فرهنگ ایران باستان
آرشیو وبلاگ
نویسنده: داریوش کیانی - ۱۳٩۳/٤/٢٧

همان‌طور که می‌دانید زبان ترکی باوجود ارزش‌ها و زیبایی‌هایش چند سده‌ای است که در شمال غرب ایران غالب و رایج گردیده و از این رو است که ادبیات ترکی فاقد سابقه‌ای کهن در این منطقه است. سران و مبلغان تجزیه‌طلب پان‌ترکیسم - که برای ازهم‌بیگانه جلوه دادن ایرانیان و پاره‌پاره کردن خاک آن، تبار ایرانیان اصیل‌زاده‌ی آذربایجانی را به قوم درنده و مهاجم اُغوز نسبت می‌دهند - برای لاپوشانی و پنهان‌سازی این نقص بزرگ و رسواگر، کوشیده‌اند ادبیات کشورها و مردمان دیگر را به آذربایجان نسبت دهند تا با این خدعه و نیرنگ، کم‌سابقه بودن زبان و ادبیات ترکی را در شمال غرب ایران پنهان کنند. نمونه‌ی معروفی از این نوع فریبکاری، انتساب فردی به نام «کوراوغلو» و داستان آن به آذربایجان است:

  • داستان کوراغلو از داستان‌های بسیار شیرین و رایج قهرمانی آذربایجان است. در این داستان خصوصیات بارز مردم آذربایجان مانند انسان‌دوستی و درستی و راستی و برادری و مهمان‌نوازی به شکل هنرمندانه تصویر شده است! (ح. روشن؛ ادبیات شفاهی مردم آذربایجان؛ تهران: انتشارات دنیا، 1358، ص 124)
  • به طور کلی داستان کوراغلو عصاره‌ی ذوق هنرپرور مردم آذربایجان بوده ... این داستان نبوغ آفرینشگر مردم آذربایجان را به درستی نشان می‌دهد. داستان کوراغلو با برجسته‌ترین داستان‌های حماسی دنیا در یک ردیف قرار می‌گیرد! (همان، ص 136)
  • داستان‌های کوراوغلو اینک جزو داستان‌های حماسی مردم آذربایجان و مطرح در میان بیشتر ملت‌هاست که از طرف منتقدین و ادیبان جهان ... به عنوان قهرمان ملی آذربایجان محک خورده است! [] کوراوغلو با این وسعت و گسترش یکی از شاهکارهای فولکلوریک مردم آذربایجان به شمار می‌آید! [] داستان‌های کوراوغلو منبع الهام ده‌ها و صدها اثر سترگ جهانی است! موضوع بسیاری از اشعار شاعران ومنظومه‌های مختلف در جهان شده است! کوراوغلوشناسان دنیا ... درنهایت این داستان را از آن ملت آذربایجان دانسته‌اند! (ادبیات شفاهی آذربایجان؛ تهران، 1388، صص 315، 316، 323، 325)

این همه‌ی هیاهو و خیال‌بافی و گزافه‌گویی در حالی است که خاستگاه و زیستگاه و کارزارهای کوراوغلو در داستان‌هایش هیچ‌ ارتباطی با ایران و آذربایجان سرفرازش ندارد و هیچ مورخ و تذکره‌نویس و نویسنده‌ای در ایران هرگز چیزی درباره‌ی شخصیت‌های داستان کوراوغلو ندیده و نشنیده و نخوانده و نگفته و ننوشته است!
جالب‌تر از همه آنکه چند دهه‌ای است پژوهشگران ترکیه‌ای موفق به شناسایی هویت تاریخی کوراوغلو شده‌اند. بنا به نامه‌های به دست آمده از بایگانی صدرات عثمانی در استانبول - که در فاصله‌ی سال‌های 988 ق./1580م. تا 993 ق./1585م. نوشته شده‌ - معلوم شده است که «کوراوغلو» راهزنی آشوبگر بوده که به اتفاق همدستانش اقدام به دزدی، آدم‌ربایی، قتل، تاراج خانه‌های روستاییان و باج‌گیری از کاروان‌ها در بُلو، گِردِه و چاملی‌بل در مرکز و شمال غربی آناتولی می‌کرده است. (پرتو ناییلی بوراتاو؛ ایسلام آنسیکلوپدیسی؛ استانبول: میلی ایتیم باسیمئوی، 1977، ج 6، صص 913-912؛ فاروق سومر و نورالدین آلبایراک؛ ایسلام آنسیکلوپدیسی؛ آنکارا: تورکیه دیانت واکفی، 2002، ج 26، ص 269)
باوجود آشکار شدن هویت این راهزن عثمانیایی، هنوز عده‌ای نویسنده‌ی توهم‌زده یافته می‌شوند که از داستان‌های این فرد برای جعل و خلق تمدنی خیالی برای اغوزها بهره‌برداری می‌کنند:

  • کوراوغلو بدون شک از پرسوناژهای ادبیات باستانی ترک است که باید سرچشمه‌اش را در آسیای میانه جست! (حبیب ساهر؛ نمونه‌هایی از ادبیات منظوم ترک؛ تهران: انتشارات دنیای دانش، 2536، ص 38)

اما ماجرای عجیب کوراوغلو به همین جا ختم نمی‌شود. قلم‌به‌دستانی که می‌کوشند این فرد راهزن و داستان‌های او را به آذربایجان نسبت دهند، از این جنجال و هیاهوی خود برای مخدوش کردن تاریخ و مردان تاریخ‌ساز ایران نیز بهره‌برداری کرده‌اند تا بلکه از طریق این فرصت و منفذ، عقده‌های ناشی از حقارت قوم‌هایی مغولستانی چون اغوزها را در برابر ایرانیان به نوعی جبران کنند:

  • سیاست‌های نفاق‌افکنانه‌ی شاه عباس صفوی و زندگی اسفبار توده‌ی دهقانان در اثر ... تجاوز به شرف و حیثیت مردم باعث شده است کوراوغلوی اساطیری و افسانه‌ای خلعت تاریخی بپوشد و از حقوق مردم دفاع کند. به نظر مورخین دوره‌ی شاه عباس (؟!) هنگامی که خبر حرکت قشون شاه عباس به گوش توده‌ها می‌رسید برای حفظ ناموس خود، دختران و زنان جوان خود را مخفی می‌کردند و یا به غارها و مناطق صعب‌العبور می‌بردند تا به دور از دسترس مأموران دولتی شاه عباس بمانند!
  • جنگ‌های خانمان‌سوز بین ایران و عثمانی نفعی برای توده‌های مردم نداشته است و اینان خواستار صلح و دوستی بوده و ملتی برادر و همزبان (؟!) بوده‌اند. اما شاه عباس با بردن پایتخت از تبریز به اصفهان و رسمی کردن زبان فارسی باعث از رونق افتادن موقعیت آذربایجان و به کل، مردم ترک‌زبان بوده و مردم از این شاه رنجیده شده‌اند. جادارد که داستان‌ها و شورش‌ها نیز علیه او پدید آید که نمونه‌ی حماسی آن کوراوغلو است!!!
  • کوراوغلوی آذربایجان چهره‌ای تاریخی بوده که علیه شاه عباس صفوی و عثمانیان جنگ کرده و آذربایجان را از سلطه‌ی آنان به درآورده و استقلال بخشیده است!!! ( ادبیات شفاهی آذربایجان، صص 325، 331، 334)

حتماً می‌پرسید علت نفرت و انزجار شگرف و افسارگسیخته‌ی نویسندگان اغوزپرست پان‌ترکیست از شاه عباس - این شهریار بزرگ و مردم‌دار ایران - و دروغ‌پردازی نسبت به او چیست؟ پاسخ ساده است: از آنجا که این جماعت خود را ایرانی و ایرانی‌تبار نمی‌دانند و با اغوزها و ترکمان‌های مغولستانی بیگانه و مهاجم هم‌ذات‌پنداری می‌کنند، اقدام شاه عباس کبیر به سرکوب و ریشه‌کنی قزلباشان ترکمانی که به آشوبگری‌ و تمرد و مردم‌کشی روی آورده بودند، برایشان سخت دردآور و رنج‌بار و تحمل‌ناپذیر است و در واقع دشمن و هلاک کننده‌ی اغوزها و ترکمانان (شاه عباس)، دشمن و خصم این جماعت ایران‌ستیز محسوب می‌شود! نویسنده‌ی مطلب فوق در حالی انتقال پایتخت از تبریز به اصفهان را به شاه عباس نسبت می‌دهد که پیش از او شاه تهماسب پایتخت سلطنتی را از تبریز به قزوین منتقل کرده بود و باز در حالی رسمی‌سازی زبان فارسی را به شاه عباس نسبت می‌دهد که این زبان از دوران ساسانیان زبان رسمی و ملی و مشترک و تاریخی ایرانیان بوده و البته هیچ استان و ولایت ترک‌زبانی هم در ایران آن روزگار وجود نداشته است:

  • حد و مرز سرزمین‌های پارسیان از جبل بود ... که ماهان و کرج و دینور و همدان و قم و کاشان و غیره در آن قرار دارد؛ تا سرزمین‌های ارمنیه و باب و الابواب پیوسته به دریای مازندران تا سرزمین‌های آذربایجان و طبرستان و موقان و بیلقان و اران و شابران و ری و طالقان و گرگان تا سرزمین‌های خراسان مانند نیشابور و مروین و سرخس و هرات و خوارزم و بلخ و بخارا و سمرقند و فرغانه و شاش و غیره؛ تا سرزمین‌های سجستان و کرمان و فارس و اهواز و اصفهان و هرآنچه به این سرزمین‌های پیوسته بود. مملکت ایشان واحد، پادشاهشان واحد و زبان واحدشان فارسی بود. (قاضی صاعد اندلسی؛ التعریف بطبقات الامم؛ به تصحیح غلامرضا جمشیدنژاد؛ تهران: نشر میراث مکتوب، 1376، ص 142. ترجمه از متن عربی)

این هم یاوه‌گویی تهوع‌آور یک پان‌ترکیست ناشناس که دولت ایران را اشغالگر اراضی خودش می‌خواند، آذربایجان همیشه ایرانی را جدا و سوا از خاک ایران قلمداد می‌کند و کوراوغلو را رهبر تجزیه‌طلبانی که خواهان رهایی آذربایجان از یوغ ایران بودند می‌انگارد:

  • آذربایجان در سده‌های 10- 11 در معرض حملات اشغالگران ترکیه و ایران قرار گرفته بود. در اواخر سده‌ی دهم ... اشغالگران ایران و ترکیه به منظور تصرف آذربایجان به نبردهای فئودالی پرداختند. شهرها و روستاهای آذربایجان ویران، مراکز تاریخی و مدنی [آن] نابود و هنرمندان، شاعران و دانشمندان برجسته‌ی [آن] به جبر به ترکیه و ایران تبعید می‌شوند ... داستان کوراوغلو مبارزات توده‌های روستایی را در ایالت‌های مختلف آذربایجان در برابر ستم و اسارت هچون حماسه‌ای بدیع به نمایش گذاشته است! (ج.ق.؛ کوراوغلو؛ انتشارات فرزانه، 1358، صص 7-6. ترجمه از متن ترکی)
داریوش کیانی
نویسنده و پژوهشگر در حوزه تاریخ، ادیان و اساطیر ایران
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :