فرهنگ ایران باستان
آرشیو وبلاگ
نویسنده: داریوش کیانی - ۱۳٩٢/۱٠/۱٧
  • داستان‌های دده قورقود یکی از قدیمی‌ترین آثار متعلق به ادبیات و زبان آذربایجان است که از تاراج روزگار مصؤون مانده است ... این کتاب شرح حال صداقت و فداکاری مردم آذربایجان را در قرن سوم هجری تا پنجم هجری را [!] نشان می‌دهد. (سلام‌الله جاوید، خودآموز زبان آذربایجانی و فارسی، تهران، 1343، ص 56، پانویس 1)
  • کتاب جاودانه و ارزشمند ده‌ده قورقود که در ایران نوشته شده است یکی دیگر از منابع پربار فرهنگ آذربایجان است. این اثر ... به زندگی و مبارزات قهرمانان اسطوره‌ای آذربایجان می‌پردازد. حتا ادعا شده است که هومر از داستان‌های دده قورقود بهره گرفته است. در هر حال اگر این سخن صرفاً ادعا هم باشد، عناصری از حقیقت در آن نهفته است (!) (ادبیات شفاهی آذربایجان، تهران، 1388، صص 30-29)
  • داستان‌های دده قورقوت، حماسه‌ها و ماجراهای شکوهمندی است که این اقوام (= غُزها) در شرایط و عوامل تاریخی و اقلیمی جدید - در شرایط آذربایجان - آفریده‌اند و از این رهگذر، این دستاوردهای بدیع و زیبا، با تاریخ و زبان و ادب فولکلور آذربایجان پیوند خورده است (دده قورقوت کتابی. بازنویسی از روی متن اصلی، تهران، 1358، صص الف5-4ب).
  • کتاب دده قورقود تاریخ [قوم] اغوز، حکومتگری آن، و تاریخ و جغرافیای آذربایجان است. هر اهل علمی می‌تواند در این کتاب گمشده‌ی خویش را بیابد. (ف. زینال‌اوو و ص. علیزاده، دده قورقود، تبریز، 1391، ص 10، ترجمه از متن ترکی)

مبلغان دروغ‌پرداز و فریبکار پان‌ترکیسم در حالی کتاب جعلی و بی‌ریشه‌ی‌ «دده قورقود» را به آذربایجان نسبت می‌دهند که مکان‌های جغرافیایی یاد شده در آن (شهرها، کوه‌ها، رودها، و...) هیچ ربطی به ایران و آذربایجان‌اش ندارند و همگی در قفقازیه (= اران، به اصطلاح جمهوری آذربایجان کنونی) و شرق آناتولی واقع‌اند (1). بررسی گویش‌شناختی متن دده قورقود نیز گواه محدود بودن جغرافیای آن به شمال شرقی آناتولی است (2). شخصیت‌های نام برده شده در این کتاب نیز ایرانی نیستند و در عصر اسلام هیچ مورخ و تذکره‌نویس و جغرافی‌نگاری چنین افرادی را در خطه‌ی آذربایجان سراغ نداشته، ندیده و نمی‌شناخته است.

  • حوادث داستان‌های دده قورقود اکثراً در آذربایجان رخ می‌دهد. علاوه بر آن، هم زبان، لهجه کتاب و هم آمدن نام جای‌هایی نظیر دمیرقاپو، دربند، برده، گنجه، آلینجا قالاسی، گویجه گولو، دره شام و غیره این امکان را به محققان می‌دهد که داستان‌های دده قورقود را یک اثر صرفاً آذربایجانی و منسوب به اغوزان آذری بدانند ("داستان‌های دده قورقود"، مجله‌ وحید، خرداد 1347، ص 541)

از محتوای نوشته‌ی فوق به وضوح می‌توان دریافت که نویسنده‌ی مذکور خوانندگان‌اش را مشتی احمق و نادان فرض کرده است، چرا که وی از مکان‌هایی نام می‌برد که به آذربایجان متعلق نیستند و در جغرافیای تاریخی آذربایجان جایی ندارند اما با این حال لجوجانه و کودکانه اصرار دارد که دده قورقود مجعول را «اثری صرفاً آذربایجانی» بخواند.

