فرهنگ ایران باستان
آرشیو وبلاگ
نویسنده: داریوش کیانی - ۱۳۸٦/۱/۱٢
+ 24 مارس/ 4 فروردين قطع‌نامه‌ي 1747 شوراي امنيت سازمان ملل به اتفاق آراي 15 عضو آن به تصويب رسيد. اين قطع‌نامه افراد و شركت‌هاي بيش‌تري را كه گفته مي‌شود با برنامه‌هاي هسته‌اي و موشكي ايران مرتبط‌اند، تحريم كرده و کشورهای جهان را ملزم ساخته است كه با اين شرکت‌ها و افراد معامله نکرده و دارايی‌های آن‌ها را مسدود کنند. همچنين اعطاي تسهيلات مالي و وام‌هاي بانكي به ج.ا. ايران و نيز خريد يا فروش اسلحه از / به ايران ممنوع شده است. طبق اين قطع‌نامه، ج.ا. ايران 60 روز فرصت دارد كه فعاليت‌هاي غني‌سازي خود را متوقف كند (+). در واكنش به تصويب اين قطع‌نامه دولت ج.ا. ايران اعلام داشت كه بخشي از همکاري‌هاي سازمان انرژي اتمي ايران با آژانس بين المللي انرژي اتمي تا زمان بازگشت پرونده هسته‌اي اين کشور از شوراي امنيت به آژانس و عادي شدن روند آن متوقف مي‌شود. از سوي ديگر، 26 مارس/ 6 فروردين رهبران چين و روسيه در مسکو بيانيه‌اي منتشر کردند که در آن ضمن حمايت از «روش هاي مسالمت آميز» به عنوان «تنها راه حل»، از ايران خواسته‌اند تا «گام‌هاي سازنده‌ي لازم را براي اجراي کامل قطع‌نامه‌ي شوراي امنيت» بردارد. چين و روسيه با وجود روابط نسبتاً گسترده‌ي اقتصادي با ايران به هر دو قطع‌نامه‌ي به تصويب رسيده عليه اين کشور در شوراي امنيت (1737 و 1747) رأي مثبت داده‌اند.
+ 23 مارس/ 3 فروردين، پانزده ملوان و تفنگ‌دار دريايي انگليس پس از بازرسی يک کشتی تجاری هندی، به علت تجاوز به مرزهاي آبي ايران بازداشت شدند. در واكنش به دستگيري اين افراد دولت بريتانيا روز چهارشنبه، 28 مارس/ 8 فروردين اعلام کرد که تا زمان آزادی ملوانان و تفنگ‌داران بازداشت شده‌ي اين کشور، روابط رسمی خود با ايران را به حالت تعليق در می‌آورد. جان بولتون سفير سابق و تندرو ايالات متحده در سازمان ملل متحد نيز گفت: «پاسخ درست به اقدام ايران افزايش فشار بر اين کشور، افزايش تحريم‌های بين المللی اقتصادی آن و افزايش انزوای بين المللی تهران با همراهی واشنگتن است»! صدراعظم آلمان، مسئول سياست خارجی اتحاديه‌ي اروپا، و دبيرکل سازمان پيمان آتلانتيک شمالی (ناتو) نيز اقدام ايران در بازداشت ملوانان و تفنگ‌داران دريايی بريتانيايی را غيرقانونی خواندند و وزارت امور خارجه فرانسه نيز سفير ايران در پاريس را احضار و اعتراض خود به اقدام ايران را اعلام کرد. شورای امنيت سازمان ملل نيز بيانيه‌اي را منتشر كرد كه در آن نسبت به بازداشت 15 ملوان بريتانيايي توسط ايران ابراز نگرانی شده است. روشن است كه فشارهاي اخير شوراي امنيت بر ايران و دشواري‌هاي متعاقب آن موجب زبان‌درازي و پرخاش‌گري كشورهاي غربي نسبت به بازداشت قانوني نظاميان متجاوز انگليسي شده است. از سوي ديگر رسانه‌هاي ايران مصاحبه‌ها و نامه‌هايي را از بازداشت شدگان منتشر كردند كه افراد مذكور در آن‌ها به تجاوز به مرزهاي آبي ايران اعتراف كرده و از اين بابت عذرخواهي كرده‌اند. فی ترنی، ملوان زن بريتانيايی عضو اين گروه بازداشت شده در يكي از نامه‌هاي منتشر شده‌ي خود با تأکيد بر اين که ملوانان بريتانيايی به جهت ورود غيرقانوني به آب‌های ايران بازداشت شده‌اند، گفته است: «از نمايندگان مجلس عوام [انگلستان] می‌پرسم، پس از آن که دولت قول داد که ديگر چنين اتفاقی (تجاوز به مرزهاي ايران) نخواهد افتاد، چرا آنان اجازه دادند چنين اتفاقی بيافتد و چرا دولت را برای اين موضوع مورد سؤال قرار نداده‌اند». في ترني در سومين نامه‌ی منتشر شده از سوي وي، علاوه بر درخواست مجدد خروج ارتش بريتانيا از عراق، به انتقاد از سياست‌های نخست وزير بريتانيا و رييس جمهور امريکا نيز پرداخته و از دولت بريتانيا خواسته است كه رفتار خود را با مردم ايران تغيير دهد.
+ با وجود تلاش‌هاي ايران براي جلوگيري از حراج 18 اثر باستاني به تاراج رفته از دره‌ي هليل رود در نزديكي جيرفت، در گالري موسوم به بركات در لندن (كه متعلق به يك خانواده‌ي يهودي است)، دادگاه عالی بريتانيا رأي به مجاز بودن حراج اين آثار ارزشمند داد. سفارت ايران در لندن بيش از دو سال پيش پس از آگاهي از حراج آثار مزبور در گالری برکات، موضوع را به سازمان ميراث فرهنگی اطلاع داد و سپس از طريق دفتر خدمات حقوقی ايران در پاريس و از طريق طرح دعوی در دادگاه، تلاش برای بازگرداندن اين آثار را آغاز کرد، كه متأسفانه تاكنون نتيجه‌اي نداشته است.
+ تفرقه‌افكني ميان ملت يكپارچه و واحد ايران، با طرح اين ادعاي باطل كه مردم اين كشور متشكل از اقوام يا ملت‌هايي (!) مختلف و با هويت و سرنوشت و سرگذشتي جداگانه و متفاوت به نام‌هاي «فارس» و «ترك» و ... است، توطئه‌ي بزرگي است كه به گونه‌اي خزنده و سازمان يافته به دست جريانات تجزيه‌طلب و با حمايت مادي و معنوي دولت‌هاي متخاصم بيگانه در حال اجرا است. واقعيت آن است كه از زمان حاكميت پارس‌ها در طي سده‌هاي ششم تا چهارم پيش از ميلاد، جماعات پراكنده‌ي ساكن در سرزميني كه سپس ايران ناميده ‌شد، به سوي وحدت و يكپارچگي سياسي و سرانجام فرهنگي گام برداشتند و در نهايت، در عصر ساسانيان به چنان وحدتي دست يافتند كه ديگر همه‌ي مردمان ساكن در اين سرزمين پهناور، «ايراني» ناميده مي‌شدند (نگاه كنيد به كتيبه‌ها و سكه‌هاي شاهانه‌ي بازمانده از آن دوران). البته بيگانگان (مانند يونانيان و روميان و اعراب) به جهت فرما‌ن‌روايي ديرپاي پادشاهان برآمده از منطقه‌ي پارس (يعني هخامنشيان و ساسانيان) كليت و تماميت كشور ايران را «پارس» مي‌خواندند. بدين ترتيب، و با توجه به يكپارچگي فرهنگي و سياسي و هويتي ساكنان ايران‌زمين، دست‌كم تا سده‌ي نوزدهم ميلادي، هرگز و در هيچ متن و سندي، مردم اين سرزمين به «اقوامي» مختلف و متفاوت تقسيم نشده‌اند و تنها عامل تمايزگذاري ميان مردم، جايگاه و موقعيت اجتماعي آنان بوده است. اما از سده‌ي نوزدهم ميلادي به بعد، و به ويژه در اوايل قرن بيستم، شمار‌ي از دولت‌هاي استعمارگر، مانند انگلستان و روسيه، براي تضعيف و تجزيه‌ي كشورهاي بزرگ مشرق‌زمين از طريق تفرقه‌افكني بين مردمان آن، با تبليغاتي بسيار گسترده، ساكنان اين كشورها را «اقوامي» مختلف و متفاوت از هر لحاظ جلوه دادند كه تنها به جهت ضرب و زور حاكمان مستبدشان در داخل كشوري واحد گردهم آمده‌اند. اين تبليغات مغرضانه و شوم با گذشت سالياني دراز، عملاً در اذهان بسياري از مردم نهادينه گرديده و همچون واقعيتي مسلّم جلوه‌گر شده است. هم‌اكنون نيز جريانات تجزيه‌طلب در راستاي همان دسيسه‌هاي شوم استعمارگران، به دروغ چنين ادعا مي‌كنند كه ساكنان كشور ايران متشكل از «اقوام» يا «ملت‌هايي» ناسازگار و متفاوت‌ و تحت ستم‌اند و لذا براي دست‌يابي به آزادي و آسايش مي‌بايست هر چه زودتر از ايران جدا و رها شوند و دولت‌هاي مستقلي را تشكيل دهند. با توجه به تبليغات بسيار گسترده‌ي تجزيه‌طلبان و حمايت روز‌افزون بيگانگان از آنان، خطر تجزيه ايران يا دست‌كم بروز درگيري‌هاي داخلي، اينك بسيار محسوس‌تر از گذشته شده است.
يك نمونه از فعاليت‌هاي تبليغي تجزيه‌طلبان پان‌‌تركيست كه به رغم اين كه در ظاهر چندان مهم به نظر نمي‌رسند، اما در عمل بسيار تأثيرگذار است و به طور خزنده و ريشه‌اي به افكار عمومي خط و جهت مي‌دهد، انتشار تقويم‌هايي است (به نام: تقويم مدني آذربايجان) كه به زبان تركي نوشته شده‌اند و در آن‌ها روزهاي تولد و مرگ تئوري‌پردازهاي سرشناس پان‌تركيسم (مانند محمدتقي ذهتابي، ضياء گوك آلپ، جواد هيأت)، شخصيت‌هاي قفقازي و تركيه‌اي، نبردهاي اران (جمهوري آذربايجان) و ارمنستان، ظهور و سقوط دولت خودخوانده و دست‌نشانده‌ي پيشه‌وري در آذربايجان (كه در آن جا «حكومت ملي آذربايجان» خوانده شده)، سالروز تأسيس به اصطلاح جمهوري آذربايجان (اران)، و حتا سالروز اغتشاش‌هاي شمال‌غرب به بهانه‌ي داستان مصور روزنامه‌ي ايران و ... مشخص شده‌اند (در زير نمونه‌هايي از اين تقويم را مشاهده خواهيد كرد). با اين اوصاف، از مسؤولان فرهنگي و امنيتي كشور انتظار مي‌رود در سالي كه سال «اتحاد ملي» خوانده شده است، براي ريشه‌كني كامل فعاليت‌هاي تبليغاتي و تفرقه‌افكنانه‌ي گروه‌هاي تجزيه‌طلب، و تقويت و تحكيم بيش از پيش «هويت و وحدت ملي» گام‌هايي اساسي و جدي برداشته شود.

تقويم تركى

تقويم تركى

داریوش کیانی
نویسنده و پژوهشگر در حوزه تاریخ، ادیان و اساطیر ایران
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :