فرهنگ ایران باستان
آرشیو وبلاگ
نویسنده: داریوش کیانی - ۱۳۸٢/٧/٤
گستره‌ی شاهنشاهی هخامنشی

گستره‌ی شاهنشاهی هخامنشی؛ سده‌ی ششم و پنجم پیش از میلاد.

******



آقای رضا محمد علی‌زاده که جدیدترین سفیر و مأمور فرقه‌ی پان‌ترکیسم در وبلاگ ما، پس از درماندگی و گریز افراد قبلی است، مانند دیگر هم‌مسلکان‌اش در حالی که حتا توان و سواد روخوانی مقالات و نوشته‌های ما را ندارد، نخست با لفاظی و زبان‌بازی، ایرانیان آذری و اقوام کهن خاورمیانه را ترک می‌سازد و سپس، هنگام فراخواندن‌اش به عرضه‌ی سند، به سبب یأس و هراس و درماندگی، و با لکنت‌زبان به دشنام دادن به تاریخ و تبار و هویت ملت ایران روی می‌آورد، تبار آریایی را دروغین و جعلی می‌خواند، ایرانیان را افغانی و پشتو می‌نامد و منتقدان‌اش را رذل و دغل توصیف می‌کند و هر آن صفت ناشایستی که لایق خود اوست، به ناقدان‌اش نسبت می‌دهد.
جناب علی‌زاده مدعی است که ما از پاسخ دادن به پورپیرار عاجزیم! بی‌نوا خبر دارد که همین آقای پورپیرار به واسطه‌ی نقدهای کوبنده‌ی ما دیگر دست از وبلاگ‌نویسی برداشته و به گوشه‌ی امنی خزیده است!
این پان‌ترکیست‌های نژادپرست در حالی که خود نیز می‌دانند که تبار ترک از هر نوع فرهنگ و تمدن والایی بی‌بهره و رها بوده و تنها در سده‌ی هشتم میلادی و آن هم به تقلید از ایرانیان سغدی با هنر و شیوه‌ی خط و نگارش آشنا شده است، برای گریختن از فقر فرهنگی و برون خزیدن از عقده‌های حقارت خود، چاره‌ای جز مصادره‌ی تمدن‌های دیگر ندارند. بی‌چاره تمدن‌های کهنی چون سومریان که این چنین قربانی و طعمه‌ی تمدن‌خواری پان‌ترکیست‌های یغماگر شده‌اند! اما نحوه‌ی استدلال پان‌ترک‌ها برای ترک ساختن سومریان، بسیار خواندنی و نشاط‌برانگیز است! کل استدلال این جماعت رها از علم و عقلانیت که طوطی‌وار و بی‌کم و کاست در نوشته‌های همه‌ی آنان تکرار می‌شود، در این کلام خلاصه می‌گردد: «چون فلان نویسندگان عهد عتیق اروپایی یا ترک، سومریان را ترک‌تبار و ترک‌زبان دانسته‌اند، پس نه تنها سومریان، بل که همه‌ی اقوام کهن خاورمیانه [که حتا یک سطر نوشته هم از خود برجای نگذاشته‌اند!] از بیخ و بن ترک‌اند»!!! اما جالب آن است که پان‌ترک‌های داخلی با «معرفی نکردن» کتاب‌ها یا مقالاتی که آن نویسندگان فرضی اروپایی، چنان ادعاهایی را در آن جا مطرح کرده‌اند، جعلی و دروغین بودن همین ادعا و انتساب خود را نیز برملا می‌کنند! این جماعت که کم‌ترین دانشی در زبان‌شناسی ندارند - و اگر هم داشتند، کاری از پیش نمی‌بردند - هرگز نتوانسته‌اند توضیح دهند که چه ساختار و نظام صرفی و نحوی مشترکی میان زبان‌های سومری و ترکی وجود دارد که بر اساس آن، این دو زبان را یگانه فرض کرده‌اند؟ یا این که اگر زبان سومریان ترکی بوده، پس باید 3766 واژه‌ی سومری شناخته شده، یک‌سره در زبان ترکی و به ویژه در متون کهن آن موجود باشد؛ حال آن که این گونه نیست. پان‌ترک‌ها مدعی‌اند که «چند» واژه‌ی ترکی را عیناً در متون سومری یافته‌اند! آیا با اتکا به تشابه صوتی یکی دو واژه‌ی سومری با ترکی - که در صورت جدی بودن، فقط به معنای اثرگذاری تمدن کهن و آغازین سومری بر اقوام دیگر است - می‌توان سومریان را ترک دانست؟ آیا وجود واژگان عربی جمل (Camel) یا حرم (Harem) در زبان انگلیسی، به معنی عرب بودن انگلیسی‌هاست؟ یا اگر زبان سومریان را ترکی فرض کنیم، پس باید هر ترک‌زبانی بتواند متون سومری را مثل بلبل بخواند! آیا جناب علی‌زاده به عنوان یک ترک‌زبان می‌تواند چنین کاری را انجام دهد؟! یا این که اگر سومر خاستگاه ترکان است، پس چگونه و به چه شیوه‌ای قبایل ترک توانسته‌اند از جنوب عراق به شما چین بروند؟! یا اگر خاستگاه ترکان، شمال چین است، پس سومریان چگونه از آن جا به جنوب عراق رفته‌اند؟! مدارک و اسناد و آثار و نشانه‌های چنین مهاجرت عظیم و طولانی‌ای را چه کسی تاکنون دیده و یافته است؟ این، پرسش بسیار ظریف و مهمی است که پان‌ترک‌ها همواره از پاسخ دادن به آن گریخته و طفره رفته‌اند چرا که بنای پوشالی تخیلات نژادپرستانه‌شان را یک‌سره بر باد می‌دهد. خالی از تفریح نخواهد بود که نحوه‌ی استدلال مضحک و مفتضح آقای صدیق (تنها سومرشناس جهان به باور پان‌ترک‌های داخلی) را در ترک ساختن سومریان، با هم بخوانیم: «خواجه حافظ شیرازی هم یقین دارد که دو کلمه‌ی "سومر" و "آذر" دو تکواژ اصیل ترکی‌اند، اولی به معنای مرد فرزانه و خردمند و دومی در معنای جوان شجاع و جوانمرد»!!!
جناب علی‌زاده در حالی هخامنشیان را - در واقع از زبان پورپیرار - وحشی و دژخیم و ویرانگر می‌خواند که در هیچ کتیبه‌ و مکتوب کهنی، چنان صفاتی به این دودمان نسبت داده نشده است. پان‌ترک‌ها و هر آن کسی که مدعی است هخامنشیان و در رأس ایشان، کورش، وحشی و دژخیم بوده‌اند، یا باید سند و مدرکی کهن و معتبر را از جنس سنگ و گل و پوست برای اثبات یاوه‌های‌اش عرضه کند یا این که مدعی شود که خود او در زمان هخامنشیان می‌زیسته و چنان وحشی‌گری‌هایی را به چشم دیده است! به گمان‌ام توسل به حالت دوم برای پان‌ترک‌های روان‌پریش مناسب‌تر خواهد بود!
جناب علی‌زاده به پیروی از استاد صدیق (!) می‌گوید که «ایران» واژه‌ای ترکی است و از ریشه‌ی «اره‌مک»!! اما نمی‌گوید که این ریشه با کدام نظام صرفی به واژه‌ی ایران تبدیل شده و اساساً چه اسناد ادبی و تاریخی‌ای در تأیید این ادعای تمسخربرانگیز وجود دارد و یا این که در کدام کتیبه یا کتاب کهن (؟) ترکی نام «ایران» به عنوان یک واژه‌ی ترکی به کار رفته است؟ این نکته آشکار است که با زدن سر و ته کلمات و تغییر و جابه‌جایی حروف آن، هر واژه‌ای را در زبانی، می‌توان به واژه‌ای در زبان دیگر تبدیل و تشبیه کرد. اما این دیگر کاری زبان‌شناختی و علمی نیست؛ بل که جعل و تقلب و شیادی است. اگر فلان پان‌ترکیست می‌نویسد: «خون = خان = قان» و خون فارسی را ترکی می‌کند، ما هم می‌توانیم به همین شیوه و سادگی بنویسیم: «قان = خان = خون» و قان ترکی را فارسی کنیم. جعل و تقلب که کاری ندارد!
این سفیر جدید پان‌ترکیسم می‌نویسد: «نژاد آریایی طبق نظر دانشمندان جدید اصلاً وجود ندارد و یک تصور ذهنی است»!! با این تذکر که «آریایی» عنوان یک قوم است و نه یک نژاد، از ایشان می‌پرسم که کدام دانشمند جدیدی (البته خارج از مثلث آنکارا - باکو - تبریز) چنین ادعایی کرده که ما بی‌خبریم؟ من نمی‌دانم این دانشمندان مورد اشاره‌ی پان‌ترک‌ها چگونه دانشمندان بزرگ و معروفی‌اند که نظریات تا این حد مهم و درخشان و تاریخ‌سازشان جز در محافل پان‌ترکیست‌ها در جای دیگری نقل و شنیده نمی‌شود؟! ظاهراً دانشمندان مورد اشاره‌ی اشرار پان‌ترکیست، در سیاره‌ی مریخ زندگی می‌کنند که هیچ کس از وجود، نظریات و نوشته‌های گران‌بهای آنان آگاهی و خبری ندارد!
جناب علی‌زاده خطاب به دوست دانشمندم «بابایادگار» می‌گوید: «چرا یافته‌های‌تان را نمی‌فرستید به آکادمی‌های علوم و زبان تا بفهمند سومریان و هیتی‌ها و اورارتوها و کتیبه‌های‌شان کیانند»!! حال من از این جناب می‌پرسم که شما چرا یافته‌های‌تان را در مورد ترک بودن سومریان و تمام اقوام کهن خاورمیانه به آکادمی‌ها و دانشگاه‌های معتبر جهان نمی‌فرستید تا آن‌ها برنامه‌های آموزشی و پژوهشی‌شان را با توجه به یافته‌های درخشان شما تغییر دهند؟! و این که: اگر شما پان‌ترک‌ها بتوانید فقط و فقط «یک» دانشمند آکادمیسین سومری‌شناس قرن بیست و یکمی را که متعلق به مثلث آنکارا - باکو - تبریز نباشد و سخن از ترک بودن سومریان بگوید، به ما معرفی کنید، ما بدون دیدن اسناد و دلایل او و به صرف گواهی وی، ضمن قرائت فاتحه‌ برای روح بلند حضرت «آتا ترک»، از این پس می‌پذیریم که سومریان از بیخ ترک بوده‌اند! اما می‌دانیم و می‌دانید که هرگز چنین موردی را نخواهید یافت.
آقای علی‌زاده، به مصداق «آن چه سلطان ازل گفت بکن، آن کردم»، در چارچوب بخش‌نامه‌ی سراسری فرقه‌ی پان‌ترکیسم، طوطی‌وار می‌نویسد: «سازمان یونسکو فارسی را یکی از گویش‌های زبان عربی شناخته است»!!! اما من از ایشان می‌پرسم که چگونه ممکن است سازمانی بدان عظمت و اعتبار ادعایی چنین تکان‌دهنده و شگرف کند اما جز در نشریه‌ی پان‌ترکیستی «امید زنجان» در هیچ رسانه و مجله و مطبوعه‌ی دیگری درج و منعکس نشود؟! آخر جعل و دروغی بدین بزرگی و رسوایی به غیر از اشرار پان‌ترکیست، از دست چه کس دیگری بر‌می‌آید؟
جناب علی‌زاده در جای دیگری از یادداشت‌های خود، درباره‌ی ورود و حضور آریاییان در نجد ایران، تشکیک کرده است. من بی‌هیچ بحثی، خوانندگان را به بررسی فهرست 36 اثر باستانی‌ای که در ایران و در پیوند با ورود آریاییان شناسایی شده‌اند، جلب می‌کنم: (+).
جناب علی‌زاده در ادامه‌ی پیام‌های‌اش، رفته رفته به مرز جنون و روان‌پریشی می‌رسد و مدعی می‌شود که «آریایی‌ها برای ارتباط با اقوام دیگر ماد مجبور بودند مترجم داشته باشند» و کمی بعد نیز می‌افزاید که «آریایی‌ها از لحاظ قیافه و نژاد سیه چرده بودند»!!! ظاهراً این جناب تحت تأثیر مخدر پان‌ترکیسم چنان دچار اوهام شده که خود را در سه هزار سال پیش یافته و آریایی‌هایی را دیده که سیه‌چرده بوده و در میان خود به واسطه‌ی مترجم سخن می‌گفته‌اند! چرا که چنین اطلاعات دقیق و ظریفی (!) را جز در این حالت، نمی‌توان به دست آورد.
و سرانجام این که، اگر جناب علی‌زاده و هر پان‌ترکیست دیگری به جای آن همه درازگویی و زبان‌بازی و پرخاشگری، می‌توانست فقط و فقط یک سطر نوشته بر سنگ یا گل یا کاغذ به زبان ترکی و از آذربایجان پیش از صفوی بیابد و عرضه کند، ما به صرف همان یک پاره سند، جملگی از مواضع خود فرود آمده، به مسلک پان‌ترکیسم می‌پیوستیم. اما بدا به حال اشرار پان‌ترکیست که با آن همه نخوت و ادعا، هیچ گاه چنان سندی را نداشته و نخواهند داشت؛ این جماعت فقط بازیچه و برده‌ی سیاستگران شوم‌اندیش محور آنکارا - باکو هستند.


* مطالعه‌ی این سه مطلب بسیار مهم و ارزش‌مند را از دست ندهید:
- «درباره‌ی آذربایجان و اران و زبان آذربایجانی»
- «پان‌ترکیسم و تخیلات نژادپرستانه»
- «بازشناسی عناصر ایرانی در زبان ترکی»

داریوش کیانی
نویسنده و پژوهشگر در حوزه تاریخ، ادیان و اساطیر ایران
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :