فرهنگ ایران باستان
آرشیو وبلاگ
نویسنده: داریوش کیانی - ۱۳۸٤/۱/٢٦

+ «حسنلو» نام تپه-کاوشگاهی چنددوره‌ای در آذربایجان در نزدیکی دریاچه‌ی ارومیه است که هم با مسأله‌ی حضور هندوآریاییان در قلم‌رو Mitanni در پیوند است و هم با نمایش پیگرنگاری احتمالی هندواروپاییان آغازین. این جایگاه با عصر سفال‌های خاکستری ایران غربی، که یک افق سفالی متعلق به 1000 – 1500 پیش از میلاد است، مرتبط می‌باشد. همراه با پیدایش این افق سفالی، شکاف بزرگی در توالی فرهنگی این منطقه رخ می‌دهد که غالباً به تحرکات هندوآریایی‌ها یا ایرانی‌ها در جنوب دریای مازندران ارتباط داده می‌شود. این جایگاه اشیایی را به دست داده است که بُن‌مایه‌های هنری آن‌ها را می‌توان یا به بن‌مایه‌های متعلق به قبایل ایرانی‌زبان منطقه‌ی استپ ارتباط داد، مانند تصاویر افراد حمل کننده‌ی آینه‌، یا به بن‌مایه‌های اسطوره‌ای یافته شده در دین هندوایرانی.
برجسته‌ترین یافته‌های این جایگاه، جامی زرین است که از معبدی در حسنلو به دست آمده و متعلق به حدود 1000-1500 پ.م. است. در میان صحنه‌های ترسیم شده بر این جام، پهلوانی وجود دارد همراه با اژده‌هایی سه سر، و در صحنه‌ای دیگر، با پرنده‌ای شکاری. گ.ن. کورچُکین این صحنه‌ها را با یشت پنجم اوستا ارتباط داده است که در آن فریدون پهلوان (thraetaona) با اژی دهاک، اژده‌هایی سه سر، مقابله می‌کند و پس از آن به Paaurva یاری می‌کند تا در آسمان به سان پرنده‌ای شکاری پرواز کند. بن‌مایه‌ی اژده‌های سه سر در اساطیر هندوآریایی نیز شناخته بوده است (که در آن تریته آپتیه، ویشوروپه‌ی اژده‌ها را می‌کشد)، و هم‌چنین در سنت‌های دیگر هندواروپایی نیز یافته می‌شود. این ظرف، که به طور فاخرانه‌ای تزیین شده، موضوع بررسی‌های بسیار دیگری نیز بوده است که در آن، پیوندهایی را با بن‌مایه‌های روایی و هنری آشوری، آناتولیایی و هوریانی جست‌وجو می‌کردند. اگر بن‌مایه‌های آثار یاد شده‌ی حسنلو در معنایی بسیط هندوایرانی هستند، پس با توجه به موقعیت معین شده‌ی این محل، پذیرفتنی‌تر است که حسنلو به عنوان جایگاه احتمالی هندوآریایی‌های مرتبط با تمدن Mitanni شناخته شود. حسنلو در حدود 800 پ.م. و احتمالاً به دست اورارتویی‌ها ویران شد.
+ «مارلیک» یک گورستان ایرانی متعلق به اواسط هزاره‌ی دوم پیش از میلاد است و در نزدیکی دریای مازندران واقع است. این جایگاه قربانگاه‌هایی مربوط به مراسم تدفین، و 55 گور واقع در حجره‌های سنگ پوش شده، همراه با دامنه‌ای گسترده از پیش‌کش‌های برنزی و زرین، شامل پیکره‌ها، ظروف، جنگ‌افزارها و یراق اسب را به دست داده است. بیش‌تر این اشیاء به عنوان آثار برجسته به دست آمده از بخش غربی خاور نزدیک شناخته می‌شوند.
کورچُکین پیش نهاد کرده است که شناسایی هندوآریاییان در این منطقه زمانی محقق خواهد شد که بتوان شواهدی برای وجود ارابه‌های اسبی، روابط بازرگانی کاملاً گسترده، حضور آثار شاخص هوریانی (از آن جا که زبان اصلی میتانی، هوریانی بود)، و عناصری که به طور نمونه‌وار بن‌مایه‌های هندوآریایی را نشان دهند، یافت. وی آثار مارلیک را به تمدن میتانی نسبت داده (مارلیک دارای مهرهایی بود که نمونه‌ای از مهرهای یافته شده در منطقه‌ی میتانی بودند) به طوری که نظریه‌ی وی همه‌ی معیارها را برآورده ساخته است: گورهای مارلیک هم بقایایی از اسب‌ها را به دست داده‌اند و هم نمونه‌هایی از ارابه‌های جنگی را که به ویژه گواه وجود عناصر هندوآریایی مربوط به اسب سواری در تمدن میتانی هستند. درباره‌ی عناصر آیینی، کورچکین استشهاد می‌کند به هاون‌های آیینی لوله‌داری که وی آن‌ها را به ابزارهایی که در فشردن Soma / Haoma، نوشیدنی مقدس هندوایرانیان، به کار می‌رفته، و به ابزارهای مشابه موجود در معابد معاصر هندویی، تشبیه کرده است.
دورتر از گورستان، در دشت، مارلیک جام زرینی را به دست داده که دارای صحنه‌ی زایش و آزار جانوری سم‌دار است. این صحنه با بن‌مایه‌ای هنری منطبق است که به گستردگی، نه تنها در مهرهای میتانی بل که در میان چادرنشینان ایرانی‌زبان استپ‌های اوراسیا گواهی شده است.

---------------------------------------------------
+ نقدی بر فیلم اسکندر، ساخته الیور استون
+ گردآوری امضا در اعتراض به پشتیبانی اروپا از ادعاهای امارات علیه ایران
+ پان ترکیست ها و فردوسی

داریوش کیانی
نویسنده و پژوهشگر در حوزه تاریخ، ادیان و اساطیر ایران
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :