فرهنگ ایران باستان
نویسنده: داریوش کیانی - ۱۳٩٢/٧/٢٧
  • در منابع آشوری قبل از میلاد به نام توروگ‌ها[ی] ترک برمی‌خوریم که مراد ترک‌های حوزه‌ی دریاچه ارومیه است ("اصل و منشأ ترکان"، مجله تاریخ‌پژوهی، پاییز و زمستان 1386، ص 113)

نویسنده‌ی مطلب فوق در پانویس آن، به دو کتاب به عنوان منبع ادعای خود ارجاع داده است: کتابی از ولادیمیر بارتولد (تاریخ ترک‌های آسیای میانه) و کتابی از محمدتقی زهتابی (تاریخ دیرین ترکان ایران!). حساب ما با دانشمند بزرگی چون بارتولد پیشاپیش روشن است: در صفحه ارجاع داده شده‌ی کتاب او چنین ادعای موهومی وجود ندارد! اتفاقاً حساب ما با نویسنده‌ی نژادپرست و دروغ‌پردازی چون زهتابی نیز پیشاپیش معلوم است؛ چرا که زهتابی در سراسر کتاب خود با ترفندهای شیادانه‌ی ویژه‌ی پان‌ترکیست‌ها، همه‌ی اقوام شناخته شده و ناشناخته‌ی جهان باستان را «ترک» می‌خواند و می‌انگارد، گویی که دنیای باستان یکسره در تصرف و تملک ترکان زردپوست (1) بوده است! ناگفته پیدا است که زهتابی هیچ گونه سند معتبر و قابل اعتنایی در تأیید جعلیات و توهمات انبوهی که به خورد خوانندگان عوام خود می‌دهد در دست ندارد و جز تکرار طوطی‌وار دروغ‌بافی‌های نویسندگان سفارشی‌نویس شوروی سابق که با تخیلات کودکانه‌ی او درآمیخته شده‌اند، کار دیگری نمی‌کند (درباره‌ی این فرد نگاه کنید به ص 48 از مقاله‌ی دکتر حمید احمدی +). نوشته‌های زهتابی اساساً چنان ملغمه‌ای از پریشان‌گویی و فریبکاری است که ماحصل کار خواننده را نه تنها به خنده و تمسخر، بل که به ترحم و دلسوزی وامی‌دارد. برای نمونه، او - به خیال خود - برای نشان دادن ترک بودن سومریان به دو کتاب کاملاً مرتبط و تخصصی (!!!) ارجاع می‌دهد: "سرگذشت قانون" نوشته علی پاشاصالح، و "تاریخ زبان فارسی" نوشته‌ی پرویز ناتل خانلری! حدس‌تان درست است: در این دو کتاب نامرتبط با دانش سومرشناسی نیز هیچ تصریحی به ترک‌زبان بودن سومریان باستان نشده است! سراسر کتاب زهتابی، که برای پان‌ترکیست‌های نژادپرست و تجزیه‌طلب و شمنیست حکم یاسای چنگیز را دارد، آکنده از توهمات پوچ و مضحکی از همین قماش‌ است.
اما توروکوم (Turukkum) سرزمین توروکّی‌ها (و نه توروگ‌ها) که نام آن بیش‌تر در متون بابلی کهن آمده است تا آشوری، سرزمینی بوده متشکل از چندین دولت‌شهر واقع در دره‌های شمال غرب زاگرس (حدود کردستان کنونی) در سده‌ی هجدهم پیش از میلاد، که برخوردار از ساختار به نسبت پیچیده‌ی سیاسی و نظام‌هایی از دودمان‌های اشرافی سهیم در قدرت ارضی بودند و با هوری‌ها پیوند و وابستگی داشتند (2). منابع و مراجع آکادمیک کنونی جهان، بر مبنای شواهد و اسناد موجود، زبان هوری‌ها را زبانی مجزا می‌دانند که با هیچ یک از زبان‌های شناخته شده‌ی دیگر در خاورمیانه‌ی باستان خویشاوندی ندارد (3). ترکی بودن زبان این قوم جعل و توهمی است منحصراً از آن نویسندگان پان‌ترکیست اران و ترکیه.
با این همه، مبلغان پان‌ترکیسم فقط از آن رو که نام مردمان باستانی «توروکّو» سه حرف مشابه با نام "ترک" دارد، به سادگی و یا یک حرکت قلم، آنان را از هویت راستین خود تهی کرده مبدل به قومی ترک می‌کنند! برای زهتابی و هم‌مسلکان‌اش چیزی به نام سند و دلیل برای اثبات ادعاهای‌شان، مطرح و حائز اهمیت نیست. کافی است فقط نام یک قوم یا شخصیتی باستانی را به عنوان یا واژه‌ای ترکی شباهت دهند ... کار تمام است! آن گاه با صدور حکمی از بالا، همه‌ی مبلغان وطن‌فروش پان‌ترکیسم موظف به پذیرش این دستور و جا انداختن آن در میان عوام الناس می‌شوند. برای زهتابی و امثال او مهم نیست که نام «ترک» برای نخستین بار در تاریخ در اسناد چینی سده‌ی ششم میلادی ظاهر می‌شود (4) و ممکن نیست نام قومی (توروکّو) در سده‌ی هجدهم پیش از میلاد و در غرب ایران ظاهر شود و سپس به مدت 2300 سال از عرصه‌ی تاریخ ناپدید شود و پس از این همه سال به ناگاه در شمال مغولستان (خاستگاه و میهن ترکان) پدیدار گردد! سران نژادپرست پان‌ترکیسم از آن رو که ترکان زردپوست (که غیر از ایرانیان آذربایجانی هستند) از نظر پیشینه‌ی تمدنی و سابقه‌ی تاریخی فقیر و بی‌چیزند، همواره می‌کوشند برای جبران و تلافی آن، تمدن‌ها و میراث و افتخارات مردمان دیگر را مصادره و از آن خود کنند و دقیقاً از این روست که از سومری‌ها، عیلامی‌ها، اورارتوها، هوری‌ها، هیتی‌ها، توروکّی‌ها، مادها، سکاها، پارت‌ها گرفته تا زرتشت، مزدک، نظامی، فارابی، مولوی، و حتا شخصیت‌هایی اسطوره‌ای و غیرتاریخی چون رستم، سیمرغ، افراسیاب و ... در تبلیغات و جعلیات این فرقه‌ی یهودی‌ساخته‌ی منحوس مبدل به «ترک» می‌شوند. سران و مبلغان نامسلمان و شَمَنیست (5) پان‌ترکیسم با برتر و برگزیده خواندن نژاد ترک (و انتساب ایرانیان آذربایجانی به این نژاد) و با ظالم و رذل خواندن ایرانیان در پی ایجاد و گسترش کینه و نفاق و دشمنی در میان ملت ایران‌ و فروپاشاندن وحدت ملی و تمامیت ارضی این کشورند. خطر پان‌ترکیسم را جدی بگیریم و برای از میان برداشتن آن متحد شویم و به پا خیزیم.
----------------------------------------------------

یادداشت‌ها

1. «ترکان (و نه ایرانیان آذربایجانی) به لحاظ نژادشناختی به گروه تونگوسی زردپوستان آسیایی تعلق دارند» (جان کلارک ریدپث، با مردمان جهان، واشنگتن، 1916، ص 278)
2. جسپر ایدم و یورگن لاسو، بایگانی‌های شمشاره، جلد یکم، کپنهاگ: آکادمی سلطنتی علوم دانمارک، 2001، ص 26
3. گرنوت ویلهلم، "زبان هوری"، در: زبان‌های باستانی آسیای صغیر، ویراسته‌ی راجر وودارد، کمبریج: انتشارات دانشگاه کمبریج، 2008، ص 81
4. کاموران گورون، تورکلر و تورک دولتلری تاریهی، استانبول: کاراجان یاینلاری، 1981، ص 50
5. پان‌ترکیست‌ها - اگرچه هر گاه منافعشان ایجاب کند از اسلام هزینه می‌کنند و ریاکارانه سنگ مسلمانی بر سینه می‌کوبند - برخلاف آموزه‌ی صریح اسلام که همه‌ی انسان‌ها را از نسل آدم و حوا می‌داند، بر اساس عقاید کافرانه‌ و ضاله‌ی شمنیستی، ایرانیان آذربایجانی را از نسل ماده گرگی، که بُزکورت می‌خوانندش، می‌دانند و به جهت اعتقاد عمیقی که به این موضوع دارند همواره تصویر او را در نمادها و نشان‌ها و تبلیغات و تظاهرات خود به کار می‌برند (نگاه کنید به تصویر پایین).

داریوش کیانی
نویسنده و پژوهشگر در حوزه تاریخ، ادیان و اساطیر ایران
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :