فرهنگ ایران باستان
آرشیو وبلاگ
نویسنده: داریوش کیانی - ۱۳۸٢/٧/٢٥

همان گونه که انتظار می‌رفت، پان‌ترک‌ها نه تنها به شرطی که با آنان گذاشته بودیم عمل نکردند، بل که چون صرفی برای‌شان نداشت، حتا نگاهی نیز به آن نیافکندند! آنان در یادداشت‌های‌شان نه سند و مدرکی را برای ادعاهای خود ارائه نمودند و نه از لاف‌زنی‌ها و دشنام‌گویی‌های‌ معمول‌شان دست برداشتند. بنابراین، ما کاملاً حق خواهیم داشت که پان‌ترک‌های فریب‌خورده‌ی فریبکار را موجوداتی شرور و جاهل و پلید بخوانیم و معرفی کنیم؛ این، راهی است که خودشان برگزیده‌اند.
بی‌گمان، گفتار و رفتار پان‌ترک‌ها، می‌تواند سوژه‌ی بسیار مناسبی برای مطالعه‌ی و تحقیق روان‌شناسان و روان‌کاوان باشد. چرا که این موجودات، با وجود صدها مرتبه باختن و واماندن در بحث و مناظره، همچنان خود را فریب داده، صاحب حق و حقیقت می‌انگارند و برای گریختن از اوضاع مفتضح و اسف‌بار خویش، به دامان خیال‌بافی و دشنام‌گویی و پرخاش‌گری پناه می‌برند. پان‌ترک‌ها از آن رو که دچار انحراف و انحطاط عقلی و روانی‌اند، از دیدن و دریافتن انبوه اسناد و مدارکی که خلاف عقایدشان را ثابت می‌کنند، ناتوان و عاجزند و شعور و مشاعرشان، جز انتقال و تکرار طوطی‌وار و کورکورانه‌ی القائات و تزریقات ذهنی سران پان‌ترکیسم، کارآیی دیگری ندارد. آخر چگونه می‌توان عقل و شعوری سالم و درست داشت ولی از مشاهده‌ی این همه دلیل و سند روی برتافت و بر عقاید پوچ و توخالی خود پای فشرد:
چگونه می‌توان با وجود تصریح هردوت (1) به «آریایی» بودن «ماد»ها و آریایی بودن نام تمام اشخاص مادی (2)، مدعی «ترک» بودن مادها شد؟! چگونه می‌توان با وجود آریایی بودن نام قبایل (3)، خدایان (4) و اشخاص (5) سکایی و زبان بازمانده از آن‌ها (6)، مدعی «ترک» بودن سکاها شد؟! چگونه می‌توان با وجود تصریح استرابون [مورخ یونانی] (7) به گرفته شدن عنوان «آترپاتکان» (آذربایجان) از نام سردار و شهربان آن سرزمین، یعنی «آتورپات» (8)، مدعی شد که آذربایجان نامی ترکی و به معنای «مکان خان جوانمرد قوم آذ» است؟! چگونه می‌توان با وجود تصریح «ابن حوقل» (9) و «مسعودی» (10) به فارسی بودن زبان مردم آذربایجان، بی‌هیچ سند و مدرک و دلیل و نشانه‌ای، مدعی شد که مردم آذربایجان از پگاه تاریخ به زبان ترکی سخن می‌گفته‌اند؟! چگونه می‌توان با وجود تصریح حمدالله مستوفی (11) به این که سرزمین میان رودهای ارس و کر، «اران» نام دارد، مدعی شد که نام منطقه‌ی قفقاز از بدو تاریخ، «آذربایجان» بوده است؟! و…
چنان که می‌بینید، پاسخ‌گویی به ادعاهای تمام نشدنی و سیری ناپذیر پان‌ترک‌ها، به همین سادگی و در چند خط میسر است، ولی آخر از یک مشت بیمار روانی چه انتظاری می‌توان داشت؟! (با سیه‌دل چه سود گفتن وعظ / نرود میخ آهنین در سنگ)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یادداشت‌ها:
1- هردوت (VII/62)؛ همچنین: موسا خورنی [مورخ ارمنی] (I/29)؛ استرابون (XV/2.8) نیز سرزمین مادها را «آریانا» می‌خواند.
2- دیاکونوف، ص 144؛ نام‌هایی مانند: khshathrita (= شاه)، Fravartish (= دفاع شکن)، Dahyuka (= کشوری)، Arshti-vaiga (= نیزه افکن)، Takhma-spada (= دارای سپاه دلیر)، Aspabara (= اسب سوار)، Bag-data (= بخشیده‌ی خداوند)، Data (= بخشیده شده)، Chithra-farnah (= دارای فره‌ی دودمانی).
3- نام‌هایی مانند: Hauma-varga (= ستاینده‌ی [گیاه مقدس] هوم)، Tigra-khauda (= دارای کلاه‌خود تیز)، Apa-saka (= سکاهای آبی)، Mas-saka (= سکاهای بزرگ).
4- نام‌هایی مانند: Papaios (= پدر)، Api (= آب)، Tabiti (= تابنده). نگاه کنید به: ویدنگرن، ص 31-229
5- نام‌هایی مانند: arya-vanta، Arya-paitha، Arya-ramna، Arya-farna، Arya-khshathra. نگاه کنید به: دیاکونوف، ص 481
6- زبان‌های «ختنی» (Khotani) و «استی» (Osseti). نگاه کنید به: بیلی، ص 47-831؛ رضا، ص 29
7- استرابون (XI/13.1)؛ شماری از نویسندگان عصر اسلامی نیز به همین موضوع اشاره کرده‌اند: مقدسی: «احسن التقاسیم»، ص 373؛ ابن فقیه: «مختصر البلدان»، ص 284؛ یاقوت حموی: «معجم البلدان»، ص 2-171.
8- چنان که دیاکونوف (ص 541) نیز تصریح می‌کند، نام Aturpat (به یونانی: Atropates) اشتقاق و معنای صحیح و بی‌خدشه‌ی ایرانی دارد: «حفظ شده توسط آتش مقدس». همچنین: Chaumont, pp. 17-18.
9- سفرنامه‌ی ابن حوقل، ص 96
10- التنبیه و الاشراف، ص 68؛ برای آگاهی از دیگر منابع نگاه کنید به: یارشاطر، ص 2-61
11ـ نزهة القلوب، ص 105؛ برای آگاهی از منابع دیگر نگاه کنید به: رضا، ص 58-31؛ و نیز: Basworth, pp. 520-2

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کتاب‌نامه:
- رضا، عنایت الله: «آذربایجان و اران»، انتشارات ایران‌زمین، 1360
- دیاکونوف، ا. م.: «تاریخ ماد»، ترجمه‌ی کریم کشاورز، انتشارات علمی و فرهنگی، 1380
- بیلی، هارولد، «ادبیات سکایی ختنی»: تاریخ ایران کمبریج، (جلد سوم/ بخش دوم)، ترجمه‌ی حسن انوشه، انتشارات امیرکبیر، 1377
- ویدنگرن، گئو: «دین‌ها ایران»، ترجمه‌ی منوچهر فرهنگ، انتشارات آگاهان ایده، 1377
- یارشاطر، احسان، «آذری»: دانشنامه‌ی ایران و اسلام، جلد یکم، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1354
- «سفرنامه‌ی ابن حوقل»: نوشته‌ی ابوالقاسم محمد بن حوقل (سده‌ی چهارم قمری)، ترجمه و توضیح دکتر جعفر شعار، انتشارات امیرکبیر، 1366
- «التنبیه و الاشراف»: نوشته‌ی علی بن حسین مسعودی (سده‌ی چهارم قمری)، به تصحیح عبدالله اسماعیل الصاوی، قاهره، 1357 ق.
- «نزهة القلوب»: تألیف حمدالله مستوفی (سده‌ی هشتم قمری)، به کوشش محمد دبیر سیاقی، انتشارات طهوری، 1336
- Chaumont, M. L, "Atropates": Encyclopaedia Iranica, vol. 3, London & NewYork, 1989
- Basworth, C. E, "Arran": Encyclopaedia Iranica, vol. 2, London & NewYork, 1987



+ دموکراسی پان‌ترکی!

داریوش کیانی
نویسنده و پژوهشگر در حوزه تاریخ، ادیان و اساطیر ایران
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :