فرهنگ ایران باستان
آرشیو وبلاگ
نویسنده: داریوش کیانی - ۱۳۸۱/۱۱/٢٢

چنان که در مقاله‌ی «توسعه‌ی فرهنگی، ضرورتی برای جوامع شرقی» گفته شد، توسعه‌ی جامعه‌ی ایران در همه‌ی ابعاد آن نیازمند توسعه‌ی فرهنگی‌ می‌باشد و آن نیز وابسته به تحقق اخلاق مدنی‌ست که در نهایت، سازگاری و همگامی بشر را با مقدورات و دستاوردهای عصر جدید ممکن می‌سازد. اما این که راه دست‌یابی به توسعه‌ی فرهنگی کدام است، موضوعی‌ست که در این مقاله به آن خواهم پرداخت.
تحقق توسعه‌ی فرهنگی به دو طریق امکان‌پذیر است: الف) اخلاق‌سازی ب) نهادسازی
الف) آموزش و تعلیم اصولی چون «مراعات حقوق دیگران، احترام به قانون و مداراگری» به تمام افراد جامعه (به ویژه از زمان خردسالی) موجب فراگیری همگانی اخلاق مدنی و نهادینه شدن آن در منش و کردار انسان‌‌ها و بروز آن در حیات و روابط اجتماعی وی می‌شود. عزم و اراده‌ی تک تک اعضای جامعه برای فراگیری و تمرین اخلاق مدنی و تلاش نهادهای ذی‌ربط برای گسترش و رسمی‌سازی چنین اصولی از طریق نظام آموزش و پرورش، دانشگاه‌‌ها، رسانه‌‌ها و... سرانجام جامعه‌ای را به بار خواهد آورد که در آن انسانیت و مدنیت حاکم است و امکان همزیستی مسالمت‌آمیز مردم برای دست‌یابی به رفاه و امنیت دل‌‌خواه فراهم می‌باشد. با همه‌گیری اخلاق مدنی، بستره‌ی فکری و اجتماعی تحقق توسعه‌ی فرهنگی نیز متعاقباً شکل می‌گیرد.
ب) یکی از مهم‌‌ترین راه‌‌های عملی کردن و گسترش دادن مدنیت و اخلاق مدنی، نهادسازی‌ست. یعنی برپا نمودن و برقرار ساختن تشکل‌‌هایی خودگردان، داوطلبانه و مستقل که با هدف پیش‌برد منافع و علایق و سلیقه‌‌های افراد عضو تأسیس می‌شوند. این گروه‌‌ها و نهادها می‌توانند به شکل صنف، اتحادیه، باشگاه، انجمن، سازمان‌‌های غیردولتی، حزب، سندیکا، مؤسسات رسانه‌ای و ... باشند. مجموعه‌ی این نهادها بر اساس قواعد و مقررات مشخص، شفاف و روشن، در شبکه‌ای از روابط مبتنی بر روح مسالمت‌‌جویی، اخلاق مدنی، مدارا و تساهل، همزیستی و همکاری با یکدیگر، به حیات و فعالیت خویش ادامه می‌دهند. اعضای این نهادها از طریق تشکل خود، هویت سازمانی مشخصی می‌یابند و این هویت به منزله‌ی حافظ و نگه دارنده‌ی آنان در برابر هر نوع اجحاف و تفرّد و بی‌‌هویتی عمل می‌کند. بدین ترتیب، با گسترش شبکه‌ای از نهادها و تشکل‌‌های مدنی در عرصه‌ی جامعه، که هر یک بخشی از هویت مدنی افراد را می‌پرورند و سازمان می‌دهند، اصولی چون قانون‌‌مداری، خردورزی، مشارکت‌‌جویی، مداراگری، انتقادپذیری و ... در ضمن فعالیت‌‌ها و تعاملات این گروه‌‌ها، در لایه‌‌های گوناگون جامعه، نهادینه و همگانی و کاربردی و ضابطه‌‌مند می‌گردد.
بنابراین، فرآیند اخلاق‌سازی با آموختن اصولی چون «مراعات حقوق دیگران، احترام به قانون و مدارا» به انسان‌‌ها؛ و فرآیند نهادسازی با دادن هویت مدنی و سازمانی به اعضای جامعه ( که هر دو ماهیت و کارکردی فراتر از ایدئولژی‌‌ها و نظام‌‌های عقیدتی دارند و از تعارض فرهنگ‌‌ها و خرده‌فرهنگ‌‌ها نمی‌توانند و نباید متأثر شوند) مدنیت را در گستره‌ی جامعه حاکم و نهادینه می‌کنند و توسعه‌ی فرهنگی را عملاً و متعاقباً محقق می‌سازند.

******

عنوان مقاله‌ی هفته‌ی آینده: «جایگاه اسکندر مقدونی در تاریخ ایران»

داریوش کیانی
نویسنده و پژوهشگر در حوزه تاریخ، ادیان و اساطیر ایران
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :