فرهنگ ایران باستان
آرشیو وبلاگ
نویسنده: داریوش کیانی - ۱۳٩٠/٥/٤

مشروح گفت‌وگوی داریوش احمدی با خبرگزاری کتاب ایران (+):

---------------------------------------------------

* به نظر شما یک مورخ بی‌طرف و حرفه‌ای چه وظیفه و رسالتی دارد؟
- وظیفه‌ی مورخ در وهله‌ی نخست شناسایی و گردآوری داده‌های تاریخی، تحلیل و ارزیابی آن‌ها، و سرانجام استخراج سیمای راستین شخصیت‌ها و رویدادهای تاریخی از لابه لای این داده‌ها است. مورخ می‌بایست با نقد و ارزیابی خردورزانه و دقیق اسناد تاریخی، هر داده‌ای را در چارچوب زمانی و مکانی خود قرار دهد و در صورت ناسازگاری با مقتضیات و اوضاع آن دوره، روایت مورد نظر را با احتیاط کامل تلقی کند. مورخ حق ندارد بر مبنای احساسات و عقاید شخصی و پیش‌فرض‌های خویش به نقد و تحلیل داده‌های تاریخی بپردازد یا براساس سلائق شخصی خود اسناد تاریخی را چنان دستچین و عرضه کند که برآیند و نتیجه‌ای دلخواهانه و یکسویه از آن‌ها حاصل گردد. تحلیل مغرضانه‌ی تاریخ تنها موجب گمراهی مردمانی خواهد شد که قرار است از تاریخ میهن خویش عبرت بیاموزند و الگو بگیرند و بر مبنای آن، هویت ملی خویش را سامان دهند. نویسنده یا گوینده‌ای را که اظهارات‌اش در مورد تاریخ نه مبتنی بر اسناد و مدارک تاریخی دست اول و معتبر و نقادی شده، بل که بر تخیلات اثبات‌ناپذیر خود یا دیگران استوار باشد، می‌بایست فردی نقال و قصه‌گو به شمار آورد و نه مورخ.
حقیقت آن است که در گستره‌ی‌ علوم بشری هیچ موضوعی خارج از حوزه نقد و پرسشگری خرد انسان قرار ندارد و پذیرش بی قید و شرط هر داده ای، بدون ارزیابی امکان وقوع آن در برهه‌ی زمانی و مکانی مورد نظر، و بدون سنجیدن اجزا و مبانی آن با عیار منطق موجب گمراهی و افتادن به دام خیال پردازی و خود فریبی می شود.
وظیفه‌ی مورخ ارزش‌گذاری اخلاقی رویدادها و نکوهش یا ستایش شخصیت‌های تاریخی نیست. مورخ، آموزگار اخلاق یا قاضی دادگاه نیست که بخواهد بخشی از تاریخ را تکریم و تقدیس و بخشی دیگر را تقبیح و تکفیر کند و به حذف و طرد آن بپردازد. از نگاه مورخ نه محاسن و معایب اخلاقی یک شخصیت تاریخی، بل که جایگاه وی در عرصه تاریخ یک کشور و تأثیر او بر فرایندهای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و دینی و اقتصادی آن سرزمین است که حایز اهمیت و درخور بررسی است.

* با این اوصاف روش کار شما به عنوان پژوهشگری متمرکز بر روی تاریخ هخامنشیان، چگونه است؟
- عصر هخامنشیان بی‌گمان یکی از مهم‌ترین، سرنوشت‌سازترین، و پیچیده‌ترین بُرهه‌های تاریخ ایران است. دانسته‌های ما از این دوران بر منابعی پُرشمار، اما بسیار پراکنده استوار است، که هر یک از وجهی و مبتنی بر پس‌زمینه‌هایی، آگاهی‌هایی را درباره‌ی تاریخ هخامنشیان ارائه می‌دهند. اگرچه گوناگونی و پراکندگی منابع موجود (اعم از آثار نویسندگان یونانی و رومی، اسناد دیوانی تخت جمشید، اسناد تجاری، معاهداتی و معاملاتی بابلی، کتیبه‌های شاهانه‌ی هخامنشی، اشارات عهد عتیق، و ...) مانع از ارائه‌ی تصویری کامل و فراگیر و رسا از جوانب مختلف تاریخ هخامنشیان (یعنی، سیاست، جامعه، دین، اقتصاد، و ...) می‌شود و گوشه‌های همچنان تاریک و ناشناخته‌ای را در دنیای پهناور هخامنشیان به جای می‌گذارد، اما با کنار هم نهادن همه‌ی این اسناد و تلاش برای تکمیل و تصحیحِ انتقادی و خِردگرایانه‌ی منابع شرقی با منابع غربی، و عکس آن، می‌توان همین گوشه‌ها و زوایای تاریک و ناشناخته را نیز تا حد قابل قبولی روشن کرد. بر همین اساس، در همه‌ی کتاب‌هایی که تاکنون منتشر کرده‌ام، کوشیده‌ام به گونه‌ای روشمند و ناقدانه، با اتکا به اسناد دست اول و معتبر تاریخی، و با پرهیز از هر نوع جزمیت یا احساسات‌گرایی در تفسیر روایات تاریخی، ابعاد و زوایای کم‌تر شناخته شده یا ناشناخته‌ی تاریخ هخامنشیان (اعم از شخصیت‌ها، ساختارها و نهاد‌ها) را، چه در قالب پژوهش‌های منفرد و چه با ترجمه‌ی مقالات مناسب، روشن و آشکار کنم.

* امروزه اقبال مردم به کتاب‌های تاریخی بسیار زیاد شده است، اما در کنار آن با پدیده‌ای به نام کتاب‌سازی نیز مواجه‌ایم. به نظر شما چرا کتاب‌سازی در عرصه‌ی تاریخ تا این حد افزایش پیدا کرده است؟
- متأسفانه داشتن نگاه صرفاً اقتصادی به حوزه‌ی فرهنگ، بخشی از ناشران و نویسندگان را به سمت نشر کتاب‌هایی سطحی که تنها نامی فریبنده، تصاویری رنگارنگ و چشمنواز و محتوایی صرفاً سرگرم کننده دارند سوق داده است. از سوی دیگر، بخشی از جامعه نیز که هدف‌اش از مطالعه‌ی تاریخ، سرگرمی و یا افزودن بر افتخاراتی پوشالی است که این نوع کتاب‌های سطحی مروج آن‌ها هستند، از چنین آثاری بیش‌تر استقبال می‌کند، که نتیجه‌ی همه‌ی این مسائل رونق گرفتن کتاب سازی در حوزه‌ی تاریخ است.

* غالب یافته‌ها و پژوهش‌های جدید در زمینه‌ی تاریخ به زبان‌های خارجی منتشر می‌شوند و از این رو برگردان آن‌ها به زبان فارسی امری کاملاً ضروری است. اما در ترجمه‌ی این گونه آثار تاریخی چه نکاتی باید مد نظر قرار بگیرد؟
- تاریخ دانشی پر دامنه‌ای است که عرصه‌هایی چون جامعه شناسی، اقتصاد، دین، فرهنگ و ... را نیز در برمی‌گیرد. بنابراین فردی که قصد دارد به ترجمه‌ی اثری تاریخی (به ویژه اگر چند موضوعی باشد) بپردازد، می‌بایست در همه‌ی این عرصه‌ها اطلاعاتی بسنده داشته باشد تا در فهم مضامین کتاب و انتقال آن ها به زبان فارسی دچار مشکل یا خطا نشود. متأسفانه به جهت شتابزدگی شماری از مترجمان کنونی و نیز غلبه‌ی معیارهای اقتصادی در ترجمه‌ی آثار خارجی، شمار این نوع کتاب‌های ترجمه شده، که به جهت ضعف مترجم در فهم محتوای آن ها و نیز عدم تسلط به اصول نگارش زبان فارسی، خواننده از مطالعه‌ی آن‌ها چیزی در نمی‌یابد و بهره‌ای نمی برد، رو به فزونی گذاشته است. از سوی دیگر ناشران به ندرت از ویراستاران حرفه‌ای برای جبران ضعف مترجمان بهره می‌گیرند و خود مترجمان نیز یاری گرفتن از ویراستاران را کسر شأن خود می انگارند، و بدین جهت، محصول نهایی، کتابی است که با وجود صرف هزینه و انرژی بسیار برای آماده سازی آن، کمترین سود و فایده‌ای برای جامعه ندارد.

* شما در مقام یک نویسنده با چه مشکلاتی مواجه بوده و هستید؟
- متأسفانه شماری از محافل فرهنگی مهم کشور به طرز بسیار محافظه‌کارانه و محتاطانه‌ای با نویسندگان و اندیشمندان جوان برخورد می‌کنند و میدان را معمولاً به نویسندگان کهنسالی می دهند که نام و آوازه‌ای دارند. به همین ترتیب، امکانات و تسهیلاتی که اصولاً می‌بایست به طور عادلانه در میان فعالان این عرصه توزیع شود، بیشتر در اختیار همین دسته از افراد خاص قرار می گیرد تا جوانان پرامید و پرتلاش.

* از میان کتاب‌های منتشر شده در حوزه‌ی تاریخ ایران باستان، کدام آثار را سودمند و قابل توصیه برای پژوهشگران و تاریخ‌دوستان می دانید؟
- متأسفانه بخش عمده‌ی کتاب‌هایی که در ایران منتشر می‌شوند، یا بازچاپ آثار بسیار قدیمی کمابیش منسوخ شده‌اند یا جمع و تدوین مطالب همین کتاب‌های کهنه در قالب یک کار تألیفی جدید. اما خوشبختانه در طی چند سال اخیر آثار پژوهشی بسیار ارزنده و درخشانی از زبان‌های خارجی به فارسی ترجمه و منتشر شده‌اند و از این جهت بخشی از کاستی‌ها و کمبودهای علمی این حوزه، مرتفع شده است. ویژگی‌های اصلی این کتاب‌ها، که نمونه‌های ایرانی آن‌ها معمولاً فاقد آن‌اند، عبارت است از: روشمندی و پیروی از شیوه‌های علمی تحقیق، مبتنی بودن بر اسناد و مدارک دست اول و معتبر تاریخی، بهره‌گیری از رهیافت‌ها و دستاوردهای جدید علمی در این حوزه، پرهیز از احساس‌گرایی و جزمیت و داشتن موضعی نقادانه نسبت به روایت‌‌های تاریخی و ...
از میان این نوع کتاب‌ها می‌توانم به چند نمونه اشاره کنم: 1- امپراتوری هخامنشی، نوشته‌ی پیر بریان، که اثری تراز اول، جامع و بی‌نظیر در این زمینه است و آخرین داده‌ها و دستاوردهای علمی را دربردارد. 2- مجموعه کتاب‌های ماریا بروسیوس (شاهنشاهی هخامنشی؛ ایران باستان؛ زنان هخامنشی). 3- تاریخ امپراتوری ایران، نوشته‌ی لیندزی آلن. 4- ایران باستان، نوشته‌ی یوزف ویسهوفر. 5- هخامنشیان، نوشته‌ی آملی کورت (که برگزیده‌ای از کتاب "خاورمیانه‌ی باستان" این نویسنده است). 6- مجموعه‌ی 8 جلدی تاریخ هخامنشی، به ویراستاری آملی کورت، هلن سانسیسی ویردنبورگ و دیگران، که اثری بسیار تخصصی و جامع است. 7- تاریخ سیاسی هخامنشیان، نوشته‌ی محمد داندامایف. 8- تاریخ ایران کمبریج، که جلد دوم آن به تاریخ ایلام، ماد، هخامنشی، و جلد سوم آن به تاریخ سلوکی، اشکانی، ساسانی پرداخته است. 9- باستان شناسی ایلام، نوشته‌ی دانیل پاتس. 10- شاهنشاهی ساسانی، نوشته‌ی تورج دریایی.
همه‌ی این کتاب‌ها آثاری جدید یا کمابیش جدید هستند که مطالعه‌ی آن‌ها نه تنها اطلاعات دست اول، نقادی شده و معتبر تاریخی را در اختیار خوانندگان قرار می‌دهند، بل که آنان را با شیوه‌ها و چندوچون تاریخ‌پژوهی و تاریخ‌نگاری علمی آشنا می‌سازند. البته هیچ کس ادعا نمی‌کند این کتاب‌ها از همه جهت کامل و عاری از هر نوع نقص و خطایی‌اند. آن چه روشن است، این است که دانش بشری هر روز دریچه‌های جدیدی را بر روی انسان و جهان او می‌گشاید.

داریوش کیانی
نویسنده و پژوهشگر در حوزه تاریخ، ادیان و اساطیر ایران
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :