فرهنگ ایران باستان
آرشیو وبلاگ
نویسنده: داریوش کیانی - ۱۳٩٢/٧/۳٠

مردم ایران به هر زبانی که صحبت کنند و اهل هر استانی که باشند، چه سیستان، چه خوزستان، چه آذربایجان، ایرانی‌اند. این مردم هزاران سال است که ایرانی‌اند و هویت خود را از اعماق هزاره‌هایی پرشکوه به دست آورده‌اند و نه از دیروز و پریروز خود. ایرانیان به خاکی واحد، فرهنگی واحد - و اینک - قانون اساسی واحدی اعتقاد و تعلق دارند و با هیچ ترفند و ابزاری نمی‌توان این تعلقات مقدس را از آنان سلب و جدا کرد. اما بیگانگان مستکبری که می‌دانند ایرانی‌جماعت تن به حقارت و ذلت و خواری نمی‌دهد، دیر زمانی است که همین تعلقات ایرانیان و همین هویت و وحدت بی‌نظیر را نشانه رفته‌اند تا ایران را از درون متلاشی کنند و سرانجام در برابر خود به زانو درآوردند.
ایرانیان آزاده و آگاه! اینک سال‌ها است که مبلغان و عمله‌ی فرقه‌ی نژادپرست، تجزیه‌طلب و اسلام‌ستیز پان‌ترکیسم، با پشتیبانی مادی و معنوی اسراییل و آمریکا، و با هدایت و راهبری سرکردگان خود در ترکیه و اران (به اصطلاح جمهوری آذربایجان) و با بهره‌گیری از رسانه‌ها و ابزارهای گوناگونی که در اختیار دارند اولاً، می‌کوشند ایرانیان آذربایجانی را - فقط به این دلیل که به زبان ترکی سخن می‌گویند - به نژاد و تبار و فرهنگی غیرایرانی و بیگانه نسبت دهند و آنان را از هویت راستین ایرانی خود تهی کنند؛ ثانیاً، با القای این وهم و دروغ که ایرانیان آذربایجانی تحت ستم و فشار و محدودیت و تبیض از سوی دیگر ایرانیانی هستند - که به آنان عنوان جعلی و موهوم "فارس" می‌دهند - می‌خواهند میان مردم ایران و استان‌های آن کینه و نفاق و تفرقه و خصومت ایجاد کنند؛ و سرانجام می‌کوشند از این همه فریبکاری و دروغ‌سازی به این نتیجه برسند که ایرانیان آذربایجانی می‌باید هر چه زودتر خود را از بند و چنگ ایران و ایرانی نجات دهند و با پیوستن به نواحی شمالی رود ارس، یا کشور رؤیایی‌شان «ترکستان بزرگ»، خود را رها و آزاد کنند و به استقلال و آسایش و نیک‌بختی دست یابند! مبلغان و عُمال پان‌ترکیسم هر چه می‌گویند و می‌نویسند، تماماً در این راستا و هدف است: آنان با نسبت دادن همه‌ی اقوام باستانی و میراث تمدنی‌شان به قوم زردپوست ترک (که خاستگاه آن شمال مغولستان است) و سپس انتساب ایرانیان آذربایجانی به این نژاد و تبار، با دروغ و فریب برای آنان هویت و نژادی متفاوت، خاص، و برتر از دیگر مردم می‌سازند و می‌تراشند و آن گاه با مظلوم و ستم‌دیده خواندن این قوم، که منحصر به فرد، پاک و برتر قلمداد و معرفی شده، عموم مردم فریب خورده را آماده‌‌ی ستیز و مبارزه برای رهایی از این ستم و بازگشت به جایگاه برتر و برقراری نژاد خالص ترک می‌کنند.
تجربیات تاریخی ما نشان می‌دهد که ایرانیان آذربایجانی همواره در برابر این دروغ‌پردازی‌ها و فریبکاری‌ها بیدار و هشیار بوده‌اند و اینک نیز ضروری است که همه‌ی ایرانیان در برابر شبیخون فرهنگی و تحرکات کنونی فرقه‌ی پلید و مزدور پان‌ترکیسم متحد شوند و به پا خیزند و همان طور که با عُمال فرقه‌ی تجزیه‌طلب و دست‌نشانده‌ی دموکرات آذربایجان در سال 1325 رفتار کردند بار دیگر آنان را با حقارت و سرشکستگی به بیرون مرزهای ایران پرتاب کنند.
***
اختلاف لهجه ملیّت نزاید بهر کس /  ملّتی با یک زبان، کمتر به یاد آرد زمان
گر بدین منطق تو را گفتند: ایرانی نه‌ای /  صبح را خوانند شام و آسمان را ریسمان
بی‌کس است ایران، به حرف ناکسان از ره مرو /  جان به قربان تو ای جانانه آذربایجان
هر زیانی کو قضا باشد به ایران عزیز /  چون تو ایران را سری، بیشت رسد سهم زیان
مادر ایران ندارد چون تو فرزندی دلیر /  روز سختی چشم امید از تو دارد همچنان
تو همان فرزند دلبندی که جانبازی تو / می‌نیاید در حدیث و می‌نگنجد در زبان
محمدحسین شهریار تبریزی

داریوش کیانی
نویسنده و پژوهشگر در حوزه تاریخ، ادیان و اساطیر ایران
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :