فرهنگ ایران باستان
آرشیو وبلاگ
نویسنده: داریوش کیانی - ۱۳۸٢/٢/٢

آیین زروان مذهبی بدعت‌آمیز از دین زرتشت بود که در اواخر عصر هخامشیان پدید آمد و رواج یافت. بنیان‌گذاران این آیین، گروهی از روحانیان جوینده‌ی زرتشتی بودند که تحت تأثیر اندیشه‌های زمان ـ محور بین النهرین قرار گرفته و به تثلیث (سه‌گانه انگاری) در یزدان شناسی اعتقاد یافته بودند. آنان چنین می‌پنداشتند که اورمزد (= اهوره مزدا) و اهریمن برادرانی همشکم‌‌اند و «زروان» (Zorvan) یا خدای زمان، به عنوان برترین نیروی عالم، پدر و زاینده آن دو است که پس از زایش آن‌ها و سپردن شهریاری و سالاری جهان بدانان، هر چند عزلت گزیده و به کنار رفته است، اما برترین و والاترین اراده در عالم، در نهایت از آنِ اوست. البته در یزدان شناسی متأخر زرتشتی «زروان» ایزد کم اهمیت زمان است که منجر به گذرایی آفرینش می‌شود و پیداست که انگاره‌ی چنین ایزدی در زمان زرتشت وجود نداشته و مطرح نبوده است.
مذهب زروانی در روزگار ساسانیان به اوج سرآمدی و رواج خود رسیده بود و از این روست که در آیین مانی که یک پایه‌ی آن بر دین زرتشت استوار بود، خداوندگار، «زروان» نامیده می‌شد. سرانجام، پس از غلبه‌ی اعراب و اسلام بود که مذهب زروانی به دلیل یزدان شناسی نارسا و انتقاد برانگیز خود، واپس نشست و ارتدوکس زرتشتی با الاهیات استوار خود، کاملاً بر آن چیره گشت.
مذهب زروانی آیین‌ها و مناسکی خارج از دین اصیل زرتشتی نداشته است اما در یزدان‌شناسی و جهان‌بینی آن دو، تفاوت‌هایی کلان وجود دارد. زروانیان در مقابل ثنویت (Dualism) اصیل زرتشتی (یعنی اعتقاد به وجود ازلی دو بنیان جداگانه و متضاد هستی: اورمزد و اهریمن)، به تثلیت باورمند بودند و عقیده داشتند که اورمزد و اهریمن برادرند و پدری به نام «زروان» (زمان) دارند که او خدایی نامخلوق و ازلی است و اراده‌ی او فوق همه‌ی ایزدان و کائنات است. هم‌چنین زروانیان، معتقد به زهد و دنیاگریزی و تقدیرگرایی و جبرباوری بودند و البته چنین باوری با روح و ماهیت دین زرتشت در تضاد و تباین کامل است. کیهان شناسی و اسطوره‌های دینی زروانی نیز ماهیتی بسیار پیچیده‌ و خیال‌‌پردازانه دارد.
در شماری از متون زرتشتی، ردپای مذهب زروانی کاملاً آشکار است؛ همچون «گزیده‌های زادسپرم» و «مینوی خرد». رساله‌ای نیز به نام «علمای اسلام» یک‌سره نمودار عقاید زروانی است. اما بیش‌ترین آگاهی ما از این مذهب و اسطوره‌های آن حاصل گزارش‌ها و نوشته‌های منتقدانه‌ی نویسندگان مسیحی است.
اما اسطوره‌ی آفرینش همواره جایگاه برجسته و کلانی در میان اسطوره‌های اقوام مختلف جهان داشته است؛ چرا که بیان کننده‌ی محور و بنیان کیهان شناسی (Cosmology) و یزدان شناسی (Theology) آن مردم و نشان دهنده‌‌ی منشأ و خاستگاه جهان هستی و چند و چون پیدایش آن و روند و آرمان حیات است. اسطوره‌، تفسیر و تحلیل انسان کهن است از جهان هستی که ماهیتی فراتاریخی و متافیزیکی و قداست و اصالتی خدشه ناپذیر در نزد وی دارد و لذا هرگز نمی‌توان اسطوره‌ها را در چارچوب عقلانیت مدرن، فهم و تحلیل نمود.
آگاهی ما از اسطوره‌ی آفرینش در آیین زروان، مشخصاً وام‌دار نویسنده‌ای ارمنی به نام ازنیکِ کلبی (Eznik of Kolb) در سده‌ی پنجم میلادی‌ست که در یکی از کتاب‌های خود، به جهت نقد مذهب زروانی، چکیده‌ای از اسطوره‌ی مورد نظر را نقل کرده است. شماری دیگر از نویسندگان ارمنی نیز اشاراتی بدین موضوع و حواشی و جزییات آن نموده‌اند.
ازنیک در توصیف اسطوره‌ی آفرینش در مذهب زروانی می‌نویسد: «مغان گویند آن گاه که هیچ چیز وجود نداشت، نه آسمان و نه زمین و نه هیچ یک از مخلوقاتی که اینک در آسمان‌ها و روی زمین‌اند، فقط خدایی بزرگ به نام «زروان» وجود داشت. زروان هزار سال قربانی کرد تا از او پسری پدید آید (توضیح: در اسطوره‌های بیشینه‌ی ملل جهان باور بر آن است که عمل قربانی کردن منجر به پیدایش و پویایی هستی می‌شود. گویی که نیرویی در قربانی نهفته است که با رها شدن آن، تحولی در جهت آفرینش‌گری ایجاد می‌شود) و او را «اورمزد» بنامد تا وی آسمان‌‌ها و زمین و هر چه در آن است را بیافریند. زروان پس از هزار سال نسبت به کوشش‌های خود دچار شک شد و اندیشه کرد که آیا پس از این همه قربانی کردن، پسری به نام اورمزد خواهد داشت یا آن که تلاش‌ و انتظار وی بی‌نتیجه خواهد ماند؟ آن گاه که زروان غرقه در اندیشه بود، اورمزد و اهریمن همزمان در شکم وی پدید آمدند (توضیح: به نظر می‌رسد که زروان خدایی دو جنسی بوده چرا که وجود مطلق وی بایسته می‌کرده است که صفت نرینگی و مادینگی را توأمان شامل باشد) «اورمزد» به جهت قربانی‌هایی که کرده بود و «اهریمن» به سبب شک و تردیدی که زروان ورزیده بود. چون زروان از این حال آگاه گشت، با خود گفت از دو فرزندی که در شکم من است هر کدام زودتر زاده شود و خود را بنمایاند، پادشاهی جهان را به او خواهد بخشید. اورمزد با آگاهی یافتن از اندیشه‌ی پدر، ساده‌دلانه موضوع را با اهریمن در میان گذاشت و گفت که پدرمان چنین اندیشیده است که هر کدام از ما که زودتر زاده و آشکار شود، فرمان‌روای عالم خواهد شد! اهریمن با شنیدن این موضوع بی‌درنگ شکم زروان را شکافت و به نزد پدرش شتافت. زروان به او گفت که تو کیستی؟ اهریمن پاسخ داد که من پسر تو هستم: اورمزد! زروان به او گفت: پسر راستین من خوش‌بو و درخشنده است اما تو تیره و بدبویی. در این حین بود که اورمزد در وقت مقرر، خوش‌بو و درخشان زاده شد و به نزد زروان آمد. همین که زروان وی را دید دانست که پسر راستین او است؛ همو که برای‌اش هزار سال قربانی کرده بود. پس دسته چوب مقدسی را که در دست داشت [و نشانه‌ی قداست و روحانیت بود] به اورمزد داد و گفت: تا کنون من برای تو قربانی می‌کردم و از این پس تو باید برای من قربانی کنی، و آن گاه که دسته چوب را به او می‌داد، اورمزد را تقدیس کرد. در این هنگام اهریمن به زروان گفت: مگر تو عهد نکرده بودی هر یک از فرزندان‌ام که زودتر زاده شود او را به پادشاهی عالم برخواهم گزید؟ زروان برای آن که از پیمان خود بازنگشته باشد به اهریمن گفت: ای موجود خبیث و بدکار! تو 9 هزار سال پادشاه عالم خواهی شد و اورمزد نیز بر سر تو [در آسمان‌های و بهشت] فرمان‌روایی خواهد کرد تا پس از آن 9 هزار سال، پادشاهی تمام جهان از آنِ او گردد. (توضیح: زروانیان طول تاریخ جهان را 12 هزار سال می‌دانستند که 9 هزار سال آن به کام و فرمان اهریمن بوده و 3 هزار سال بعد آن، به کام و فرمان اورمزد، تا آن که تاریخ [زمانِ کران‌مند] به پایان رسد و فرمان‌روایی مطلق اورمزد به ابدیت بپیوندد؛ به زمان بی‌کرانه) پس از آن اورمزد و اهریمن هر یک جداگانه آغاز به آفرینش مخلوقات خود کردند. هر چه اورمزد می‌آفرید خوب و درست بود و هر چه اهریمن پدید می‌آورد، زیان‌کار و نادرست…» [کریستنسن، ص 6 ـ 144؛ زنر، ص 50 ـ 349].

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کتاب‌نامه:
ـ آرتور کریستنسن: «مزداپرستی در ایران قدیم»، ترجمه‌ی دکتر ذبیح الله صفا، انتشارات هیرمند، 1376
ـ روبرت چارلز زنر: «طلوع و غروب زردشتی‌گری»، ترجمه‌ی تیمور قادری، انتشارت فکر روز، 1375



*******

موضوع مقاله‌ی هفته‌ی آینده: «خویشاوندی زبان‌های ایرانی و اروپایی»

داریوش کیانی
نویسنده و پژوهشگر در حوزه تاریخ، ادیان و اساطیر ایران
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :