذربایجان، نشریه گفتگو، شهریور ۱۳۸۳، شماره ۴۰، صص ۱۳۹-۱۵۶ (دانلود)
  • پیدایش فرقه دمکرات آذربایجان به روایت اسناد و خاطرات منتشر نشده، نوشته منیژه صدری و رحیم نیکبخت، تهران: مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، ۱۳۸۶ (دانلود)
  • رازهای سر به مهر: ناگفته‌های وقایع آذربایجان، نوشته حمید ملازاده، تبریز: انتشارات مهد آزادی، ۱۳۷۶ (پیوست: در آذربایجان چه گذشت؟ رازهای سر به مهر آشکار می‌شود، نوشته‌ی دکتر حمید احمدی، مجله اطلاعات سیاسی - اقتصادی، مهر و آبان ۱۳۸۱، شماره ۱۸۱ و ۱۸۲، صص ۴۴-۶۱) (دانلود)
/ 0 نظر / 53 بازدید