فرهنگ ایران باستان
آرشیو وبلاگ
نویسنده: داریوش کیانی - ۱۳۸۳/٦/٢۸

زبان ایلامی از متونی نوشته شده به خط میخی شناخته شده است که بیش‌تر آن‌ها در شوش، و برخی نیز در دیگر جاها، در غرب و جنوب غربی ایران، و در شرق، در فارس یافته شده‌اند و دامنه‌ی تاریخی آن‌ها از سده‌ی 24 تا 4 پ.م. را در بر می‌گیرد. این بازه‌ی تاریخی را به چهار دوره‌ی اصلی می‌توان تقسیم نمود: کهن، میانه، نو ایلامی، و ایلامی متأخر یا هخامنشی؛ بیش‌تر مواد بازمانده از زبان ایلامی از سه دوره‌ی اخیر به دست آمده است، که در طی آن‌ها، زبان ایلامی به ویژه در ساختار نحوی خود تغییرات بسیاری یافته بود. نشانه‌ها و قراینی وجود دارد مبنی بر این که این زبان را یک گویش واحد نمایندگی نمی‌کرده است. خویشاوندی تکوینی زبان ایلامی با دیگر زبان‌ها تاکنون به یقین اثبات نشده است، هر چند تلاش‌هایی برای ارتباط دادن آن با زبان دراویدی انجام یافته است. تعدادی از مواد واژگانی زبان ایلامی نیز از متون غیر ایلامی، به ویژه میان‌رودان شناسایی شده است.
از پایان هزاره‌ی چهارم پ.م.، دو سامانه‌ی نگارشی دیگر نیز در ایران باستان شناخته شده‌اند: ایلامی مقدم و ایلامی کشیده، اما این دو خط تاکنون رمزگشایی نشده‌اند. سامانه‌ی هجایی اکدی، که احتمالاً از سده‌ی 23 پ.م. برای نگارش زبان ایلامی برگرفته شده بود، تا سده‌ی چهارم پ.م. به کار برده می‌شد. این سامانه دارای نشانه‌هایی برای هجاهای مرکب از واکه‌ها (V) و ترکیبات گوناگونی از هم‌خوان‌ها (C) و واکه‌ها (CV، VC، CVC)، و نیز نشانه‌هایی برای واژگان کامل (لوگوگرام) و نشانه‌هایی که برای دسته‌بندی‌های معنا شناختی به کار می‌رفتند، بود. با وجود این، آواشناسی زبان ایلامی کاملاً متفاوت با زبان اکدی بود. برای نمونه، زبان ایلامی واکه‌هایی جدا از واکه‌های اکدی u، i، a، و e، و گروه‌های هم‌خوان ناشناخته برای زبان اکدی، شامل ترکیبات سه هم‌خوانه و دو هم‌خوانه در پایان واژه‌ها را در برمی‌گرفت.
زبان ایلامی، زبانی ترکیبی است. یک واژه معمولاً از ریشه‌ (بُن) به اضافه‌ی یک یا چند پسوند ترکیب می‌شد. ریشه ممکن بود تک‌هجایی یا دوهجایی باشد. ریشه‌ها بدون پسوندها و بن‌ها فقط با کشیدگی آوایی می‌توانستند به سان واژه‌ها عمل کنند. واژه‌ها به سه گروه نام‌ها، ضمایر، و افعال تقسیم می‌شدند. *
+ نمونه‌هایی از واژگان ایلامی:
el: نگریستن        hih: توان        hish: نام
kik: آسمان        kuk: پاییدن        nap: خدا
igi: برادر        uhi: سنگ        ulhi: مسکن
husa: چوب        kiri: ایزدبانو (الاهه)        lani: نقره
i: این        ukku: بالا        amma: مادر
na: گفتن        ni: بودن        sa: راه رفتن
ruh: مرد        sit: شادی         tulla: نوشتن

* F. Grillot-Susini, s.v. "Elamite Language", in: Encyclopaedia Iranica, vol. VIII/3, 1998

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

+ مشکلات ایران‌شناسی (دکتر تورج دریایی).
+ پیوند زبان فارسی با دیگر زبان‌های هندواروپایی (آرین اولادقباد).

داریوش کیانی
نویسنده و پژوهشگر در حوزه تاریخ، ادیان و اساطیر ایران
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :