فرهنگ ایران باستان
آرشیو وبلاگ
نویسنده: داریوش کیانی - ۱۳٩۳/۱٢/۱۸

(نوشته‌ی زیر برگرفته شده است از مطلبی با عنوان «گویی که جانم می‌رود» مندرج در: روزنامه‌ی اعتماد، 18/اسفند/1393، ص 1. گرداننده‌ی این وبلاگ مسئولیتی در قبال محتوای این نوشتار ندارد.)

دیرزمانی است که تیر و تبَر جهالت به دیرینگی تمدن‌های بین‌النهرین - که زمانی آشور، بابل و ایران را شامل می‌شد - دست یازیده و توحّش را به اوج رسانده است که امروز اثر آن را در تخریب آثار تاریخی منطقه‌ای که روزی در قلمرو مقتدرانه‌ی تمدن کهن ایرانی بوده، با حیرت و تعجب شاهدیم. زمانی که از تمدنِ اصیل و دامنه‌دار ایران سخن می‌گوییم، به این معناست که عراق کنونی در ادوار گذشته به‌ویژه در دوران اشکانیان تا ساسانیان بخشی از حوزه‌ی تمدنیِ ایران بوده که تیسفون پایتختِ ساسانیان از یادگاران همان اقتدار ایرانی است. در حمله‌ی کورکورانه‌ی داعش به موزه‌ی موصل - که آثار گران‌بهایی از تمدن‌های گوناگون ازجمله اشکانیان را در خود جا داده بود - نابود شد و بدین‌وسیله بخشی از تاریخ ایران به قهقرای تاریکی گرایید و بار دیگر مفهوم «هجوم» در سایه‌ی جهل، به شکلی نامفهوم در اذهان و انظار جهانی متبلور شد! دراین‌بین، موتیف یا همان نماد ایرانی ازجمله تندیس معروف دو متر و بیست سانتیمتری پادشاه اوپال که از حاکمانِ محلی شهرِ باستانی هترا در جنوبِ موصل کنونی است و خود در زمان اشکانیان تابعی از این حکومت بوده به‌کلی از بین رفته است. همچنین تندیس گاو بالدار، نماد متأثر از تمدن آشوری که در دروازه‌ی ملل تخت جمشید هویداست، از دیگر آثاری است که در این هجوم وحشیانه تخریب‌ شده است. گروه تروریستی داعش ۹ ماه پس از تصرف موصل، با این تخریب بخشی از فرهنگِ ایران را - که زمانی این منطقه مرز جنگی ایران و روم محسوب می‌شد و به هترا شهری ایرانی مشهور بود که هیچ‌گاه در مقابل امپراتوری عظیم روم سر تعظیم فرود نیاورد - به دست نابودی سپرد و از این رهگذر تقابل برداشت نابخردانه از مذهب در مقابل چشم جهانیان گشود؛ آن‌هم درست در منطقه‌ی هترا که در زمان اشکانیان، ادیان گوناگون در کنارِ هم همزیستی مسالمت‌آمیز با درکِ متقابل داشته‌اند ولی امروزه این موضوع به عدم همگرایی و هم‌پذیری دینی درآمده که ریشه در اختلافات سیاسی در منطقه دارد؛ منطقه‌ای که رأس‌الخیمه‌ی منافع اقتصادی و استراتژیکی‌ای است که بعد از بهار عربی هنوز گریبان‌گیر بخشِ عمده‌ای ازجمله سوریه و عراق است و به منطقه‌ای تبدیل شده است که قدرت‌های اقتصادی جهانی هنوز بر سر آن به توافق کامل نائل نیامده‌اند و هرروز با سیاستی خاص برنامه‌ریزی سیاسی در به سیطره درآوردنِ مشترک آن داشته تا علاوه بر حاکمیتِ تفکری «دوسویه پسند» در مرز تلاقی شرق و غرب به منافع مشترک بین آن‌ها نیز بینجامد. امروز تفکر داعش در ویرانی آثار تاریخی منطقه علاوه بر زعم آن‌ها در احیای تفکر بت‌شکنی - که به‌غلط از صدر اسلام دارند - به ارزش اقتصادی این آثار به‌ویژه آثاری که قابل‌فروش هستند نیز معطوف است تا از این مَحمِل به بودجه‌های هنگفتِ نظامیِ خود سروسامانی بدهند، که این ریشه در سردرگمی و عدم پشتیبانی کاملِ سرکردگان این گروهکِ تروریستی دارد. درواقع این گروه برای ادامه‌ی راهِ خود نیاز به درآمد و بودجه‌هایی دارد که به دلایلی کمتر از سوی پشتیبانان خود حمایت می‌شود و این گروه در بینِ راه مجبور به تأمین آن است و به همین دلیل دست به ویرانگری جاهلانه‌ای می‌زند که آینده‌ی منطقه‌ای کهن از تاریخ جهان را به گسست می‌کشاند. این یورش با این قصد چنان بر پیکره‌ی بی‌جان تندیسِ فرهنگ ایرانی و سایر فرهنگ‌های هم‌جوار فرود آمد که جان را یارای نفَس نبود و به مصداقی، گویی که جانم می‌رود.

داریوش کیانی
نویسنده و پژوهشگر در حوزه تاریخ، ادیان و اساطیر ایران
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :