فرهنگ ایران باستان
آرشیو وبلاگ
نویسنده: داریوش کیانی - ۱۳۸٢/٥/۱٤

بیشینه‌ی جشن‌های ایرانیان - چه آن‌هایی که اینک مرسوم‌اند و چه آن‌هایی که فراموش شده‌اند - ریشه در آیین زرتشت دارند؛ هر چند که برخی نیز با آیین‌های بین‌النهرینی درآمیخته‌اند (مانند جشن نوروز).
آیین زرتشت دینی است عمیقاً گیتی‌گرا که شادخواری و شادکامی را امری ستوده و اهورایی می‌داند و از هر آن چه تن آدمی را به رنج و زیان وا می‌دارد - چون روزه و ریاضت - پرهیز دارد؛ چرا که در باورداشت‌های این آیین، شادی و سرور از آن اورمزد است و رنج و اندوه از آن اهریمن. برخلاف غالب ادیان جهان (یهودی، مسیحی، اسلام، بودایی،‌ مانوی)که رستگاری و سعادت آدمی را در جهان یا بُعدی دیگر (بهشت یا نیروانا) می‌جویند و حواله می‌کنند و زمین و حیات مادی را محل گذار و گناه و فنا می‌دانند و به روی گردانی و اعراض از مواهب گیتی و مادی توصیه می‌کنند و فرمان می‌دهند، دین زرتشت رستگاری و سعادت انسان را در همین زمین مأنوس مژده می‌دهد و از این رو، به آبادانی و زیبایی و به‌سازی آن سفارش می‌کند و برخورداری از مواهب گیتی (ثروت، لذت، شادی) را عین حق و صواب می‌داند.
در ایران پیش از اسلام، علاوه بر جشن‌های سالانه‌ای مانند نوروز و گاهنبار، در هر ماه نیز به نام یکی از ایزدان زرتشتی، جشنی برگزار می‌شد و در واقع می‌توان گفت که ایرانیان همواره و به هر مناسبتی، به جشن و پایکوبی مشغول بودند. (1)
گفته می‌شود که شاهنشاهان ایران در زمان جشن‌های بزرگی چون نوروز و مهرگان، بار عام می‌داده‌اند و به دادخواهی‌های مردم رسیدگی می‌کردند. مردم نیز عموم جشن‌ها را با شادخواری و خوش‌گذرانی و نغمه خوانی برگزار می‌کردند و به آشتی‌جویی و یاری تهی‌دستان می‌شتافتند. بر این اساس،‌ می‌توان باور داشت که ایران در زمان رواج دین زرتشتی، سرزمینی سرار شاد و پرنشاط بوده است.
«ابوریحان بیرونی» دانش‌مند نام‌دار ایرانی (440-362 ق) در کتاب پارسی خود «التفهیم لاوائل صناعت التنجیم» گزارشی بسیار رسا و شیوا و حاوی نکاتی بی‌نظیر و ارزش‌مند از جشن‌های ایرانیان عرضه داشته است. وی می‌نویسد (2):
«نوروز چیست؟
- نخستین روز است از فروردین ماه و از این جهت، روز نو نام کرده‌اند؛ زیرا که پیشانی سال نو است و آن چه از پس اوست از این پنج روز [= پنج روز اول فروردین] همه جشن‌هاست. و ششم فروردین ماه را «نوروز بزرگ» دارند؛ زیرا که خسروان بدان پنج روز حق‌های حشم و گروهان و بزرگان بگزاردندی و حاجت‌ها روا کردنی، آن گاه بدین روز ششم خلوت کردندی خاصگان را. و اعتقاد پارسیان اندر نوروز نخستین آن است که اول روزی است از زمانه و بدو، فلک آغازید گشتن.
تیرگان چیست؟
- سیزدهم روز است از تیرماه. و نام‌اش تیر است هم نام ماه خویش، و همچنین است به هر ماهی آن روز که همنام‌اش باشد، او را جشن دارند. و بدین تیرگان گفتند که «آرش» تیر انداخت از بهر صلح منوچهر که با افراسیاب ترکی کرده است بر تیر پرتابی از مملکت…
مهرگان چیست؟
- شانزدهم روز است از مهرماه و نام‌اش مهر. و اندر این روز «افریدون» ظفر یافت بر «بیوراسپ» جادو، آن که معروف است به ضحاک. و به کوه دماوند بازداشت و روزها که سپس [= پس از] مهرگان است، همه جشن‌اند بر کردار (= مانند) آن چه از پس نوروز بود. و ششم آن مهرگان بزرگ بود و «رام» روز نام است و بدین دانندش.
پروردگان چیست؟
- پنج روز پسین اندر آبان ماه [است] و سبب نام کردن آن چنان است که گبرکان [= زرتشتیان] اندرین پنج روز خورش و شراب نهادند روان‌های مردگان را. و همی گویند که جان مرده بیاید و از آن غذا گیرد. و چون از پس آبان ماه پنج روز افزونی بوده است، آنک [= اینک] «اندرگاه» خوانند. گروهی از ایشان پنداشتند که این روز «پروردگان» است و خلاف به میان آمد و اندر کیش ایشان مهم چیزی بود. پس هر دو پنج [روز] را به کار بردند از جهت احتیاط را. و بیست و ششم روزِ آبان ماه، فروردگان [= پروردگان] کردند و آخرشان، آخر دزدیده. و جمله فروردگان ده روز گشت. (3)
برنشستن کوسه [= سوار شدن مرد بدون موی صورت] چیست؟
- آذر ماه به روزگار خسروان، اولِ بهار بوده است (4). و نخستین روز از وی - از بهر فال - مردی بیامدی کوسه، برنشسته بر خری و به دست کلاغی گرفته و به بادبیزن خویشتن باد همی‌زدی و زمستان را وداع همی‌کردی و از مردمان بدان چیزی یافتی. و به زمانه‌ی ما به شیراز همی‌کرده‌اند و ضریبت [= خراج] پِذرفته از عامل،‌ تا هر چه ستاند از بامداد تا نیمروز به ضریبت دهد و تا نماز دیگر [= نماز عصر] از بهر خویشتن را بستاند (5) و اگر از پسِ نماز دیگر بیابندش، سیلی خورد از هر کسی.
بهمنجه چیست؟
- بهمن روز است از بهمن ماه [= دومین روز ماه]. و بدین روز، بهمن [= برف] سپید به شیر خالص پاک خورند و گویند که حفظ [= حافظه] فزاید مردم را و فرامشتی [= فراموشی] ببرد. و اما به خراسان مهمانی کنند بر دیگی که اندر او از هر دانه‌ی خوردنی کنند [= بریزند] و گوشت هر حیوانی و مرغی که حلال‌اند و آن چه اندر آن وقت بدان بقعت [= ناحیه] یافته شود از تره و نبات.
سده چیست؟
- آبان روز است از بهمن ماه و آن دهم روز بود. و اندر شب‌اش که میان روز دهم است و میان روز یازدهم، آتش زنند به گوز [= درخت گردو] و بادام و گرد بر گرد آن شراب خورند و لهو و شادی کنند. و نیز گروهی از آن بگذرند بسوزانیدن جانوران. اما [وجه تسمیه‌ی سده] چنان است که از او [= روز سده] تا نوروز، پنجاه روز است و پنجاه شب. و نیز گفتند که اندرین روز از فرزندان پدر نخستین [= گیومرث]، صد تن تمام شدند (6).
گهنبار چیست؟
- روزگار سال، پارها کرده است زرادشت و گفته است که به هر پاره‌ای [از سال]، ایزد تعالی گونه‌ای [از مخلوقات] را آفریده است؛ چون آسمان و زمین و آب و گیاه و جانور و مردم، تا عالم به سالی تمام آفریده شد. و به اول هر یکی از این پاره‌ها، پنج روز است، نام‌شان «گهنبار» (Gahanbar)».


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یادداشت‌ها:
1 - برای کسب آگاهی‌های بیش‌تر درباره‌ی جشن‌های ایرانیان، نگاه کنید به: «تاریخ ایران [کمبریج]»، جلد سوم، بخش دوم، گردآورنده: احسان یارشاطر، ترجمه‌ی حسن انوشه، انتشارات امیرکبیر، 1377، فصل بیست و یکم (ب)
2 - برگرفته از: «گنجینه‌ی سخن»، تألیف دکتر ذبیح الله صفا، انتشارات امیرکبیر، 1370، جلد یکم، ص 292-289
3 - در برهه‌هایی از تاریخ ایران، نخستین ماه سال، آذر بود و نوروز در آغاز این ماه جشن گرفته می‌شد و جشن فروردگان نیز در ده روز آخر سال، یعنی پنج روز آخر آبان ماه به علاوه‌ی پنج روز اضافه‌ی حاصل از شمارش کبیسه‌ها، برگزار می‌شد. بعدها که نوروز به و فروردین ماه منتقل شد، جشن فروردگان نیز در روزهای واپسین اسفند ماه برگزار گردید.
4 - نگاه کنید به یادداشت شماره 3
5 - پول‌هایی که کوسه در طی این مراسم از هنگام بامداد تا ظهر، از مردم می‌گیرد، به عامل خراج شهر می‌دهد و پول‌هایی را که از ظهر تا عصر می‌گیرد، برای خود برمی‌دارد.
6 - درباره‌ی ریشه‌شناسی نام «سده» نگاه کنید به: «جستاری چند در فرهنگ ایران»، دکتر مهرداد بهار،‌ انتشارات فکر روز، 1374، ص 244-237

*******

درج مقاله‌ی من به نام «پان‌ترکیسم؛ ریشه‌ها و آموزه‌ها» در وبلاگ گروهی «از اسطوره تا واقعیت» و واکنش‌ها و پاسخ‌هایی که در پی آورد، روی‌دادی بود که به خوبی، رسوایی و بی‌هویتی نژادپرستان پان‌ترکیست را برملا ساخت و نشان داد که اعضای این فرقه‌ی منحوس، برای دفاع از موضع پوشالی و متزلزل خود،‌ جز پرخاش‌گری و غوغاسالاری، کار دیگری از دست‌شان بر نمی آید!! من می‌خواهم توجه همه‌ی خوانندگان و دوستان فرهیخته را به این نکته جلب کنم که تاکنون، «هیچ» اثر و نوشته‌ای بر سنگ و گل و چوب و فلز و سفال و چرم و پوست و کاغذ - چه از روزگار پیش از اسلام و چه از دوران پس از اسلام، تا سده‌ی یازدهم هجری - از استان آذربایجان به دست نیامده که نشان دهد آذربایجانی‌ها ترک‌تبار یا ترک‌زبان بوده‌اند. نخستین منابعی که از رواج زبان ترکی در آذربایجان سخن می‌گویند، متعلق به سده‌ی یازدهم هجری و پس از آن‌اند، یعنی 300 سال پیش!! پان‌ترکیست‌های تجزیه‌طلبی که نیک می‌دانند بنای پوشالی عقاید نژادپرستانه‌ی‌شان بر «هیچ» استوار است، از ابتدای پیدایش فرقه‌ی شوم‌شان به دست شوروی و عثمانی، جز فحاشی و هتاکی و مظلوم‌نمایی، حربه‌ی دیگری برای دفاع از عقاید بی‌پایه‌ و پوچ‌شان نداشته‌اند و تاکنون، جز رسوایی و بی‌آبرویی بیش‌تر، بهره‌ای از تبلیغات ضدمیهنی و تفرقه‌افکنانه‌ی خود نبرده‌اند.
ما یاوه‌هایی چون: «مردم آذربایجان از ابتدای تاریخ، ترک‌تبار و ترک‌زبان بوده‌اند» یا «ترک‌ها تمدنی هفت هزار ساله در این منطقه دارند» را - که پیوسته و شعارگونه در نوشته‌های نژادپرستان پان‌ترکیست تکرار می‌شود - زمانی مستند و قابل قبول می‌شمردیم که آن‌ها می‌توانستند فقط و فقط یک خط نوشته، بر سنگ یا کاغذ، از دوران پیش از سده‌ی یازدهم هجری ارائه کنند که نشان دهد پیش از این تاریخ، زبان یا تبار مردم آذربایجان ترکی بوده است. اما پان‌ترکیست‌ها در این زمینه آن چنان فقیر و تهی‌دست‌اند و بر چنان برهوت و کویری گام می‌زنند که اگر به هر ادعای دیگر آنان نیز چنین انگشت بگذاریم، همه‌ی سرمایه‌ها و نقشه‌های‌شان را بر باد داده‌ایم. با این حال، جالب است که این جماعت رسوا و بی‌ریشه، هنوز مدعی‌اند که صاحبان برترین و کهن‌ترین تمدن جها‌ن‌اند و دنیای قدیم و جدید یک‌سره از آنِ نژاد زرد و قوم ترک و مغول است!!!
سرانجام آن که، ما همچنان و همواره بر اصالت و هویت ایرانی مردم آذربایجان تأکید داریم و معتقدیم هر چند که ایرانیان آذری نزدیک به سیصد سال است به زبانی غیر ایرانی سخن می‌گویند، اما هیچ چیز و هیچ کس نمی‌تواند مانع از همبستگی و وحدت و خویشی و یگانگی مردم آذربایجان با دیگر ایرانیان شود.

*******
به همت دوست ارجمندم آقای افشین زند ، مقاله‌ی «پان‌ترکیسم؛ ریشه‌ها و آموزه‌ها» برای روشن‌گری بیش‌تر، در سایت‌های دیدگاه و گویا نیز قرار داده شده است؛ با سپاس از ایشان.
*******
جدیدترین مقالات دوستان بزرگوارم در نقد دیدگاه‌های «ناصر پورپیرار»:
* «علت نقد کردن آثار پورپیرار» (از: افشین زند)
* «در جست‌وجوی فحاش» (از: اهورا اشون)
* «آخرین پورپیرار‌نامه» (از: اهورا اشون)

داریوش کیانی
نویسنده و پژوهشگر در حوزه تاریخ، ادیان و اساطیر ایران
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :