مراغه؛ نامی ترکی!

  • برخی بر این عقیده‌اند که «مراغه» کلمۀ ترکیبی ترکی است. در زبان ترکی «مارا» به معنی جایگاه و مکان و سرزمین است و «آغا» نیز در این زبان به معنی بزرگ، ارباب، خان و امیر می باشد. بنابراین کلمۀ مراغه در اصل «ماراآغا» بوده، سپس در اثر گذشت زمان به «ماراغا» و بعد به «مراغه» تبدیل شده است؛ و از این نظر که از روزگاران قدیم شهرستان مراغه یکی از مناطق مهم و آباد و پر جمعیت آذربایجان بوده و مورد توجه اشراف و بزرگان و امرا قرار گرفته بود. بنابراین بی مناسبت نبود که کلمه و نام شهر مراغه به مکانی اطلاق می شد که در آن مکان اشراف و اعیان و امرا و بزرگان و خوانین بوده است. (مزارات، سنگ‌نوشته‌ها و اسناد مراغه، قم، 1388، ص 10)

1. نویسنده مطلب فوق نام و نشان این "برخی" را - که عقیده به ترکی بودن نام مراغه دارند - نمی‌دهد و همین امر شائبه‌ی خیالی بودن و موجودیت نداشتن این "برخی" و در مقابل، نشأت گرفتن این عقیده را از تخیلات شخصی خود نویسنده (و یا کسانی دیگری که به دلایلی نمی‌خواهد هویت آنان را فاش نماید) تقویت می‌کند.
2. زمانی که اعراب - و نه ترکان - در سده‌ی دوم هجری قمری نام "مراغه" را به "افراه‌رود" دادند (1)، مراغه یک روستا (قریه) بود و نه محلی "پرجمعیت" و مکان "اشراف و اعیان و امرا و بزرگان و خوانین"، تا بخواهند به آن نامی دهند که به معنای "جایگاه و سرزمین اعیان و اشراف" باشد.
3. در برهه‌ای که نام مراغه بر روی این محل گذاشته شد، و حتا تا صدها سال بعد، هیچ جمعیت ترک‌زبانی در مراغه وجود نداشته است که بخواهد نامی به زبان خود (ترکی) به این محل بدهد. از آن جا که تاکنون هیچ گونه متن و سندی نوشته شده به زبان ترکی (از معاهدات و قراردادهای حقوقی و تجاری گرفته تا قباله‌های ازدواج و سنگ‌قبرها و مهرها و مسکوکات و آثار ادبی و علمی و مذهبی) از مراغه‌ی دوران پیش از اسلام تا سده‌ی دوازدهم هجری ق. به دست نیامده که نشان دهد زبان ترکی در مراغه رواج و کاربرد داشته است، و در هیچ یک از منابع تاریخی و جغرافیایی کهن نیز زبان مردم این منطقه ترکی دانسته نشده است، بنابراین می‌بایست ترک‌زبان بودن مردم مراغه را در این اعصار افسانه‌ای موهوم و تخیلی باطل به شمار آورد.
4. واکاوی و بررسی عنوان ساختگی "ماراآغا" گواه ناآگاهی نویسنده‌ی مطلب فوق نسبت به همین زبان ترکی و پوچ و بی‌اساس بودن ریشه‌شناسی مورد باور و تبلیغ اوست:
مارا: واژه‌ای به این صورت و به هر معنایی، از جمله "جایگاه و مکان و سرزمین" در زبان ترکی وجود ندارد.
آغا: واژه‌ای است مغولی و دخیل در زبان فارسی و ترکی (2) و البته زبان مغولی غیر از زبان ترکی است و مغولان نیز تا سده‌ی هفتم ق. پای‌شان به ایران نرسیده بود، تا عناصر زبانی‌شان را وارد زبان مردم مراغه و شهرهای دیگر ایران کنند.
5. نام جعلی و بی‌بنیان "ماراآغا/ ماراغا" که نویسنده‌ی مطلب فوق آن را نام اصلی مراغه دانسته، در هیچ یک از منابع و اسناد تاریخی و جغرافیایی نیامده و گواهی نشده است. پس وی چگونه و با چه توجیه و انگیزه‌ای عنوانی ناموجود و به کار نرفته و ندیده و نشنیده را با چنین اعتماد به نفس عجیبی، نام اصلی مراغه پنداشته و تبلیغش کرده است؟ ناگفته نماند، کتابی که قطعه‌ی فوق را از آن استخراج کرده‌ام کتابی است بی‌فایده و بی‌قاعده که نویسنده‌اش به خود زحمت جستن و یافتن و خواندن حتا یک سند دست اول تاریخی را نداده و عکس‌ها و متن‌های کتابش را نیز تماماً و با خیال راحت از کتاب‌های دیگران جمع آوری کرده است.
و در نهایت باید این پرسش اساسی را به میان آورد که چه کسانی و با چه پشتوانه و هدف و نیّتی چنین آرای بی‌اساسی را - که در پی بخشیدن هویتی متفاوت و غیرایرانی به ایرانیان آذربایجانی هستند - تولید و در کتب و نشریات و فضای سایبری تبلیغ و ترویج می‌کنند؟
--------------------------------------------------------------
ارجاعات
1) احمد بن یحیای بلاذری، فتوح البلدان، ویراسته‌ی میخاییل دوگویه، لیدن، 1866 م.، ص 330
2) ایسمت زکی ایوب‌اغلو، تورک دیلینین اتیمولژی سوزلوغو، استانبول، 1991 م.، ص 11

 

(مجموعه‌ای از کتاب‌ها و مقالات ارزنده و گاه نایاب را در خصوص تاریخ و فرهنگ آذربایجان - که همگی اسکن شده و برابر اصل‌اند - از وبلاگ «کتابخانه بزرگ آذربایجان» دریافت نمایید)

/ 13 نظر / 40 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرخی

از این حرفهای آقای احسان راد بوی بی شرمی و کثافت می آید شایسته نیست امیدوارم سرنوشتی مشابه پیشه وری یابد و به دست دوستان هم مسلک خودش به هلاکت رسد. بز دل خودشه و اربابان خائن به وطن. روزی خواهد رسید که در دادگاه عدل الهی تاوان چنین حرف های از سر عنادشان را بدهند. ما نخوابیده ایم و از چنین تهدیدهای پوشالی نمی ترسیم به هوش باش که در صورت عدم نیاز هم مسلکی هایت کله ی مبارکت را مانند چنگیز می برند فلاکت زده...پوفیوز

دده قورقود آنتی ترک

حالا کار به جایی رسیده که عده ای نفوذی استاد ارجمند تاریخ و ادب فارسی-ایرانی را تهدید دادگاهی می کنند کسی که باید در همان دادگاه ها به حکم شرع به جزای اعمالش برسند. ما آماده ی برخورد انقلابی با چنین افراد معلوم الحال هستیم و حاضریم در هر دادگاه صالحه بر علیه چنین بزدلان خانه نشین مفلوک شهادت دهیم، اگر فرهنگ جهاد و شهادت نباشد ایادی اسرائیلی آدم نمی شوند....والسلام من التبع الهدی

نادیده ها و نا شنیده ها

از وبلاگ شما بازدید کردم وبلاگ خوبی دارید لطفا از وبلاگ من به آدرس زیر بازدید فرمایید Hammihan57.mihanblog.com

0

از شما شنیده ایم که که کورش هخامنشی یک حکومت دمکرات داشت و گوشه و کنا قلمروش مردمان دین مخصوص به داشتند و به زبان مخصوص حرف می زدند. حق تحصیل به زبان مادری از حقوق بنیادین بشر محسوب می شود و محرومیت یک فرد از تحصیل به زبان مادری و اجبار آنها به تحصیل به زبانی دیگر مصداق بارز نژادپرستی و قوم گرایی افراطی مدرن است . شما چه شده است که از سنت پیش نیان خود تبعت نمی کنید و در 80 سال اخیر عرصه بر اقلیت های قومی تنگ کردید. واگر اعتراضی داشته باشد به شدت سرکوب می کنید.

K9

نوشته هایتان فقط به درد دیوار های توالت های عمومی می خورد که مردم برای وقت کشی در عین رفع حاجت می توانند آنها را از نظر بگذرانند. بافت های مغزتان به سفلیس مبتلا شده و پوسیده اند که غیر قابل درمان می باشد.

کورش کویر

با درود.ایا اینکه لقب کورش چون در کویر زندگی میکرده کورش کویر بوده و از مارمولکهای کویر تغذیه میکرده حقیقت داره؟با تشکر

سپیده

با درود.اختیار دارید.من به عنوان علاقه مند به تاریخ از مطالب زیبای شما تا جایی که میتونم میخونم و فیض میبرم چرا بسوزم عزیزم؟هیچوقت درمورد کسی زود قضاوت نکنید.من به خاطر علاقه به تاریخ هخامنشیان و کورش از ایمیل دوم برای بحثهای مربوط به کورش استفاده میکنم نه برای مسخره کردن.نادون نیستم بالاخره از ای پی میفهمید کامنتها مال کیه.در قسمت نام و ایمیل با موضوع بحث قاطی شده و سهوا به جای کبیر کویر نوشتم که این باعث سوئ تفاهم شده.ولی من جایی خونده بودم که گویا کویر لقب کورش کبیر بوده و یا فکر کنم اقای پورپیرار نویسنده و تاریخدان معروف که همه ازش حساب میبرند نوشته که هخامنشیان و کورش کلا قومی وحشی و خونخوار بوده.استاد داریوش شما به عنوان تاریخدان برای گفته های ایشون و روشن شدن حقیقت چه نظری دارید.ممنون

سپیده

شما باید منطقی باشید و تمام واقعیتها رو درنظر بگیرید و ایجاد نفرت و کینه در جامعه نکنیدچه خوشمون بیاد چه نیاد پور پیرار هواخواه کم نداره و اینکه گفته شده کورش خونخوار بوده از طرف چندین تاریخدان اروپایی مثل مایر و غیره هم بیان شده.تعصب کورکورانه به هر چیزی باعث بسته شدن چشم به واقعیتها و فحاشی و زود قضاوت کردن درمورد دیگرانه. ضمن اینکه دیگه پشت کامپیوتر نشستن و به یکدیگر تاختن هیچ تاثیری نداره هیچ بلکه نتیجه عکس میده .چون مردم اگاهی هاشون رفته بالا و وقتی مطلبی علیه هویت و فرهنگشون نوشته میشه بیشتر بر هویتشون پایبند میشن و متاسفانه تعداد این افراد که به قول شما پان ترک هستند روز به روز بیشتر میشه و این از برکات نوشته های بدون تدبیر کسانی که ادعای وطن دوستی دارند می باشد.657

نیکنام

نوشته ی بسیار چرتی بود.سواد نداری ننویس آقا.

بابک

نیکنام تورو قران البته اگه اعتقادی داری سوادو معنی کن تا برای ما معیار شناسایی افراد باشه. ببینید بجای اینکه اول از فحاشی ها و بی ادبی های هم مسلکاش عذرخواهی کنه به حرف با ستدومدرک میگه بیسوادی . خخخخخخخ