فرهنگ ایران باستان
آرشیو وبلاگ
نویسنده: داریوش کیانی - ۱۳۸۳/٤/٥

بنا به داستان کتاب "استر"، هامان یک درباری برجسته‌ی احشوروش/ Ahashwerosh (خشایارشا؟) بود. وی در این کتاب به عنوان شخصیت منفی و شرور داستان به تصویر کشیده شده است: او از مردخای (Mordecai)، کسی که در دربار شاه حضور داشت اما احترام هامان را با تعظیم کردن به جای نمی‌آورد، بیزار بود. هامان برای تلافی این بی‌حرمتی، نقشه‌ی کشتار همه‌ی یهودیان قلم‌رو پادشاهی، و به دار آویختن مردخای را ترتیب داد. اما او بر اثر مدخله‌ی شهبانو "استر"، که مردخای وی را تحریک کرده، و شاه را وادار به لغو نقشه‌های هامان نموده بود، سقوط کرد. پایان داستان چنین است که هامان و ده پسرش به فرمان شاه به دار آویخته شدند و مردخای به مقام سابق هامان ترفیع داده شد. داستان کتاب استر را منابع تاریخی تأیید نمی‌کنند، و شخصیت هامان می‌تواند به کلی خیالی و ساختگی باشد. در عین حال، با توجه به برخی جزییات دیگر در این داستان، به نظر می‌رسد که نام وی می‌تواند با محیط سده‌ی پنجم پ.م. متناسب باشد.
گفته می‌شود که هامان پسر Hammadatha یِ اگاگیتی (Agagite) بود. معنای نام هامان روشن نیست و چندین تعبیر مختلف برای آن پیش‌نهاد شده است. یک تعبیر ممکن آن است که هامان از نام پدرش، شاید به صورت یک اسم تصغیر، مشتق شده است. اشتقاق هامان از اسم خاص ایلامی humpan نیز مطرح گردیده است. نیا-نام (patronym) هامان را می‌توان به عنوان شکلی دیگر از نام Hauma-data "آفریده (یا داده‌ی) [ایزد] هئومه" تعبیر کرد. لقب اگاگیتی را می‌توان با نام شاه عمالقه (Amalekites)، مردمی نیمه اسطوره‌ای که آثارشان از تاریخ در پی آوارگی‌های دوران کهن اسرایلییان و پادشاهی نخستین ایشان، محو و نابود شد، مرتبط دانست. عنوان عمالقه بعدها تبدیل به نامی نمادین برای دشمنان مردم یهود شده بود. نیا-نام و لقبی که هامان برگرفته است، با دوره‌ی مورد بحث وفق می‌کند، ولی، این تعبیر معنای بهتری می‌دهد اگر لقب وی را نه اشاره‌ای به عمالقه، بل که برگرفته از a-ga-ga، ag-ga-ga ی ایلامی بیانگاریم.
نام ده پسر هامان، که در کتاب استر (9/9-7) برشمرده شده است، برحسب اشکال محتمل ایرانی، به طور گوناگونی تفسیر گردیده است. این نام‌ها، آن گونه که در متن تورات ارائه گردیده، چنین‌اند: Paeshandatha، Dalphon، Aspatha، Poratha، Adalia، Aridatha، Parmashta، Arisai، Aridai، Vaizatha. به نظر می‌رسد که واپسین نام، آشکارا Vahya-zata* "زاده‌ی بهترین فرد" باشد. برخی دیگر از این نام‌های را نیز می‌توان به طور موجهی، ایرانی تعبیر کرد، اما شناخت نمونه‌ی روشن و مطمئن گونه‌های ایرانی نام‌های ارائه شده در این فهرست، دشوار است.
هامان، شخصیتی نیز در قرآن و روایات اسلامی است. او در قرآن به عنوان مشاور فرعون آشکار می‌گردد و گفته می‌شود که برای دست‌یابی فرعون به خدای موسا در آسمان، برجی را برای وی ساخته بود (قرآن28/38، 40/ 38 به بعد).*

* This article is based on: Shaul Shaked, "Haman", Encyclopaedia Iranica, vol. XI/6, 2003

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

+ اصفهان : اسپاهان
+ جیرفت، «قدیمی‌ترین تمدن شرق»
+ داریوش، نخستین نظام دادرسی را بر پهنه گیتی گستراند

داریوش کیانی
نویسنده و پژوهشگر در حوزه تاریخ، ادیان و اساطیر ایران
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :