بي‌بي شهربانو

"بي‌بي شهربانو" زيارتگاه اختصاصي مسلمانان در دامنه‌ي تپه‌هاي مجاور شهر ري در جنوب تهران است. افسانه‌ي منسوب و بازبسته بدين زيارتگاه چنين است كه: "شهربانو" دختر واپسين پادشاه ساساني، يزدگرد سوم (51-632 م.)، به دست اعراب اسير گشت و به مدينه برده شد و در آن جا به همسري حسين به علي درآمد و براي وي، پسري را به نام علي زين‌العابدين، چهارمين امام شيعه، به دنيا آورد. پس از نبرد كربلا (61 ق/680 م.) شهربانو در حالي كه دشمنان شوهر كشته شده‌اش وي را تعقيب مي‌كردند، به ايران گريخت. آنان زماني به شهربانو نزديك شدند كه او به شهر ري رسيده بود، و از سر درماندگي به خواندن خداوند مي‌كوشيد؛ اما به جاي "ياالله" (Yallah)، زبان خسته‌اش "يا كوه!" (Ya kuh) ادا كرد، و كوه به گونه‌ي معجزه‌آسايي گشوده شد و شهربانو زنده از ميان صخره‌هاي آن گذشت. در اين محل، در زمان خود زيارتگاهي بنا شد كه شايد تنها زنان و اولاد ذكور پيامبر از آن ديدار مي‌كردند.
افسانه‌ي شهربانو به عنوان "مادر نُه امام" كه دست كم به سده‌ي نهم م. باز مي‌گردد، اهميت چندي را در سنت شيعه دارد، اما فاقد مباني تاريخي است و شرح ويژه‌اي نيز درباره‌ي ارتباط اين دختر فرضي يزدگرد سوم با شهر ري وجود ندارد. چنين اظهار شده است كه اين افسانه از آن رو با شهر ري پيوند يافته كه پيش‌تر در اين جا مكاني مقدس براي يك ايزدبانوي زرتشتي، يعني اناهيد، وجود داشته و بدين سان، حرمت و بزرگ‌داشت محلي آن در ظاهر و هيأتي اسلامي دنبال شده و دوام يافته است. اناهيد داراي لقب ديني «بانو» بود، و ممكن است كه زيارتگاه مذكور در ري زير عنوان «شهربانو» (بانوي سرزمين، يعني ايران) بدو اختصاص يافته باشد. وي در زيارت‌نامه‌ي زيارتگاه بي‌بي شهربانو، "شاه جهان"، "شاه زنان"، و "جهان‌بانو" نيز خوانده مي‌شود. كهن‌ترين بخش ساختمان كنوني زيارتگاه به سده‌ي دهم م. منسوب است، كه در زمان صفويه و قاجار گسترش‌هايي يافته است. در محراب دروني زيارتگاه، گورگاهي سده‌ي پانزدهمي وجود دارد، و چنين مي‌نمايد كه پيكره‌ي شاه‌دخت را به شيوه‌ي يك امام‌زاده‌ي معمولي دربر دارد.
اين نظريه كه زيارتگاه مورد بحث در اصل يك مكان مقدس زرتشتي بوده، با اين حقيقت كه افسانه‌ي مشابهي به زيارتگاه زرتشتي "بانوي پارس" نيز نسبت داده شده، تأييد مي‌گردد. وجود آب‌گيري مقدس در دامنه‌ي تپه‌ي بي‌بي شهربانو، كه زائران پيش از بالا رفتن به سوي خود زيارتگاه در آن جا راز و نياز مي‌كنند، باز هم پيوند شهربانو را با اناهيد (ايزدبانوي آب‌ها) تأكيد و تقويت مي‌كند.*

* This article is based on: M. Boyce, "Bibi Shahrbanu", Encyclopaedia Iranica, vol. IV, 1990, p. 198

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

+ مفهوم باب در انديشه‌هاي شيعه (داريوش كياني)

/ 51 نظر / 39 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دارا

سلام خدمت استاد کیانی عزیز .لطفا با توجه به اقوال تاریخی سرگذشت شهربانو را برایم بگویید .ممنون از تلاشها و زحماتتان

رهگذر

http://cdli.ucla.edu/Pubs/CDLJ/2003/CDLJ2003_003.html

رهگذر

بابایادگار، باید صبر کنی، آنوقت حقایق بر همه عیان خواهد شد. http://cdli.ucla.edu/Pubs/CDLJ/2003/CDLJ2003_003.html

رهگذر

من خواستم متن اصلی را سعی کنی به ترکی بخونی و ببينی که اصلا به زبانهای سامی شباهت ندارد.

رهگذر

http://www.olaylar.net/view.php?d=2880

رهگذر

در ضمن همانطور که ميدانيد، زبان سومری الان کاملا شناسایی شده است. در متون ابلا، لوحهایی دو زبانه پیدا شد که شامل لغات سومری و لغات ابلائیت بود.

babayadgar

من ترکيم چنان نيست که چنين چيزی را بخوانم. ولی اين متن خيلی هم تازه کشف نشده است و اگر ترکی بود٬ حداقل يک دانشمند معتبر می گفت ترکی بود. نمی دانم چرا فکر می کنی من را قانع می کنيد زمانی که هيچ دانشمند عالی مقام چنين چيزی را ادعا نکرده. در ضمن با همه زبانها می شود لغت بازی کرد. حداقل برويد سفارتخانه دولت جمهوری آذربايجان را قانع کنيد و بعد بياييد!

babayadgar

و اينطوری نمی شود علم را شناخت. شما اول بايد زبان اکادی را بدانيد و بعد چنين ادعايی کنيد. انگار من يک متن سانسکریت پيدا کنم و بعد به يک کس که انگليسی می داند بگويم ان را بخواند. در ضمن من ترکيم چنان نيست که هر مطلبی را بفهم.

babayadgar

درباره هوری بودن این قوم تورروکو به این دو اسناد نگه کنید: https://listhost.uchicago.edu/pipermail/ane/2003-May/009351.html www.aina.org/books/poaa/poaa.pdf به قول هر دو منبع و نقل قول از منبع آخر:« The Turruku in the Zagros spoke Hurrian in the early 2nd mil. » نامهای سرداران دو نفر Ushtan-sharri Ullum-tishni هوريان شناخته شده است (نظر دانشمندان که با زبان هوری آشنایی دارند).

babayadgar

من فکر نکنم شما درباره علم زبان شناسی چيزی بدانيد. بنده هم چندان نمی دانم ولی يکمی آشنا هستم. اما می دانم که اغا سی اغلو که خط ناکشف شده و بعد کشف شده آلبان را ترکی ادعا می کرد سند نيست. درباره متن ترکی اخیر که دادید٬ من ترکیم چندان خوب نیست ولی فکر کنم اصل موضوع را دریافتم. درباره زبان سومی خواستم بگویم: اصلا زبان سومری حرف «و» v و «ج» و «ف» را ندارد. حالا اگر سند شما این یکی هست باید بگویم که باز هم ناتوان مانده اید. tur-ru-ku تورروکو- (تور-رو-کو) يک قبيله هوريان بوده اند . شما نام این قوم را تحریف کردید و ان را « تورکـ» خوانده اید. انگار من بروم نام یکی از قبایل سرخپوست به نام ایروکوی را کنم ایر. چون نام کوتی و کوردی هم نزدیک هست پس خوب هست ما کردها را همان گوتیان بدانیم. ولی اينطوری علم پيش نمی رود. قبيله جرمان که يکی از قبايل پارس هست هيچ شباهتی به قبيله جرمان ندارد. يا قبايل آلبان قفقاز و اروپا.