دیوگنس لائرتیوس و دین زرتشت

دیوگنس لائرتیوس (Diogenes Laertius) نویسنده‌ی تاریخ فلسفه‌ی یونان است که به گونه‌ی مجموعه زندگی‌نامه‌هایی، و در ده کتاب تنظیم گردیده و به نام «زندگی و آرای فیلسوفان برجسته» معروف است. دیوگنس در این مجموعه، به ویژه کتاب یکم آن که مربوط به خاستگاه فلسفه است، از مغان پارسی بحث نموده است. در باره‌ی زندگی دیوگنس چیزی ثبت نگردیده اما از شواهد درونی کتاب وی، چنین بر می‌آید که او در سده‌ی سوم میلادی می‌زیسته است.
بر مبنای دیدگاهی هلنیستی، فلسفه از بربرها سرچشمه گرفته است. اما دیوگنس با رد کردن این دیدگاه، از جایگاه و مکتب فکری مغان پارسی یاد می‌کند و تصریح می‌نماید که مغان در علم و دانش از روحانیان مصری کهن‌تر و پرسابقه‌تر‌اند. وی نام زرتشت را ’قربانی ستارگان‘ معنا می‌کند و زمان او را 6 هزار سال پیش از عبور خشایارشا (465-486 پ.م.) از تنگه‌ی هلسپونت می‌انگارد. دیوگنس می‌نویسد که مغان به وجود دو اصل باور دارند: خدایی نیک و خدایی بد که نام یکی ارمزدس (Oromasde) و نام دیگری اریمنیوس (Arimanius) است. وی می‌افزاید که به عقیده‌ی مغان، انسان‌ها رستاخیز نموده و جاودان خواهند شد.
وی در جایی دیگر بر روابط میان فیلسوفان برجسته‌ی یونان و مغان تأکید می‌کند: می‌گویند مغی مرگ سقراط را برای او پیش گویی کرده بود؛ گفته می‌شود که افلاتون، با وجود علاقه‌مندی به تماس با مغان، به سبب وقوع جنگ از این کار بازماند؛ از یک پارسی به نام مهرداد به عنوان شاگرد افلاتون یاد می‌شود؛ و چنین اظهار شده است که فیثاغورث، دموکریتوس و فیرهو تماس‌هایی با مغان داشته‌اند.
حقایق تاریخی یاد شده در این کتاب عبارت‌اند از: اشاره به شورش یونیه‌ای‌ها علیه پارس‌ها در نامه‌ای از فیثاغورث به آناکسیمندس و در پاسخ‌های فرد پیش‌گفته؛ روابط گزنفون با کورش صغیر و عقب نشینی ده هزار سرباز مزدور یونانی؛ مکاتبات هراکلیوس با داریوش؛ و ذکر ازدواج‌های هم‌خون میان مغان.

/ 6 نظر / 75 بازدید
reza

با سلام! مقاله جالبی در باره زبان فارسی. دوستان لطفا بگويند که آيا نوشتن و پخش اينگونه مقالات در تحکيم وحدت مردم ايران و پاسداشت زبان مشترکمان که ميراث گرانبهای مشترکمان است؛ موثر است يا چسبيدن به افسانه هايی که ديگران در جهت تضعيف وحدت ما برای ما ساخته اند؟ من بعد از خواندن اين مقاله محبت زبان فارسی در دلم جا گرفت و آن را نه زبان يک عده قومگرای افراطی بلکه زبان خودم ميدانم. موفق باشيد

داريوش کيانی

جناب رضا، با بهره‌جويي از چنين لحني هرگز نمي‌توانيد ماهيت خود را به عنوان فردي نژادپرست و تجزيه‌طلب پنهان كنيد. نمي‌دانم از كي تا حالا هجمه و ترك‌تازي به ساحت اركان هويت و وحدت ملي ايران نام‌اش «تحکيم وحدت مردم ايران و پاسداشت زبان مشترکمان» شده، و نام تاريخ و حماسه‌هاي ملي ايران «افسانه هايی که ديگران در جهت تضعيف وحدت ما برای ما ساخته اند» گرديده است؟! كتاب ميهن‌ستيزانه‌اي كه نشر آن موجب هيجان‌زدگي و ذوق و شوق شما – به عنوان يك پان‌ترك - شده است، چيزي جز بازگويي و تكرار كوركورانه‌ي ياوه‌هاي بي‌اساس پورپيرار نيست و نويسنده‌‌ي آن كتاب كم‌ترين دانش و فهمي نسبت به آن چه كه مقلدانه در اين كتاب نوشته است، ندارد. به گونه‌اي كه خواندن آن تنها موجب برانگيختن حس ترحم در خواننده مي‌شود.

حامد

براساس گزارشهای دريافتی جلد اول کتاب پورپیرار ( دوازده قرن سکوت ؛ برامدن هخامنشيان ) در زمان حکومت صدام در عراق به سبب جنبه ضد ايرانی بسیار ان ترجمه و چاپ شده است !! برپايه گزارشی دیگر اين کتاب حتی پيش از چاپ در ايران در عراق تحت تسلط حزب نفرت انگيز بعث به عربی چاپ شده بود!! بی شک هواداران ميليونی پورپيرار!!! بسيار مايلند بدانند او چرا چنين کرده است .

nima

سلام!‌ با شوق مطالب شما را خواهم خواند. از ديدن وبلاگ شما شاد شدم. وبلاگ من هم هر از گاهی با اسطوره مواجهه دارد.

irani

نیاز زمانه ما آشنائی با پیشینیانه ولی به سبکی دیگر و ساده تر موفق باشین

اقتراح

با سلام . لینک وبلگ مفید فرهنگ ایران باستان به اقتراح افزوده شد . شادکام باشید