  • وجود داستان‌های دده قورقوت با تمام اصالت و اهمیت تاریخی و بدیعی آن تا اوایل قرن نوزدهم بر جهان دانش و فرهنگ نامکشوف بود (دده قورقوت کتابی. بازنویسی از روی متن اصلی، ص الف5)
  • گفتنی است تا شروع قرن 19 میلادی کسی از وجود این داستان‌ها مطلع نبود (نگاهی نوین به تاریخ دیرین ترکان، تبریز، 1379، ص 150)

این مهم‌ترین و پرافتخارترین و اصلی‌ترین و کهن‌ترین و غنی‌ترین کتاب ترکان و ادب ترکی - که بنا به توهم مبلغان پان‌ترکیسم، سرمنشأ همه‌ی متن‌های ادبی و حماسی و اخلاقی و تعلیمی و فلسفی جهان است و همه‌ی اسطوره‌های باستانی جهان نیز از داستان‌های آن الگو گرفته است - تا سده‌ی نوزدهم میلادی بر عالم بشریت ناشناخته بود و سپس به ناگاه دو نسخه از آن یکی در آلمان و دیگری در واتیکان یافته شد!!!
آیا تاکنون قصه‌ای تا بدین حد عجیب و حیرت‌انگیز و مضحک شنیده یا خوانده‌اید؟ کتابی که می‌گویند بین سده‌های سوم تا پنجم ق. در آذربایجان نوشته شده و سابقه‌ی داستان‌های آن نیز به هزاران سال پیش باز می‌گردد، در ایران و آذربایجان‌اش مطلقاً ناشناخته بوده و هیچ کس نامی از این کتاب، داستان‌ها و شخصیت‌های‌اش نگفته، نشنیده و ننوشته بوده است تا آن که اروپاییان در سده‌ی نوزدهم میلادی این مهم‌ترین و مردمی‌ترین و باشکوه‌ترین متن ادبی ترکان را که تا آن زمان خود ترکان از آن ناآگاه و بی‌اطلاع بودند به ایشان معرفی کردند و آن را در دو نسخه‌ آماده کرده، تحویل‌شان دادند! نسخه‌هایی که نه نام نویسنده دارند، نه کاتب، نه تاریخ کتابت و نه محل کتابت! آیا برای اثبات جعلی و بی‌ریشه بودن کتاب دده قورقود، استدلال و برهانی صریح‌تر و قوی‌تر از این ممکن است؟
اما زبان اصلی این کتاب نیز هیچ ربطی به زبان ترکی آذربایجان ندارد و امکان فهم آن برای ایرانیان ترک‌زبان عموماً ناممکن است. به تصریح یکی از ناشران کتاب دده قورقود:

  • با کمال تأسف دیدم که خواندن این کتاب برای هموطنان مشکل و چه بسا محال بود. بنابراین تصمیم گرفتم ... این دشوار را آسان کنم. با تمکین به اصل صداقت در امانت، لغات و توضیحات هر صفحه را همان جا زیرنویس کردم (ده‌ده قورقود و ادبیات دونیامیز، تبریز، 1384، ص چهار).

دقیقاً از همین روست که همواره ترجمه‌ها و بازنویسی‌های این کتاب‌ در تبریز و تهران و شهرهای دیگر منتشر می‌شود؛ چرا که هیچ ایرانی ترک‌زبانی از متن اصلی این کتاب غالباً چیزی درنمی‌یابد. ذکر نمونه‌ای از متن اصلی این کتاب نشان می‌دهد که زبان آن تا چه اندازه مغایر با زبان ترکی آذربایجان است:

  • دده قورقوت بر دخی صویلمیش: صرب یوررکن قاضلق اتا نامردیگت ینه بلمز بننجه بنمسه‌ یگ. چالوب کسر اوز قلیجی مخنثلر چالنجه چالسه‌ یگ. چلابیلن یگیده اوقله قیلجدن بر چوماق یگ. قونغی گلمین قره اولر یقلسه‌ یگ. آت یمین اجی اوتلر بتمسه‌ یگ. (کتاب ددم قورقود، نسخه‌ی خطی درسدن، ص 3؛ موهرم ارگین، دِدِ کُرکوت کیتابی، آنکارا، 1989، ص 74)

اما سبک نگارش و وجود انبوهی از واژگان و اصطلاحات مختص به ترکی عثمانی در کتاب دده قورقود (مانند: پنجیک، علوفه [= دستمزد]، توپ [سلاح]، استانبول، سنجاق‌بیگی، آکینجی، شاپکا [وام‌واژه‌ای لهستانی] و...) - که از سده‌ی 16 میلادی به بعد در این زبان باب شده‌اند - در کنار دیگر موارد یاد شده، به وضوح نشان می‌دهد که ترتیب دهندگان این کتاب آن را برای ترکان عثمانی و در سده‌های اخیر با بهره‌گیری از ماجراهای محلی و اسطوره‌های یونانی مهیا و مکتوب کرده بودند. با وجود آشکار بودن این امر و بدیهی بودن این حقیقت که داستان‌های کتاب دده قورقود هیچ گونه سابقه و مستندی در ادبیات ترکی ندارند، سرکردگان و مبلغان پان‌ترکیسم - که نژاد زردپوست ترک را منشأ و خالق و مالک هر نوع تمدن و فرهنگ و هنر و دانشی می‌دانند - با استفاده‌ از شعبده‌های عوام‌فریبانه‌ی خود، داستان‌های کتاب دده قورقود را الگو و خاستگاه هر اسطوره‌ی مشابهی در میان دیگر فرهنگ‌های کهن‌تر بشری می‌انگارند و تبلیغ می‌کنند؛ برای نمونه:

  • قدمت آفرینش صحنه‌ها و شخصیت‌های داستان‌های دده قورقود در بعضی موارد به هزاران سال پیش از تاریخ کتابت این داستان‌های مربوط می‌شود. با این ترتیب شگفت‌انگیز نیست اگر ما می‌بینیم که نویسندگان روزگار باستان‌ها از شخصیت‌ها و عناصر موجود در این داستان‌ها ... بهره برده‌اند. چنان چه حماسه‌سرای بزرگ یونان باستان هومر، در اودیسه «غول یک‌چشم» را با تأثیرپذیری از تپه‌گوز [مذکور در کتاب دده قورقود] می‌آفریند، چون تپه‌گوز هم فقط یک چشم دارد و به همان اندازه ترسناک است! داستان ضحاک در حماسه‌ شاهنامه فردوسی نیز از آن جا که ضحک هر روز از گوشت مغز [!] دو مرد جوان و نیز گوشت گوسفند استفاده می‌کند، عیناً برگرفته از همین شخصیت داستانی [کتاب دده قورقود] است! (نگاهی نوین به تاریخ دیرین ترکان، ص 147)

جالب‌تر از همه آن که، این جماعت شمنیست، در توهم‌زدگی و خیال‌بافی و ولنگاری تا آن جا پیش رفته‌اند که سرانجام دده قورقود خیالی را با بهره‌گیری از اساطیر هندوایرانی به مقام خدایی رسانده‌اند:

  • دده قورقود که پدر تکوین آفرینش است، برای تشکیل ستون مرکزی عالم (محور جهان) مجبور است اول به سراغ آتش برود و با آوردن آن به روی زمین جرثومه قدرت پایداری زمین و آسمان را از او بگیرد. / دده قورقود داستان ما چون مانو [در ریگ‌ودا] خدای بُن‌بخش و آفرینش کائنات و نخستین انسان و تکوین دهنده است. / پس دده قورقود مانو یا زروان کرانمند نیز هست. / دده هم مانو (پدر آفرینش) و هم خدای عالم مردگان است. / کتاب دده قورقود مشحون از نشانه‌های وجود جمشید است. / زرتشت یعنی فضا و ظرف آبی که می‌توانست زر را در خود بگنجاند!!! (قوپوز ساز آفرینش، تبریز، 1384، صص 15، 29، 32، 33، 49، 56)

نویسنده مطلب فوق با وجود همه‌ی تلاش‌هایش برای تقدیس و خداسازی دده قورقود، با ریشه‌شناسی مفتضحی که برای این نام ارائه می‌کند، همه‌ی رشته‌هایی را که بافته، یکسره پنبه می‌کند: 

  • دده قورقود از سه قسمت ترکیب یافته ... دده به معنای پدر است. قور به معنای خصیه است. خصیه به معنای بیضه و خایه و مایه است. قود به معنای قصاص و کشتن کُشنده است. پس دده قورقود یعنی پدر توأمان [خایه و قصاص]! (همان کتاب، ص 59)

--------------------------------------------------
ارجاعات
1) اُرهان شاییک گوکای، دِدِم کُرکودون کیتابی، استانبول، 1973، صص نودوپنج - صدوشش
2) همزه زولفیکار، "دد کرکوت کیتابی‌نین دیلینده دُغو آنادلو آغزیلارییلا ایلگیلی ایزلر"، تورک دیلی آراشتیرمالاری ایلّیغی بلّتن، 41/1، 2004، صص 176-171

داریوش کیانی
نویسنده و پژوهشگر در حوزه تاریخ، ادیان و اساطیر ایران
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :