فرهنگ ایران باستان
آرشیو وبلاگ
نویسنده: داریوش کیانی - ۱۳۸٤/۱٠/۱٠

1. با برآمدن هخامنشیان، به طور کلی، و داریوش یکم ، به ویژه، شوش توانست عظمت پیشین خود را [که در پی تهاجم آشور از دست داده بود،] بازیابد. اما عیلام طبعاً استقلال خود را از دست داده بود و پس از پارس و ماد مبدل به سومین «استان» امپراتوری شد. هرچند در منابع آن دوران این کشور «عیلام» (به عیلامی Hatamtu) خوانده می‌شد، اما به طور عجیبی در متون پارسی باستان این سرزمین Uja (= شوش) نامیده شده است. در عصر هخامنشی، شوش دیگر پایتخت‌های امپراتوری، مانند انشان و پاسارگاد روزگار کورش، و حتا تخت جمشید، که خود داریوش بنیان نهاده بود، و همدان را تحت الشعاع قرار داد. برای نمونه، جالب توجه است که مأموران دولتی عازم به مقاصدی دور چون مصر، هند، یا آرخوزیا از شوش راهی می‌شدند و به شوش باز می‌گشتند، چنان که الواح پرشمار آرشیوی یافته شده در تخت جمشید مؤید این موضوعند. از این گذشته، این اسناد اداری به زبان عیلامی نوشته شده‌اند، گویی که داریوش خواهان استفاده از طبقه‌ی دبیران متعلق به یک دستگاه دیوانی و اداری از پیشْ موجود بوده است. بخش عمده‌ای از سنگ‌نبشته‌های شاهانه‌ی هخامنشی به سه زبان پارسی باستان، اکدی، و عیلامی نبشته شده‌اند، اما زبان عیلامی در آن هنگام تأثیرات ایرانی بسیاری را پذیرفته بود. خدایان عیلامی پس از بهره جستن از احیای دینی پایانی خود در زمان داریوش و خشایارشا، برای همیشه از اسناد اداری تخت جمشید ناپدید شدند. عیلام دیگر جذب امپراتوری جدیدی شد که چهره‌ی جهان متمدن آن روزگار را دگرگون ساخت. (فرانسوا والا).
2. پیدایش امپراتوری هخامنشی به موجودیت عیلام به عنوان یک قدرت سیاسی مستقل پایان داد، اما نه به عنوان یک نهاد فرهنگی. سنت‌های بومی عیلامی (مانند استفاده‌ی کورش بزرگ از لقب «شاه انشان»؛ «ردای عیلامی»ای که بنا به اظهار گاه‌نامه‌ی نبونید، کمبوجیه پوشیده بود و بر تن فرشته‌ی بال‌دار معروف واقع در پاسارگاد نیز دیده می‌شود؛ برخی سبک‌های مربوط به هنر حکاکی؛ استفاده از زبان عیلامی به عنوان نخستین زبان رسمی امپراتوری؛ و پابرجا بودن کارکنان و آیین‌های دینی عیلامی مورد حمایت پادشاهی) بخش اصلی فرهنگ نوخاسته‌ی هخامنشی را در فارس تشکیل می‌داد. با وجود این، کاربرد سنت‌های نو- عیلامی در سفالینه‌های خانگی، فلزکاری، و حکاکی، دست کم تا حدود 520 پ.م.، آن گاه داریوش یکم شوش را فروگفت، ادامه داشت. در زمان داریوش تمام شهر شوش بازسازی شد، و هرچند برخی سنت‌های عیلامی، مانند استفاده‌ی گسترده از قاب‌های آجری لعاب‌دار قالب‌زده شده و استفاده از زبان عیلامی در سنگ‌نبشته‌های رسمی و دستگاه اداری پایدار ماندند، اما این سنت‌ها دیگر عنصر کوچکی در میان سبک‌های شاهنشاهانه‌ی جدیدتر و جهانی‌تر هخامنشی بودند.
(الیزابت کارتر)


+ توطئه تجزیه و فروپاشی ایران بزرگ طی چهارصد سال اخیر
+ امپراتوری مدارا و عظمت

داریوش کیانی
نویسنده و پژوهشگر در حوزه تاریخ، ادیان و اساطیر ایران
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :