فرهنگ ایران باستان
آرشیو وبلاگ
نویسنده: داریوش کیانی - ۱۳٩٤/۳/٢

«علل و شاخصه‌های تغییر زبان ترک‌ها تهران» نام کتابی است حیرت‌انگیز که در سال 1385 منتشر شده و نویسنده‌‌اش مدعی است آن را به عنوان پایان‌نامه‌ی دوره‌ی کارشناسی ارشد در یکی از واحدهای دانشگاه آزاد ارائه و با موفقیت از آن دفاع کرده است. خواننده‌ی منصف و آگاه با خواندن این کتاب و  صدها نمونه‌ی مشابه دیگر از خود خواهد پرسید کتابی که تا این حد مملو و آکنده از توهین به ایران و ایرانیان و تحسین و تقدیس بیگانگانِ ایرانی‌کش است و برخلاف قانون و عقل و علم و منطق چنین تبلیغ می‌کند که ایرانیان مردمانی بیگانه‌ازهم‌اند و تبار و هویت و ملیت مشترک و واحدی ندارند و چیزی به نام ملت واحد ایران و کشور یکپارچه‌ی ایران وجود ندارد، با چه انگیزه و توجیه و پشتوانه‌ای نشر و ترویج می‌شود.
بخش‌هایی از متن این کتاب را در ادامه می‌خوانید:

  • کینه‌توزی رضاخان با مردم آذربایجان حدومرزی نداشت. وی تبه‌کارترین مأمورین خود را به آذربایجان می‌فرستاد تا مردم زحمت‌کش و شریف آن دیار را تحقیر کنند و به زبان آن‌ها توهین کنند، شهرهای آذربایجان را به ویرانه‌زاری مبدل سازند. (ص 17)!!!
  • فراموش نکنیم که طبق گزارشات و رده‌بندی‌های زبانی سازمان فرهنگی، علمی، آموزشی ملل متحد (یونسکو)، زبان ترکی را سومین زبان زنده و باقاعده‌‌ی دنیا معرفی کرده است. (ص 22)!!!

(با وجود اینکه حتی امروزه کودکان دبستانی نیز می‌دانند که سازمان یانسکو نه چنین رده‌بند‌ی‌ای انجام داده و نه چنین رسالتی دارد و هرگز هم چنین نسبتی به زبان ترکی داده نشده، بازهم پان‌ترکیست‌ها با آن سطح و طراز علمی و عقلی معروف خود، این دروغ رسواشده و نخ‌نما را در آثار و رسانه‌های خود تکرار می‌کنند و به این شاهکارشان نیز می‌بالند!)

  • بنا به ادعای صاحب‌نظران و یافته‌های جدید و قدیم علوم زبان‌شناختی و تاریخی [کتاب «زبان آذری» سیداحمد کسروی تبریزی] هیچ‌گونه سندیت تاریخی و علمی ندارد. (ص 24)!!!

(ما که تاکنون نامی از این صاحب‌نظران و اثری از این یافته‌ها ندیده‌ایم و نویسنده‌ی مطلب فوق نیز دقت بسیاری به خرج داده است که نام این صاحب نظران برجسته را لو ندهد و معرفی‌شان نکند! حال‌که معلوم شد اَحَدالناسی تاکنون پیدا نشده که اعتبارِ علمی کتاب ارزنده‌ی کسروی تبریزی را مخدوش کند، باید گفت: امروزه هر اثر علمی و مرجعی که به زبان‌های ایرانی و از جمله زبانِ ایرانی «آذری» می‌پردازد، پیش از همه به همین کتاب کسروی اتکا و ارجاع دارد و نمونه‌هایش را می‌توان در جلد سوم «دانشنامه‌ی ایرانیکا» یا جلد نخست «دائرة المعارف بزرگ اسلامی» یافت.)

  • در اینجا ما لازم و ضروری می‌دانیم برای اثبات قدمت ترکان آذربایجانی و ایرانی توجه خوانندگان را به نکاتی از تاریخ بلعمی ... جلب کنیم ... در همین کتاب در فصل مربوط به خبر شاپور ذوالاکتاف آمده است: «چون شاپور به شام آمد و کناره‌ی مملکت روم کشتن و ویرانی و فساد کرد و از آنجا بگذشت آن مَلِک روم لشکر گرد کرد و پادشاهی خزرانِ روم او را بود و سپاه خزران نیز گرد کرد و از همه‌ی پادشاهی خویش سپاه گرد کرد و هرکه از عرب از دست شاپور گریخته بودند همه به پیش او آمدند و زود دستوری خواستند که با شاپور حرب کنند و سرهنگی از آنِ خویش رومی بر ایشان مهتر کرد نام او یوسانوس و او را با سپاه عرب بر مقدمه بفرستاد و خود با سپاه روم و خزر بیرون آمد و به حد عراق رسید» (صص 25-24)!!!

(خودتان را با زیر و رو کردن این نقلِ قول بیش از این خسته نکنید! بله، در این نوشته کمترین اشاره‌ای به قدمت ترکان در ایران یا مشخصاً آذربایجانِ آن نشده است! از جماعتی با چنین حدی از طراز فکری و عقلی چه توقعی دارید؟!)

  • در دوره‌ی پهلوی تئاتر آذربایجان که باسابقه‌ترین و پیشرفته‌ترین تئاتر شرق و ملل مسلمان بود به بهانه‌ی فارسی نبودن تعطیل شد. (ص 28)

(اگرچه تعطیلی تئاتر آذربایجان در این دوران دروغی بیش نیست؛ اما آنچه که توجه بیشتری می‌طلبد این است که نویسنده‌ی مطلب فوق، آذربایجان را نه بخشی از ایران و ملیت آن بلکه یکی از «ملل مسلمان» دانسته است و این چیزی نیست جز همان خدعه‌ی پان‌ترک‌ها برای وحدت‌شکنی ایرانیان و از‌هم‌بیگانه جلوه دادن آنان.)

  • «دیوید نیسمال» معتقد است که .... «لوئین فاست» پژوهشگر برجسته‌ی روسی می‌نویسد .... (ص 29)

(نام صحیح نویسنده‌ی نخست «دیوید نیسمان» است و نام درست نویسنده‌ی دوم - که انگلیسی است و نه روس - «لوئیس فاست»! رونویسی کردنِ طوطی‌وارِ خُزعبلاتِ مَغلوطی که نشریاتِ مُبَلغِ نفاق و تجزیه‌طلبی به خورد این جماعت می‌دهند، نتیجه‌ای بهتر از این ندارد.)

  • تحقیقاً جمعیت ترک و کرد ایران بیشتر از فارسی‌زبانان بوده و هست، پیامد عملی این اندیشه‌های رواج داده شده، مبارزه با زبان‌های دیگر غیرفارسی (چون ترکی، کردی، بلوچی و...) و تبعیض و اعمالِ ستم اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی - زبانی علیه ایرانیان غیر فارسی زبان بود و تأثیر سوء بلندمدت به زندگی، فرهنگ و زبان آن‌ها در اقصا نقاط ایران یکی از آثار این سیاست‌های بوده است (صص 33-32)!!!
  • این نوع اندیشه‌ی ناسیونالیستی تند گذشته، حالاهم به‌صورت پنهانی و غیرمستقیم در سایه‌ی اقدامات و سیاست‌های کلان اقتصادی و فرهنگی اعمال و پیاده می‌گردد. بدین طریق که مناطق غیرفارس‌نشین را از لحاظ اقتصادی عقب‌مانده نگه می‌دارند تا مردم این مناطق ترک‌نشین و دیگر اقوام غیرفارسی اجباراً به مناطق توسعه‌یافته و صنعتی‌شده که عموماً در استان‌های فارس‌نشین قرار دارند (مانند تهران، اصفهان، کرمان، یزد و...) مهاجرت بکنند تا این افراد مهاجر با گذشت زمان و عوض شدن نسل‌هایشان، آسیمیله و هضم فارس‌ها شوند. از نمونه‌های آن می‌توانیم به سیاست هضم قومیت‌ها در تهران اشاره کرد. پان‌فارسیسم برای آسیمیله کردن اقوام غیرفارسی، آن‌ها را با استفاده‌ از اهرم اقتصادی مجبور و تشویق برای مهاجرت به تهران می‌کند ولی به عواقب خطرناک این سیاست توجه نمی‌کنند. (صص 34-33)!!!

(توجه کنید که نویسنده‌ی مطلبِ فوق چگونه نظام را به تبعیض متهم می‌کند و با کاربُرد پیوسته و هدفمند نام‌های «ترک و فارس و ترک‌نشین و فارس‌نشین» می‌کوشد ایرانیانِ واحد را نام‌گذاری و تقسیم‌بندی کند و ازهم‌بیگانگی آنان را القا نماید. اگر آسیمیله کردنی هم درکار باشد، همانا تلاش و هدف تجزیه‌طلبان است برای ترویج زبان و نوشتار و فرهنگ منحطّ ترکیه از طریق رسانه‌های مکتوب و سایبری و شبکه‌های ماهواره‌ای در شمال غرب ایران و در نهایت، آسیمیله کردن ایرانیان آذری در فضای فکری و فرهنگی و اجتماعی کشورِ داعش‌پرور و فسادگستر ترکیه.)

  • شاهد مورد ادعای ما در پیام تبریک عید نوروز آقای ... به‌عنوان رئیس جمهور یک مملکت کثیرالمله است که این پیام سالیانه خود را به فارسی‌زبانان ایران منحصر می‌کند و یا در یک اعلام نظر دیگر زبان فارسی را عامل وحدت ایرانیان اعلام می‌کند، دیده می‌شود. (ص 37)

(این هم نمونه‌‌ای دیگر از تلاش‌ها و القائات نویسنده‌ی مطلبِ فوق برای از‌هم‌بیگانه جلوه دادن ایرانیان و نفی وجود ملت و ملیتِ واحد ایرانی. تلاشی معاندانه که با قوانین کنونی کشور در تعارض کامل است. نویسنده‌ی مذکور این نکته‌ی بدیهی را نیز درک نکرده است که شنوندگان آن پیام نوروزی باید زبان فارسی را بدانند تا آن را بفهمند؛ یعنی فارسی‌زبان باشند و البته «فارسی‌زبان» بودن نیاز به ژن، استعداد یا تجهیزات خاصی ندارد بلکه هرکسی می‌تواند در طی فرایندی آموزشی این زبان را بیاموزد و «فارسی‌زبان» شود. به‌همین سادگی!)

  • اکثر قریب به اتفاق ارگان‌های آموزشی - فرهنگی با حملات، سیاه‌نمایی‌ها و تیره‌وتار کردن زبان و قوم ترک، تا حدی که اقتضا کند در لفافه‌ی آموزش و طنز که تماماً به زبان فارسی است، از زبان و قوم ترک یک تصویر معیوب ارائه می‌دهند (ص 40)!!!

(ادامه دارد)

داریوش کیانی
نویسنده و پژوهشگر در حوزه تاریخ، ادیان و اساطیر ایران
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :