انجيل ماني

Angalyun برگردان پارسي نام انجيل ماني است. اين اثر، مهم‌ترين كتاب از شش كتابي دانسته مي‌شود كه مجموعه كتاب‌هاي مقدس دين مانوي را تشكيل مي‌دادند. كتاب انجيل، در بالاي معروف‌ترين فهرست‌هاي اين كتاب‌ها، چه در منابع مانوي، چه ضد مانوي، و چه بي‌طرف، قرار دارد. به مانند همه‌ي آثار مانوي، به جز شاپورگان پارسي ميانه‌اي، انجيل به زبان آرامي شرقي مادري نويسنده نوشته شده بود. اين اثر صرفاً انجيل خوانده نمي‌شد، بل كه همواره "انجيل زنده" (پارسي ميانه: ewangelyon zindag) يا "انجيل بزرگ" ناميده شده است. زبور قبطي مانوي، اين اثر را "شاه نوشتارها، انجيل بزرگ وي (= ماني)، عهد جديد او، مائده‌ي آسمان‌ها" مي‌خواند.
اين كتاب به بيست و دو فصل، مطابق با بيست و دو حرف الفباي سرياني تقسيم مي‌شد. از محتواي انجيل ماني آگاهي دقيقي در دست نيست و تنها پاره‌هايي از متن آن بر جاي مانده است: در پاره‌هاي پارسي ميانه‌اي معروف به M17, 172I, 733 (فقط داراي واژه‌هاي "بر زمين و …")؛ در پاره‌هاي چاپ نشده‌ي M644, 5439؛ و سطوري از سرآغاز آن به زبان يوناني، كه در مجموعه دست‌نوشته‌هاي مانوي (Mani-Codex) كلن يافته شده است. *

نمونه‌اي از سرودهاي مانوي:
فراز آي سوي من اي مسيح زنده! // سوي من فراز اي روشنايي روز!
تن پليد دشمن را از خود سترده‌ام، // خانه‌گاه ظلمت كه سرشار از ترس است
بيگانگان تلخ‌وش بر ضد من شوريده‌اند // چونان شيري كه بر ورزا چنگ درانداخته است
آه، اي بخشايش‌گر، اي فارقليط، تو را فرا مي‌خوانم! // تا به هنگام ترس، به من روي كني.
زنجيرهاي چند لايه را از خويشتن سترده‌ام // زنجيرهايي كه هماره روح‌ام را به بند كرده بودند.
شهوت شيرين را نچشيده‌ام، كه براي من تلخ است // … آتش خوردن و نوشيدن را چنان تاب آورده‌ام // كه بر من چيره نگردد.
دَهش‌هاي ماده را به دور افكنده‌ام // و يوغ شيرين‌ات را به پرهيزگاري پذيرا شدم
به جست و جوي تو گام مي‌سپارم // سه دهش خويش را به من ببخش! // هماره گزيدگان و ديناوران‌ات را پاس‌دار!
… داور راستي // پيروزي را پذيرا شدم
روشني خداوندگارم بر من درخشيده است، تنها من // … و تاريكي را از خويشتن سترده‌ام
آن ِ تو پرهيزگاري است، آه اي فارقليط! // چه مرا به اِئون‌هاي روشني فراز برده‌اي
شكوه و پيروزي بر خداوندگار ما فارقليط // و برگزيدگان مقدس‌اش و روح خجسته‌ي مريم **

* J. P. Asmussen, "Angalyun", Encyclopaedia Iranica, vol. II, 1987, p. 31
** زبور مانوي: چارلز آلبري، ترجمه‌ي ابوالقاسم اسماعيل‌پور، انتشارات فكر روز، 1375، ص 53-152

/ 13 نظر / 42 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حباب

دوست گرامی،چرا بعد از نوشتن مطلبتان مانند قبل از پینگ استفاده نمیکنید تا ما هم از به روز شدن وبلاگتان آگاه شویم؟(جسارت مرا ببخشایید)

ناصر

سلام و خسته نباشيد فقط حيف كه كم بود راستي سرور پرشين بلاگ كه خرابه شما چطوري بروز كردي ؟؟

داریوش کیانی

ناصر عزیز مشکلات پرشین بلاگ بسیار عجیب و غریب تر از این هاست.

رستم

اشتهارد جان این شخص متاسفانه مقاله را بدون ذکر نام نویسنده اصلی (که فکر میکنم دکتر حسابی بوده باشد) در وبگاه خودش طوری ارائه داده که بازدید کننده میپندارد مقاله را خودش نوشته.

رستم

یک خبر خوب: احسان قائم مقامی، استاد بزرگ چترنگ ایران (22 سال بیشتر ندارد) دیروز در یک تورتمنت بسیار سطح بالا و وزین در انگلستان مقام نخست را کسب کرد. در این مسابقه برخی از نام آوران بزرگ چترنگ مانند ویکتور کورچنوی و موری چندلر و دیگران حضور داشتند. این بالاترین دستاورد یک چترنگباز ایران در صحنه جهانی تا به امروز میباشد. در حال حاضر ایران تنها دو استاد بزرگ (GM = Grand Master) و حدود 10 استاد بین المللی (IM = International Master) دارد. احسان نخستین استاد بزرگ ایران است و در سن 19 سالگی این عنوان را کسب کرد. جدول پایانی در وبگاه رسمی مسابقه: http://www.bcmchess.co.uk/monarch2004/xtable.html و این هم یک ویگاه چترنگ ایران که مرتبا بروز میشود: http://www.iranchess.com

بردیا

با سلام وبلاگ خوبی داری . يه سری هم به ما بزن

رستم

Atila I am not answering for Babayadegar, but I am amazed at the questions that you raised. Very good, let's focus on your own question. You say Turks are Turks and they speak Turkish. Then you ask Babayadegar why there nose of Kurds and Azeris is different. Well, honestly, I cannot tell the difference between an Iranian Kurd or Azeri, unless they open their mouth. But let's assume you are right and there are some minor physical differences between Kurds and Azeris. What about the physical attributes of Azeris and Turkomans? If you put an iranian Kurd, Azeri and Turkoman, which one is most obviously different looking???! Obviously the Turkoman. So by your own question, if "Turks are Turks", why do Azeris and Turkoman look visibly different and of are of obviously different racial makeup? Why do the Turkomen Turks look like UZbeks and not Azeris? ...

ahura ashavan

داريوش جان: ارج‌مندی کار روان‌شاد مهرداد بهار در اين بود که در برابر موج آرکائيسم کور آريايی، به سوی ديگر ماجرا هم توجه کرد. صد حيف که در اين معنا، مبالغتی زياده از حد نمود. من هميشه با خود می‌گويم اگر استاد زنده می‌بود و از کشفيات جيرفت مطلع می‌شد، چه بسا که نظراتش تغيير می‌يافت.

جمشيد

درود بر شما اقای کيانی خرسندم از يافتن چنين تارنگار پرسودی... باری سخت حيرانم از برای اين دوست ارجمند شما بابايادگار!چراکه من دوستی داشتم(که اکنون در خارج از ميهن است)که ايشان بشدت مرا به ياد او مياندازد سخت در حيرتم!!

مجيد زهری

برای کسانی که در زمينه‌ی نقد پان‌ترکيسم کار می‌کنند، اين کتاب مفيدی‌ست: http://www.ketabfarsi.com/ketabkhaneh/ketabkhani/ketab702/book01/html/p0000_.html