فرهنگ ایران باستان
آرشیو وبلاگ
نویسنده: داریوش کیانی - ۱۳۸٥/۱٢/٢٧
اين روزها نمايش فيلم «300» به كارگرداني زاك شنايدر، كه از 9 مارس / 18 اسفند آغاز شده، اعتراض و واكنش بسياري از ايرانيان ميهن‌دوست (و حتا مقامات دولتي) را موجب شده است. اين فيلم كه روايتي كاملاً فانتزي از نبرد ارتش امپراتوري پارس با نيروهاي متحد يوناني در محلي به نام ترموپيل (Thermopylae) در سال 480 پ.م. است، چنان كه سازندگان آن نيز تأكيد كرده‌اند، نه بر منابع تاريخي بل كه بر داستان‌هاي مصوّر (كميك) فرانك ميلر مبتني است. اين فيلم در نخستين هفته‌ي نمايش خود بيش از هفتاد ميليون دلار درآمد داشته،كه رقم بسيار بالا و چشم‌گيري است. گفته مي‌شود كه در اين فيلم رزمندگان ايراني افرادي ترسو، وحشي، نادان، هرزه و سردرگُم تصوير و توصيف شده‌اند و جنگ‌جويان يوناني (مشخصاً سپارتي‌ها) افرادي شجاع، ايثارگر، خردمند، نجيب و متمدن؛ در واقع مي‌توان گفت كه ايرانيان در اين فيلم نماد «شر» و يونانيان نماد «خير»اند.
نقش شاهنشاه پارس، خشايارشا، را بازيگري برزيلي (!) به نام رودريگو سانتورو (Rodrigo Santoro) ايفا كرده است كه در اين فيلم نه ظاهر او (كه سيه‌چهره و برهنه است) و نه جامه‌هاي او (كه مركب از چند رشته زنجير و حلقه است!) هيچ شباهتي به خشايارشاي تاريخي، بل كه يك فرد پارسي معمولي ندارد. ظاهر و جامه‌ي خشايارشا در اين فيلم يادآور شمايل مردم قبايل بدوي جنگل‌هاي افريقا و شخصيت‌هاي فيلم جنگ‌ ستارگان است. رزمندگان ايراني نيز در اين فيلم يا شبيه اعراب باديه نشين تصوير شده‌اند يا همچون شخصيت فيلم جيغ! اين نخستين باري نيست كه چهره‌ي ايرانيان (چه باستاني و چه امروزي) در فيلم‌هاي سينمايي و مستند، بدين سان، سياه و زشت و غيرواقعي نشان داده مي‌شود (يكي از نمونه‌هاي اخير آن فيلم سينمايي Syriana با بازي جرج كلوني است). بديهي است تا زماني كه ميان ايران و جهان غرب اصطكاك وجود دارد، چنين محصولاتي نيز از قِبَل آن پديد خواهد آمد. اما براي مقابله با ساختن چنين فيلم‌هايي تنها دو راهكار اصولي پيش روي ما است: يا بايد مانند تركيه پول بسياري را خرج كنيم تا فيلم، يا هر محصول فرهنگي ديگري را برضد ما نسازند، يا، چنان امكاناتي را در اختيار داشته باشيم كه بتوانيم فيلم‌هاي باشكوهي را درباره‌‌ي تمدن بزرگ ايران باستان بسازيم و آن را در سطحي جهاني به نمايش بگذاريم. اما آيا در كشور ما چنين عزم و اراده و انديشه و برنامه و سرمايه‌اي وجود دارد؟ نه! پس بديهي است با روش‌هاي غوغاگرانه‌اي كه اينك در پيش گرفته‌‌ايم، راه به جايي نخواهيم برد. در واقع، جنجال و هياهو درباره‌ي اين فيلم و تبليغ منفي آن در نهايت به سود خود فيلم تمام مي‌شود چرا كه مردم را كنجكاو مي‌كند تا بروند آن را ببينند و از موضوع سر در بياوردند، و همين امر موجب افزايش فروش بليت‌ها و دي‌وي‌دي‌هاي فيلم خواهد شد. بنابراين جنجال‌آفريني درباره فيلم «300» صرفاًً موجب منفعت و خشنودي سازندگان فيلم مي‌شود و نه خسران و تضرر آن‌ها. تنها راهكار معقول و منطقي براي مقابله با توليد محصولات فرهنگي ضدايراني، توليد و توزيع جهاني محصولاتي است كه چهره‌ي درخشان و راستين ايران را نشان مي‌دهند.
اما نبرد تاريخي ترموپيل چگونه رخ داده و منابع تاريخي درباره‌ي آن چه مي‌گويند؟ بنابر روايت تاريخ هردوت، مهم‌ترين منبع تاريخي اين رويداد (كه البته به طور كاملاً طبيعي شامل روايت‌هاي افسانه‌وار، جانب‌دارانه و مبالغه‌آميز نيز هست)، با آغاز لشكركشي خشايارشا به سرزمين‌هاي يوناني‌نشين به تلافي مداخله‌ي آنان در شورش ايالت پارسي يونيه (غرب تركيه‌ي كنوني)، نيروهاي متحد يوناني تصميم گرفتند كه در تنگه‌ي ترموپيل با سپاه ايران روبه‌رو شوند. يونانيان پيش از رسيدن سپاه پارس اين تنگه را كه تنها راه عبور مهاجمان بود، در اختيار گرفتند. اما به محض نزديك شدن سپاه خشايارشا، نيروهاي يوناني، كه بالغ بر «هفت هزار» نفر بودند، سخت دچار ترس و وحشت شدند و بي‌درنگ شورايي را براي بحث درباره‌ي عقب نشيني فوري تشكيل دادند! اما لئونيداس (Leonidas) يكي از دو شاه شهر سپارت با بيان اين كه فرستادگاني را براي درخواست نيروي كمكي به شهرهاي اطراف فرستاده است، يونانيان هراس‌زده را مجاب به ماندن كرد (تاريخ هردوت، كتاب هفتم، بند 207). اما اين تصور سنتي، كه در فيلم «300» نيز با مبالغه‌اي بيش‌تر بازتاب يافته است، مبني بر اين كه سپاه خشايارشا مركب از يك ميليون و هشتصد هزار تن بوده مطلقاً باطل و بي‌هوده است، چرا كه تدارك و تجهيز و تأمين چنين نيروي فوق العاده عظيمي در آن زمان و مكان مطلقاً ناممكن بوده است؛ حقيقتي كه مورخان كنوني غربي كاملاً بدان واقف و معترف‌اند. پيدا است بزرگ جلوه دادن نفرات سپاه ايران و كوچك جلوه دادن نيروهاي يوناني، چنان كه در موارد ديگر نيز مشاهده مي‌شود، تدبير طبيعي يونانيان براي افتخارآميز نشان دادن شكست‌شان يا قهرمانانه جلوه دادن پيروزي‌شان بوده است. در هر حال، خشايارشا پس از چند روز توقف در مقابل تنگه‌ي ترموپيل براي رسيدن تداركات، فرمان داد كه گروهي از رزمندگان مادي و ايلامي و سپس دسته‌اي از سپاه جاويدانان اقدام به عبور از تنگه كنند. اما به علت اين كه تنگه‌ي مذكور كاملاً تحت تسلط و اِشراف يونانيان بود، رزمندگان ايراني كاري از پيش نبردند (كتاب هفتم، بند 212-210). به جهت مسدود بودن اين راه عبور، دسته‌اي از رزمندگان پارسي به فرمان‌دهي هيدرانس (Hydarnes) در شب كوشيدند از كوه‌ مجاور تنگه‌ي ترموپيل راهي را براي دور زدن آن بيابند. پارسي‌ها در بالاي كوه با هزار جنگجوي يوناني فوكي (Phocian) رويارو شدند كه براي حافظت از اين كوره‌راه گماشته شده بودند. اما پارس‌ها آنان را به سرعت تارومار كرده و از كوه فرود آمده و يونانيان مستقر در تنگه‌ي ترموپيل را از پشت به محاصره در آوردند (كتاب هفتم، بند 218). با رسيدن خبر فرود پارس‌ها از كوه، يونانيان بي‌‌درنگ شورايي را تشكيل دادند و سريعاً تصميم به گريز و عقب نشيني گرفتند (كتاب هفتم، بند 219). در اين ميان لئونيداس به همراه 300 محافظ سپارتي خود و برده‌هاي آنان، به علاوه‌ي سربازان تِسپي و تِبي و لاكدِمونيايي، كه بالغ بر «هزار و چهارصد» نفر بودند، ظاهراً براي فراهم ساختن امكان فرار باقي يونانيان، تصميم گرفتند در برابر سپاه پارس، كه از طريق تنگه‌ي ترموپيل نيز در رسيده بودند، ايستادگي كنند، كه در نهايت همگي پس از جنگ و گريزهايي به هلاكت رسيدند و سپاه پارس موفق شد لشكركشي خود به جنوب يونان را تا فتح كامل آتن ادامه دهد (كتاب هفتم، بند 225-222). بنا به ادعاي هردوت - كه در فيلم نيز با مبالغه بازتاب يافته است - كوره‌راه كوهستاني ياد شده را براي دور زدن گذرگاه ترموپيل، يك يوناني بومي به نام افيالتس، به طمع كسب پاداشي گران به پارس‌ها نشان داده بود و گرنه ظاهراً آنان عاجزانه در پشت تنگه‌ي ترموپيل زمين‌گير مي‌شدند! اما اين ادعايي به وضوح ساختگي است. در واقع در بيش‌تر روايت‌هاي يوناني پيروزي يونانيان حاصل شجاعت و ذكاوت آنان دانسته شده و چيرگي پارس‌ها تنها نتيجه‌ي خيانت فردي از جبهه‌ي مقابل! البته در باطن روايت هردوت حقيقت موضوع را مي‌توان يافت، اين كه سپاه پارس در ميان تدابير و راه‌بردهاي نظامي خود عبور از كوره‌راه‌هاي كوهستاني را نيز به طور منطقي مدنظر داشته است و دقيقاً يونانيان نيز با علم بر تدبيري كه پارس‌ها اتخاذ خواهند كرد اقدام به استقرار هزار جنگ‌جو در كوره‌راه كوهستاني كرده بودند.
چنان كه روايت هردوت نشان مي‌دهد، سربازان يوناني چه هنگام نزديك شدن سپاه پارس و چه هنگام رويارويي نهايي با آن‌ها، سخت وحشت‌زده بودند و سرانجام نيز مبادرت به فرار كردند! پس نمي‌توان يونانيان را موصوف به شجاعت و شهامت كرد. از سوي ديگر شمار يونانيان باقي مانده در ترموپيل هزار و چهارصد نفر بوده است و نه 300 نفر و سپارتي‌ها نيز نه همه، بل كه بخشي از اين نيروي بازمانده بودند. در فيلم چنين وانمود شده است كه رزمندگان چند ميليوني (!) پارسي به هيچ وجه، و حتا با وجود توسل به جادو و بهره گيري از انواع هيولاها (!)، نتوانستند در تنگه‌ي ترموپيل بر يونانيان (در فيلم فقط سپارتي‌ها) چيره شوند و تنها خيانت افيالتس موجب ضربه خوردن يونانيان شد، اما در همان زمان نيز 300 سپارتي از سر مردانگي و با تسليم به مشيت الاهي به استقبال مرگ رفتند و دلاورانه و ايثارگرانه پس از كشتار بسياري از رزمندگان پارسي، به «شهادت» رسيدند! اما همان طور كه روايت هردوت نشان مي‌دهد تنها گروه كوچكي از رزمندگان سپاه خشايارشا، يعني مادها و ايلامي‌ها و دسته‌اي از جاويدانان (در حالي كه اين سپاه سربازاني از 60 قوم مختلف را دربرمي‌گرفت) آن هم فقط براي دو روز با يونانيان در برابر تنگه‌ي ترموپيل درگير شدند و سپس براي جلوگيري از كشته شدن بي‌هوده‌ي رزمندگان ايراني، تدبير ديگري (يعني عبور از كوره‌راه كوهستاني) را براي شكست يونانيان مدنظر قرار دادند. بنابراين ميان حقايق تاريخي و آن چه در فيلم «300» نشان داده شده است، مغايرت‌هاي كلان و بسياري وجود دارد، و لذا اين فيلم را بايد صرفاً اثري فانتزي و تجاري با پس‌زمينه‌اي سياسي به شمار آورد و در اين چارچوب به بررسي و تحليل آن پرداخت. در واقع به نظر مي‌رسد كه اقدام لئونيداس به وارد كردن سپارتي‌ها به نبرد با پارس، بدون مجوز شوراي شهر و با طرح دلايلي واهي و دروغين در توجيه اين جنگ، امتناع شوراي شهر از ارسال نيروهاي نظامي بيش‌تر، و اظهار اين كه جنگ‌جويان لئونيداس با فدا كردن جان خود آزادي و مردم‌سالاري را براي مردم منطقه با همراه آوردند، به روشني، تعبير و روايتي سينمايي و نمادين از حمله‌ي امريكا به عراق و وضعيت كنوني آن در اين كشور، و تلاشي در جهت حماسي و موجه جلوه دادن آن است.
(هر گونه نقل و اقتباس از اين يادداشت‌ها تنها با ذكر نام و نشاني اين وبلاگ مجاز است)

پوستر فيلم 300
پوستر فيلم 300

تصويرى از خشايارشا در فيلم 300
تصويرى از خشايارشا در فيلم 300

تصويرى از سربازان پارسى در فيلم 300
تصويرى از سربازان پارسى در فيلم 300

داریوش کیانی
نویسنده و پژوهشگر در حوزه تاریخ، ادیان و اساطیر ایران
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :