فرهنگ ایران باستان
آرشیو وبلاگ
نویسنده: داریوش کیانی - ۱۳۸٤/٩/٢٦

در حالی که به نظر نمی‌رسد شهر شوش در طی دوران استیلای دودمان‌های ایلامی اوان و سیمشکی مرکز سیاسی عمده‌ای بوده باشد، کاوش‌های باستان‌شناختی نشان می‌دهند که شوش یقیناً با برآمدن اپارت و جانشینان وی در ایلام به چنین موقعیتی دست یافته است. شماری از سنگ‌نبشته‌های یافته شده در شوش گواه انجام یافتن فعالیت‌های بی‌وقفه‌ی ساختمانی به دست سوکل‌مخ‌های مختلف و سوکل‌های متعدد شوش در این منطقه هستند. کاوش‌های گسترده‌ی رومن گیرشمن در «روستای شاهانه» در شوش نشان داده است که بسیاری از این محله‌های بزرگ شهر باستانی (شوش) نخست در اوایل هزاره‌ی دوم پ.م. بنا شده‌اند. این نشانه، امکان منتقل شدن مرکز اصلی سیاسی ایلام را از جایگاه سنتی‌اش در انشان، در طی دوران مرتبط با توسعه‌ی شوش، بدین شهر، تأیید می‌کند.
در حدود 1595 پ.م. مهاجمان کاسی و متحدان آن از شمال، پادشاهی بابل را در جنوب میان‌رودان تصرف کردند. اما متون میخی هم‌چنان تا ربع پایانی سده‌ی 16 پ.م. از فرمان‌روایان ایلامی یاد می‌کنند. دانسته نیست که آیا دولت‌های شاهان ایلامی در جنوب غرب ایران تابع و مطیع کاسی‌ها بودند یا این که کاسی‌ها سرانجام به حیات خاندان اپارت پایان دادند. قضیه هر چه باشد، از حدود 1520 پ.م. به بعد، به مدت 200 سال، هیچ گزارش و گواهی ثبت شده‌ی دیگری از ایلام در دست نیست.
در طی نیمه‌ی پایانی سده‌ی 14 پ.م. یک دودمان ایلامی ظاهراً مستقل به ناگاه در صحنه‌ی تاریخ پدیدار می‌شود. اَتَت- کیتّش (فر. 1300-1310 پ.م.) نخستین فرمان‌روای شناخته‌ شده‌ی این دودمان جدید است که لقب کهن «شاه انزان و شوش» را اتخاذ کرد.
از اتت- کیتش و جانشین بلافصل او، هومبن- نومنه (1275-1300 پ.م.) نه وقف‌نامه‌ی بنیان‌گذاری یا بازسازی بنایی در شوش یافته شده است، و نه سنگ‌نبشته یا متن شناخته شده‌ی دیگری از نیاکان دودمانی شاه نخستین. اما سنگ‌نبشته‌هایی از اونتش- نپیریشه (1240-1275 پ.م.)، پسر و جانشین هومبن – نومنه، در شوش و نیز در مرکز دینی دور- اونتش (اینک چغازنبیل) واقع در 30 کیلومتری جنوب شرقی شوش یافته شده است. نبود هر گونه سنگ‌نبشته‌ی مهم از پدر اونتش- نپیریشه در شوش یا دیگر جاهای خوزستان، ر. لاپات را به اظهار این عقیده واداشته است که پای‌تخت هومبن- نومنه احتمالاً در ایالت انشان واقع بوده است. این واقعیت که از هومبن- نومنه تنها در کاوشگاه لیان واقع در شبه جزیره‌ی بوشیر در جنوب فارس آجرنبشته‌هایی بازیافته شده است، می‌تواند مؤید این احتمال باشد.
اگر نظریه‌ی لاپات را بپذیریم، به نظر نمی‌رسد صرف یافته شدن آثار باستانی پراکنده مربوط به دوران منطبق بر اسکان جمعیت در ملیان گویای آن باشد که مقر اصلی دولت در آن زمان در شهر انشان قرار داشته است. با وجود این، کوزه‌های جام‌گونه‌ی یافته شده در ملیان شباهت نزدیکی به ظروف متعلق به ربع پایانی هزاره‌ی دوم پ.م. که در شوش به دست آمده‌اند، دارند. شواهد موجود نشان دهنده‌ی آن‌اند که انشان و شوش در این دوران به لحاظ سیاسی و فرهنگی به هم پیوسته بوده‌اند، اما همین مدارک گویای آن‌اند که انشان در آن زمان چیزی فراتر از یک اجتماع پاس‌دار سرزمین‌های شرقی ایلام، که تابع شاهان وقت مقیم در شوش بوده، نبوده است.
تاراج مناطق ایلامی به دست نبوکدنزر یکم بابلی (حدود 1110 پ.م.) نشانه‌ی پایان عملی فرمان‌روایی ایلام به عنوان قدرتی مستقل، به مدت 300 سال است. از ایلامیان - تا 821 پ.م. - آن گاه که با کلدانیان علیه شاه آشور شمشی- ادد پنجم متحد ‌گردیدند، باز چیزی شنیده نمی‌شود. اگر چه وحدت سیاسی در ایلام در طی دست کم بخشی از این سده‌های «تاریک» حائل ظاهراً حفظ نشده بود، اما سرکردگان محلی می‌بایست بر مناطقی که سنتاً در آن‌ها دارای قدرت و نفوذ بودند، تا اندازه‌ای سلطه داشته باشند. جرج کمرون بر این باور است که فرمان‌روایان محلی در دورترین نقاط شرقی ایلام، یعنی منطقه‌ی جدید فارس، که اینک به عنوان انشان شناسایی شده است، احتمالاً نیرومندتر بوده‌اند. با وجود این، حتا اگر این حاکمان چنین وضعیتی داشتند و با وجود دور ماندن آنان از مهاجمان دردسرساز میان‌رودانی، اهالی انشان سرانجام به ورود سرزده‌ی مهاجران جدید ایرانی فرارسیده از شمال، تن در دادند. این که آمدن ایرانیان منجر به پشتیبانی ایالت‌های جدا گشته‌ی ایلام از برآمدن یک قدرت جدید متمرکز در جنوب غرب ایران [به رهبری پارس‌ها] شده بود یا نه، پرسشی است که پاسخی بدان داده نشده است. قضیه هر چه باشد، در حدود 742 پ.م. هومبن نیکش یکم پادشاه اتحادیه‌ی دوباره نیرو گرفته‌ی ایلام شد.
برادر زاده‌ی هومبن نیکش، شوتروک نهونته‌ی دوم (699-717 پ.م.) جانشین او شد و لقب کهن «شاه بزرگ انزان و شوش» را اتخاد کرد. پس از آن، کلدانیان جنوب میان‌رودان برضد هم سارگون دوم و هم سناخریب آشوری با شوتروک نهونته متحد شدند. اما این اتحادها بی‌تأثیر از آب درآمدند چرا که در این زمان آشوریان بیش‌تر جنوب میان‌رودان را مورد حمله قرار داده و تصرف کردند. شاه بعدی ایلام، هلّودوش اینشوشینک (فر. 93-699 پ.م.) به بابلستان حمله برد و به طور موقت آشوریان را از بخشی از این کشور بیرون راند، اما سناخریب سرانجام بیش‌تر این مناطق را بازگرفت. در این ضمن، هلودوش- اینشوشینک در ایلام خلع و معزول گشت و پسرش کودور نهونته (فر. 92-693 پ.م.) جانشین او شد. در پی این تغییر رهبری، دیگر هیچ حاکم ایلامی شناخته شده‌ای لقب باستانی «شاه انزان و شوش» را نپذیرفت؛ واگذاری این لقب می‌تواند گویای این حقیقت باشد که کودور نهونته یا جانشینان بلافصلش [استیلا بر] دست کم بخش از منطقه‌ی انشان را از دست داده بودند.

داریوش کیانی
نویسنده و پژوهشگر در حوزه تاریخ، ادیان و اساطیر ایران
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :