فرهنگ ایران باستان
آرشیو وبلاگ
نویسنده: داریوش کیانی - ۱۳۸۱/۱٢/٢۸

1 ــ یکی از عقاید نادرست اما رایج درباره‌ی دین زرتشت، رد وجود ایزدان و معبودهای گوناگون در آموزه‌های اصیل زرتشت و نسبت دادن وحدانیتی از نوع ادیان سامی ــ ابراهیمی به آن است. خاستگاه این عقیده و تلقی اشتباه، نخست، انطباق دادن الگوی وحدانیت ادیان سامی بر نظام یزدان‌شناسی (theology) آریایی ــ زرتشتی و دوم، تحلیل اصول این دین بدون در نظر گرفتن مقطع زمانی و مکانی پیدایش آن است. بنا بر مورد اول، پژوهشگران مسیحی انتظار داشتند که در دین زرتشت نیز مانند ادیان سامی ــ ابراهیمی، خدایی یگانه که هم منشأ نیکی و هم منشأ بدی باشد بیابند! آنان بر اساس همین پیش‌فرض، بر این گمان افتادند که یزدان‌شناسی زرتشت نیز باید همچون یزدان‌شناسی ادیان سامی ــ ابراهیمی می‌شد و حال که نشده، قطعاً جعل و تحریفی در آن راه‌یافته است!! در مورد دوم، پژوهشگران به مقطع بسیار کهن دین زرتشت توجه نکرده و ندانستند که در نگاه انسان آنیمیست (Animist) عصر زرتشت، تمام عناصر و پدیده‌های گیتی دارای روح یا عقلِ مدبر (ایزد، خدا) بوده و آدمی در لحظه لحظه‌ی حیات و معاش خود، یکسره با موجودات و عرصه‌های قدسی و مینوی سروکار داشته است. طبیعتاً از نگاه این انسان کهن، وجود انبوه خدایان در پیرامون‌اش و ستایش آنان، نه کفر و شرک، بل که عین ایمان و خداشناسی بوده است. دین زرتشت نیز که پیامبر آن روحانی کیش سنتی روستای‌اش بوده است، در همین بستره و زمینه‌ی عقیدتی و دینی برآمده و رشد کرده و امری جدا و بیگانه از آن محیط و جامعه نبوده است. در این میان، تنها کافی بود که پیامبر انبوه خدایان سودمند شناخته شده در کیش سنتی آریایی را آفریدگان و کارگزاران اهوره مزدا در پیش‌برد «اشه» و نابودی «دروغ» معرفی نماید و بدین ترتیب، چند ــ خدایی (polytheism) کیش کهن را با برتری و یگانگی اهوره مزدا، سازگار نماید. بدیهی است که زرتشت نه بر این باور و اندیشه بوده و نه می‌توانسته و مقدور بوده که برای توحیدی ساختن دین خود، بنیان دینی و بینش اسطوره‌ای مردمان آن عصر را (که خود نیز یکی از آنان بوده) تماماً زیر سوال برد یا نادیده گیرد و انکار کند.
صرف نظر از این موارد، انکار وجود و اصالت ایزدان و معبودهای گوناگون و مستقل در دین زرتشت و جعلی و ساختگی پنداشتن آن‌ها، ادعایی بدون سند و دلیل است؛ چرا که تمام سنت زنده‌ی زرتشتی و تمام متون آن (حتا گفتارهای خود زرتشت) آکنده از اعتقاد به معبودهای گوناگون کهن و نو است و این تصور که دین زرتشت دچار جعل و تحریف در سراسر متون و آموزه‌های آن شده است، به آشکارا نامعقول و غیرمنطقی‌ست. برخی دیگر از پژوهشگران که برای رد چند ــ خدایی زرتشتی نتوانسته‌اند به حربه‌ی جعلی انگاشتن این عقاید متمسک شوند، به تفسیر و تأویل سلیقه‌ای این اصول روی آورده و تمام آموزه‌های زرتشتی را با بینشی سمبولیستی تحلیل کرده‌ و خدایان شناخته شده در آن را رمز و نمادی از اخلاقیات و معنویات و نیکی‌ها و… دانسته‌اند. اما این تصور نیز به وضوح نادرست و کج‌فهمانه است؛ چرا که اساساً با ریشه‌ها و بنیان‌های باستانی و آنیمیستی این آیین تماماً مباینت دارد و نیز با تصریح متون و سنت زنده‌ی آن در تضاد کامل است.
2 ــ همان گونه که انکار موجودیت و اصالت معبودهای گوناگون در دین زرتشت، امری نادرست و نامستند است، رد وجود و اصالت «ثنویت» (Dualism = دوبُن‌شناسی) در یزدان‌شناسی زرتشت و نسبت دادن «تثلیث» به آن (بدین معنا که اهوره مزدا خالق و پدر سپند مینو و انگره مینو، و در نتیجه منشأ غایی نیکی و بدی‌ست) نیز مبتنی بر هیچ نوع سند و مدرک و دلیلی در میان متون و آموزه‌های زرتشتی نیست. نکته‌ی مهم آن که انگاره‌ی «ثنویت» آموزه‌ی کلیدی و محوری دین زرتشت است چرا که تبیین کننده‌ی مبدأ و منشأ و مقصد و ماهیت آفرینش و کیهان در این آیین است: زرتشت در آموزه‌های خود اعلام می‌دارد که جهان هستی دو مبدأ جداگانه دارد؛ بدی‌ها و رنج‌ها مخلوق انگره مینو (اهریمن) و نیکی‌ها و سودمندی‌ها آفریده‌ی اهوره مزدا هستند و آدمیان با گزینش آگاهانه و آزادانه‌ی راستی و نیکی در گیتی و حیات زمینی (که عرصه‌ی نبرد اورمزد و اهریمن است) و مبارزه‌ی تمام عیار با بدی‌ها، سعادت و کمال خود و رهایی آفرینش را از شر نیروهای زیانکار اهریمنی فراهم می‌آورند و سرانجام با نابودی کامل اهریمن و کارگزاران‌اش در هنگامه‌ی رستاخیز، ملکوت خداوند را بر زمین پاک و عاری از عیب، مستقر می‌سازند. بنابراین، انگاره‌ی «ثنویت» هم منشأ جهان هستی را تبیین می‌نماید، هم مقصد نهایی آن و هم وظیفه و جایگاه انسان را در این میان، که جملگی در محور تقابل و رویارویی دو بنیان ازلی و جداگانه‌ی هستی می‌گردد: اهوره مزدا و اهریمن.
موضوع دیگر آن که نسبت دادن آفرینش انگره مینو (اهریمن) به اهوره مزدا و در نتیجه تصور این که اهوره مزدا منشأ نهایی بدی نیز هست، از نگاه دین زرتشت کفر مطلق است. چرا که اهوره مزدا نه تنها ماهیتاً پاک و نیک است، بل که گزینش وی نیز در ازل راستی و نیکی‌ست و آفرینش وی نیز سراسر سودمند و نیک بوده و آرمان او نیز در خلقت گیتی و آدمی، صرفاً دور و عاری ساختن هستی از بدی و رنج و زیانی‌ست که اهریمن پدید آورده است. اساساً ویژگی و مشخصه‌ی بنیادین و معروف آیین زرتشت آن است که برای بدی‌ها و آفات گیتی ــ بر خلاف ادیان ابراهیمی ــ منشأیی مستقل و جداگانه قائل است و چنین بیان می‌کند که خداوندی که مظهر و منشأ خیر و نیکی‌ست، نمی‌تواند همزمان منشأ بدی و زیانکاری باشد و این امر با ذات مطلقاً پاک و نیک اهوره مزدا ناسازگار است. این نکته نیز گفتنی‌ست که در متون اوستایی و پهلوی، هیچ اِسناد و تصریحی به جدایی و جداگانگی سپند مینو از اهوره مزدا وجود ندارد: «سپند مینو» روح آفرینش‌گر اهوره مزداست و نه فرزند و زاده‌ی او و یا خدایی جدا و مستقل.


******

موضوع مقاله‌ی هفته‌ی آینده: «قوم آریایی»

داریوش کیانی
نویسنده و پژوهشگر در حوزه تاریخ، ادیان و اساطیر ایران
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :