فرهنگ ایران باستان
آرشیو وبلاگ
نویسنده: داریوش کیانی - ۱۳۸٦/۱۱/۸

حکیم الیاس بن یوسف بن زکی بن موید، ملقب به جمال الدین و مکنی به ابومحمد و معروف به حکیم نظامی گنجوی . از اعاظم شعرای فارسی زبان است . وی در حوالی سنه 530 ق. از مادری کردنژاد در گنجه بزاد و همه عمر خود را در گنجه به زهد وعزلت به سر برد و تنها سفری کوتاه مدت به دعوت سلطان قزل ارسلان به سی فرسنگی گنجه کرد و از این پادشاه عزت و حرمت دید. از شاعران همزمان خویش با خاقانی ارتباط داشته است و در مرگ او رثایی گفته است . از شاهان معاصر[با خود،] با اینان مربوط بوده است: فخرالدین بهرامشاه حکمفرمای ارزنگان از دست نشاندگان قلج ارسلان که کتاب مخزن الاسرار را به نام او به نظم درآورده است، اتابک شمس الدین محمد جهان پهلوان که منظومه خسرو و شیرین بدو تقدیم شده است، و طغرل بن ارسلان سلجوقی و قزل ارسلان بن ایلدگز که در همین منظومه از ایشان نام برده است، ابوالمظفر اخستان بن منوچهر شروانشاه که لیلی و مجنون را به نام او کرده است، نصرةالدین ابوبکربن جهان پهلوان اتابک آذربایجان که شرفنامه به نام او مصدر است، و چند تن دیگر از امرا واتابکان آن سامان. در تاریخ وفات نظامی هم چون تاریخ ولادت‌اش اختلاف است، حاجی خلیفه 596 و آذر بیگدلی 589 و هدایت 576 و تقی الدین کاشی 606 و مولف نتایج الافکار 602 ق. بنا به تحقیقی که آقای دکتر صفا کرده است با احتساب 84 سال عمر نظامی و فرض این که وی در سال 530 ولادت یافته باشد عدد 614 برای سال درگذشت او به صواب نزدیک‌تر می نماید. مدفن او در گنجه است.
آقای دکتر صفا راجع به سبک و اشعار نظامی آرد: «نظامی از شاعرانی است که بی شک باید او را در شمار ارکان شعر فارسی و از استادان مسلم این زبان دانست، وی ازآن سخنگویانی است که مانند فردوسی و سعدی توانست با ایجاد یا تکمیل سبک خاصی توفیق یابد ... تنها شاعری که توانست شعر تمثیلی را در زبان فارسی به حد اعلای تکامل برساند نظامی است، وی در انتخاب الفاظ و کلمات مناسب و ایجاد ترکیبات خاص تازه و ابداع و اختراع معانی و مضامین نو و دلپسند در هر مورد و تصویر جزییات و نیروی تخیل و دقت در وصف و ایجاد مناظر رائع و ریزه کاری در توصیف طبیعت و اشخاص و احوال و به کار بردن تشبیهات و استعارات مطبوع و نو، در شمار کسانی است که بعد از خود نظیری نیافته است آثاری که از این سخنسرای قوی طبع نازک اندیشه بازمانده است، عبارت است از:
1 - دیوان قصاید و غزل ها و قطعات او که به روایت دولتشاه بالغ بر 20000 بیت بوده است، و اکنون از آن همه جز مختصری به دست نیست، قصاید و غزلیات بازمانده از آن دیوان بزرگ را مرحوم وحید دستگردی فراهم آورده و به نام گنجینه گنجوی منتشر ساخته است. و اینک نمونه ای از اشعار این دیوان . از قصاید اوست :
در این چمن که ز پیری خمیده شد کمرم // ز شاخه های بقا بعد ازین چه بهره برم // نه سایه ای است ز نخلم نه میوه ای کس را // که تندباد حوادث بریخت برگ و برم // ز نافه مشک تر آید پدید و این عجب است // که نافه گشت عیان از سواد مشک ترم
2 - مثنوی مخزن الاسرار که در حدود 2260 بیت است به بحر سریع، مشتمل بر 20 مقاله در اخلاق و مواعظ و حِکَم که در حدود سال 570 ق. به اتمام رسیده است و از آن است این ابیات :
ای به زمین بر چو فلک نازنین // نازکشت هم فلک و هم زمین ... // هر که تو بینی ز سپید و سیاه // بر سرکاری است درین کارگاه
3 - مثنوی خسرو و شیرین به بحر هزج مسدس مقصور و محذوف در 6500 بیت، که به سال 576 ق. نظم‌اش پایان گرفته است و این مثنوی از دلکش ترین شاهکارهای عشقی زبان فارسی است. ابیات زیر در توصیف آب تنی کردن شیرین از آن جاست :
چو قصد چشمه کرد آن چشمه نور // فلک را آب در چشم آمد از دور // سهیل از شعر شکرگون برآورد // نفیر از شعری گردون برآورد // پرندی آسمانگون بر میان زد // شد اندر آب و آتش در جهان زد // فلک را کرد کحلی پوش پروین // موصل کرد نیلوفر به نسرین // حصارش نیل شد، یعنی شبانگاه // ز چرخ نیلگون سر برزد آن ماه // تن سیمینش می غلطید در آب // چو غلط قاقمی بر روی سنجاب // در آب انداخته از گیسوان شست // نه ماهی بلکه ماه آورده در دست // مگر دانسته بود از پیش دیدن // که مهمانی نوش خواهد رسیدن // در آب چشمه سار آن شکر ناب // ز بهر میهمان می ساخت جلاب .
4 - مثنوی لیلی و مجنون به بحر هزج مسدس اخرب مقبوض مقصور و محذوف و 4700 بیت است، نظم این مثنوی به سال 588 ق. به پایان رسیده است و از آن جاست :
مجنون چو حدیث عشق بشنید // اول بگریست ، پس بخندید // از جای چو مار حلقه برجست // در حلقه زلف کعبه زد دست // می گفت گرفته حلقه در بر // کامروز منم چو حلقه بر در // در حلقه عشق جان فروشم // بی حلقه او مباد گوشم ... // یارب به خدایی خداییت و آنگه به کمال پادشاییت // کز عشق بغایتی رسانم // کو ماند اگر چه من نمانم // گر چه ز شراب عشق مستم // عاشقتر از این کنم که هستم .
5 - مثنوی هفت پیکر که آن را بهرامنامه و هفت گنبد نیز خوانده اند، در 5136 بیت به بحر خفیف مسدس مخبون مقصور و محذوف است در سرگذشت افسانه ای بهرام گور، عشقبازی او با هفت دختر از شاهزادگان هفت اقلیم ، از آن منظومه است در صفت خورنق: چونکه برشد به بام او بهرام // زهره برداشت بر نشاطش جام // کوشکی دید کرده چون گردون // آفتابش درون و ماه برون // آفتاب از درون به جلوه گری // مه ز بیرون چراغ رهگذری // بر سر او همیشه باد وزان // دور از آن باد کوست باد خزان .
6 - مثنوی دیگر اسکندرنامه است در 10500 بیت به بحر متقارب مثمن مقصور و محذوف، مشتمل بر دو بخش یکی شرفنامه، دیگری اقبالنامه که در حوالی سال 600 به اتمام رسیده است. و این ابیات در مرگ دارا از آن کتاب است:
سکندر چو دانست کآن ابلهان // دلیرندبر خون شاهنشهان // پشیمان شد از کرده پیمان خویش // که برخاستش عصمت از جان خویش چو در موکب قلب دارا رسید // ز موکب روان هیچکس را ندید // تن مرزبان دید در خاک و خون // کلاه کیانی شده سرنگون // سلیمانی افتاده در پای مور // همان پشه ای کرده بر پیل زور // به بازوی بهمن برآموده مار // ز رویین دژ افتاده اسفندیار // نهال فریدون و گلزار جم // بباد خزان گشته تاراج غم // نسب نامه دولت کیقباد // ورق بر ورق هر سوئی برده باد.
(برگرفته از لغت‌نامه دهخدا)

داریوش کیانی
نویسنده و پژوهشگر در حوزه تاریخ، ادیان و اساطیر ایران
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :