فرهنگ ایران باستان
آرشیو وبلاگ
نویسنده: داریوش کیانی - ۱۳۸٢/٢/۳٠
دوران پادشاهی پارت‌ها یا اشکانیان (247 پیش از میلاد ـ 224 پس از میلاد) دوره‌ای است که در مجموعه‌ی تاریخ ایران باستان مورد غفلت و فراموشی واقع شده است؛ به ویژه به سبب آن که ساسانیان خصومت و کینه‌ای عمیق با این دودمان داشتند و بسیار کوشیده بودند که نام و یاد آن را به خاموشی فرو برند. اما با این حال، بازمانده‌های فرهنگی و هنری این دوران با وجود چنان دشمانگی‌هایی، هنوز پایدار و استوار مانده و نمونه‌های آن در لابه‌لای گزارش‌های بیگانگان، ادبیات فارسی و آثار باستانی، مشاهده‌پذیر و دریافتنی‌ست.
روزگار اشکانیان، عصری مبتنی بر منش و روش پهلوانی بوده و از این روست که واژه‌ی «پهلوان» از واژه‌ی «پرثو/ Parthav» (= پارت) برگرفته شده است. پیداست که کنش‌ها و میان‌کنش‌های فرهنگی اشکانیان در دوران خویش از اهمیت و تب و تاب ویژه‌ای برخوردار بوده است. سرزمین ایران در آن روزگار، پس از یک دوره تهاجم نظامی مقدونیان (به سرکردگی اسکندر) اینک در معرض تهاجم فرهنگی یونانیان قرار گرفته بود اما ایرانیان به رهبری پادشاهان اشکانی، با هوشیاری و خردمندی؛ نه همچون سوریان و مصریان و دیگر اقوام مغلوب اسکندر و جانشینان‌اش، به خوبی هویت و اصالت ملی خویش را پاس داشتند و چه بسا به واسطه‌ی چنان کشمکش‌هایی، فرهنگ و هنر خویش را آراسته‌تر و آزموده‌تر ساختند.
اشکانیان، زرتشتیان باورمندی بودند و همسو با آموزه‌های آن، علاقه‌مندی‌شان به بزم و جشن، و جوانمردی و ایستادگی‌شان در برابر خصم، زبان‌زد همگان بود. از سوی دیگر، اشکانیان هم‌چون هخامنشیان، حکومتی فراگیر و تکثرپذیر داشتند و هیچ گاه نکوشیدند که چون ساسانیان، آیین خود را به دین واحد و رسمی و سراسری امپراتوری خویش مبدل سازند و اقوام متعدد و متکثر کشور را از آزادی‌ مذهبی بازبدارند. وجود چنین درجه‌ای از مدارا و تساهل در میان پادشاهان اشکانی، نشانه‌ی عقلانیت و پای‌بندی ایشان به روح مداراجویانه‌ی آریایی‌ست.
اشکانیان از منش و روش ملی‌گرایانه‌ی در خور ستایشی برخوردار بودند و در زمانی که زبان و فرهنگ یونانی در سرزمین‌های زیر فرمان سلوکیان غالب و رایج شده بود، آنان به رسمی‌سازی و گسترش زبان و خط پهلوی در ایران روی آوردند.
مذهب «مهرپرستی/ Mitraism» که فرقه‌ای منشعب از آیین‌های زروانی و گنوسی بود، هم‌زمان با عصر اشکانیان پدید آمد و در جهان غرب (روم، اروپا) گسترش یافت. مذهب مهر، مکتبی عرفانی ـ رزمی و قابل مقایسه با آیین «ذن/ Zen» در شرق دور است که نوآموزان آن، با طی مراحل رازورانه‌ای می‌کوشیدند تا نیروهای جسمانی و معنوی خویش را توأمان پروش دهند و به کمال برسانند. اشکانیان در مقام زرتشتیانی مؤمن، ایزد مهر را بر اساس همین صفات رزمندگی و جوانمردی و راستکاری و وفاداری منسوب به او که در محور مذهب مهر قرار گرفته بود، بسیار بزرگ و نیکو می‌داشتند و از این رو بود که نام شماری از شاهان بزرگ این دودمان، «مهرداد» نهاده شده بود.
علاقه‌مندی اشکانیان به رزم و بزم که ریشه در خصلت‌های آریایی ـ زرتشتی این دودمان داشت، به خوبی در فرهنگ و هنر آن دوران بازتاب یافته است. «گوسان/ Gusan» ها که نقالان دوره‌گرد و خنیاگر آن دوران بودند، در بستره‌ی چنین روحیه‌ی رزم و بزم‌گرایی، مروجان و مبلغان همین فرهنگ و پرورندگان و ناقلان آن برای سده‌های بعد بودند. سرگذشت دلیری‌ها و دل‌دادگی‌های شاه‌زادگان و پهلوانان فئودال اشکانی (که در کانون فرهنگ «رزمی و بزمی» آن عصر قرار داشتند) در پی فعالیت‌های داستان‌پردازنی چون گوسان‌ها، به تدریج، به گونه‌ای بر سر زبان‌ها افتاد و ساختاری داستانی و روایی یافت که سرانجام، شاه‌زادگان و پهلوانان اشکانی به صورت شخصیت‌هایی حماسی از چارچوب زمان و مکان گسستند و در دل اسطوره‌ها جاودانه شدند و سده‌هایی بعد، به صورت پهلوانانی برجسته، در متونی چون «خدای‌نامه» و «شاه‌نامه» بازنمون یافتند. چنان که معروف است، بسیاری از پهلوانان حماسی ایران مانند: گودرز، گیو، بیژن، فرود، میلاد، فرهاد و … از شمار شاه‌زادگان اشکانی بودند که در پی چنان فرآیندهایی، تبدیل به شخصیت‌هایی فراتاریخی و حماسی گردیدند.
در بستره‌ی همین فرهنگ غنی اشکانی، داستان‌های عاشقانه‌ی بسیاری نیز پدیده آمده بود. نمونه‌ی آن، داستان‌های عاشقانه‌ای هم‌چون «ویس و رامین» و «بیژن و منیژه» است که ریشه در عصر اشکانیان دارد و حاصل تلفیق طبع هنرپردازانه و باریک‌اندیشانه‌ی خنیاگران با روح حماسی و رزمی اشکانیان است که در آن‌ها بزم‌خواهی و شادخواری و دل‌دادگی‌های اشرافیانه‌ی ویژه فرهنگ «رزمی و بزمی» اشکانی به خوبی بازتاب یافته است.
دوران اشکانیان، خاستگاه پربار و توان‌مند ادبیات رزمی و بزمی و غنایی و خنیایی ایران است در حالی که دوران بعد (ساسانیان) با برچیده شدن نسبی آزادی‌های اجتماعی و مذهبی، چنین ادبیاتی به فراموشی گرایید و ادبیات دینی و اندرزی و شاهانه جانشین آن شد. ادبیات ایران پس از اسلام، در بخش ادب حماسی (شاه‌نامه‌ها) و ادب غنایی (اشعار تغزلی) به روشنی از فرهنگ پربار اشکانیان که خود بنیان‌گذاران چنین فرهنگ و ادبی بودند، سرچشمه می‌گیرد.




ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کتاب‌نامه:
ـ عبدالحسین زرین‌کوب: «تاریخ مردم ایران» (ایران قبل از اسلام)، انتشارات امیرکبیر، 1373
ـ احسان یارشاطر (گردآورنده): «تاریخ ایران [کمبریج]» جلد سوم‌، بخش دوم، ترجمه‌ی حسن انوشه، انتشارات امیرکبیر، 1377
ـ جهانگیر کویاجی: «آیین‌ها و افسانه‌های ایران و چین باستان»، ترجمه‌ی جلیل دوستخواه، شرکت سهامی کتاب‌های جیبی، 1353
ـ محمد‌مهدی مؤذن‌جامی: «ادب پهلوانی»، انتشارات قطره، 1379
ـ ذبیح الله صفا: «حماسه سرایی در ایران»، انتشارات فردوسی، 1374
ـ احمد تفضلی: «تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام»، انتشارات سخن، 1377



******

عنوان مقاله‌ی هفته‌ی آینده: «شاهان اسطوره‌ای ایران»

داریوش کیانی
نویسنده و پژوهشگر در حوزه تاریخ، ادیان و اساطیر ایران
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :