فرهنگ ایران باستان
آرشیو وبلاگ
نویسنده: داریوش کیانی - ۱۳٩۳/٥/۱٢
  • باید آذربایجان خودش را از این لکه‌ای که می‌خواهند به او بچسبانند مبرا کند. تبرئه کند خودش را از این مردمی که با این اسم‌ها - اسم‌هایی که اصلاً مربوط به انسانیت و اسلام نیست - دارند یک همچو کاری می‌کنند که خلق آذربایجان را آلوده کنند. این یک مسئله‌ی مهمی است برای آذربایجان. آذربایجانی که در طول تاریخ مخالفت کرده است با این‌ها. زمان سابق که ایران را گرفته بودند و پیشه‌وری آن بساط را درست کرد، آذربایجان نجات داد ایران را ... آذربایجان باید خودش را از این‌ها نجات بدهد. باید خودش را از این عیبی که برایش درست می‌کنند، از این لکه‌ای که برایش می‌چسبانند، باید نجات بدهد خودش را. جوان‌های آذربایجانی باید نگذارند که این لکه به دامن آن‌ها بچسبد و در خارج، اشخاصی که نمی‌دانند، به اسم آذربایجان یک همچو مسائلی تمام بشود. و ما امیدواریم که این‌هایی که برای رسیدن به مقاصدی که طرحش از خارج دارد ریخته می‌شود، خارج است که این‌ها را راه می‌برد، راهنمایی می‌کند، آذربایجان به این توجه داشته باشد. آذربایجان همیشه سد محکمی در مقابل دشمنان ایران بوده است و آسیب‌پذیر نبوده است. آذربایجان آسیب‌پذیر نبوده است و نخواهد بود. (امام خمینی؛ صحیفه‌ی امام؛ تهران: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1378، ج 11، صص 528-526)


با فروپاشی پادشاهی خون‌ریز عثمانی - که ادعای خلافت و حکومت بر جهان اسلام را داشت - سران عثمانی جدید (ترکیه) برآن شدند که با راهبردی تازه سیطره‌ی خود را بر ملل خاورمیانه ادامه دهند. آنان با بهره‌گیری از زمینه‌چینی‌ها و تئوری‌سازی‌های صهیونیست‌هایی چون آرمینیوس وامبری و دیوید لئون کاهن - که بنیان‌گذاران راستین پان‌ترکیسم بودند - شروع به تبلیغ و ترویج این عقیده‌ی موهوم کردند که همه‌ی مردمان ترک‌زبان، از آسیای میانه تا شرق اروپا، همگی به اصل و نژاد و تبار واحد و برتر و دست‌نخورده‌ای متعلقند و از این رو می‌بایست همه‌ی آنان از دولت و سرزمین خود جدا شده کشور بزرگی را تحت عنوان ترکستان یا توران بزرگ و به پیشوایی عثمانیان/ ترکیه تشکیل دهند. سران این فرقه و مبلغان این ایدئولوژی - که «پان‌ترکیسم» نام‌ دارد و امروزه شاخ‌وبرگ بسیاری یافته - بیش از یک‌ونیم سده است که مشغول ترویج عقاید شوم و نژادپرستانه‌ی خودند اما برخورد آنان به سد بزرگی چون ملت مؤمن و میهن‌پرست ایران و نیز وجود اتحاد جماهیر شوروی در آن مقطع مانع از تحقق خواسته‌های پلید آنان شده است. باوجود این، رهبران این فرقه به‌ویژه در باکو به طور مستقیم و غیرمستقیم همچنان به تلاش خود برای ترویج اصول عقاید پان‌ترکیسم در شمال غرب ایران و در میان افراد ناآگاه و فریب‌خورده ادامه می‌دهند.
مهم‌ترین عقاید و آرای ترویجی پان‌ترکیسم در ایران، که با اسلام و ایران و نظام ولایی آن تضاد و مغایرت دارد، به شرح زیر است:
+ مواضع ضد ایرانی
پان‌ترکیسم وجود کشوری به نام «ایران» و نیز «هویت ایرانی»، «ملت و ملیت ایرانی» و «تمامیت ارضی ایران» را قبول ندارد بلکه - به پیروی از آموزه‌ی استالین - این سرزمین را متشکل از «ملت‌های» گوناگونی می‌داند که به زور و جبر حاکمان این کشور در یک‌جا گرد آمده‌اند و هر یک از این به اصطلاح ملت‌ها سرنوشت و هویتی جداگانه و منحصر به خود دارند و از این رو می‌باید به هر طریق ممکن خود را از سیطره‌ی ایران رها کنند و کشوری مستقل برای خود برپا سازند! پان‌ترکیسم «ایران» را نامی جعلی و متأخر می‌داند که برای همسان‌سازی «ملت‌های» گوناگون جمع شده در این کشور برساخته شده است!
یکی از پلیدترین، محوری‌ترین و خطرناک‌ترین عقاید ترویجی پان‌ترکیست‌ها آن است که استان آذربایجان (شرقی و غربی) نه جزء همیشگی و لاینفک ایران، بلکه اساساً کشوری مستقل و دارای ملیتی جداگانه است که از هر جهت (فرهنگ، تبار، هویت، تاریخ، عقاید) با دیگر ایرانیان و دیگر نواحی ایران مغایر و متفاوت است و تا به امروز نیز تنها با اجبار و فشار دولت ایران به خاک این کشور پیوسته مانده است! در یک کلام، به اعتقاد پان‌ترکیست‌ها، آذربایجانی‌ها به هیچ‌وجه «ایرانی» نیستند و نه تنها با مردم ایران هیچ‌گونه نقطه‌ی مشترکی ندارند، بلکه همواره «ملت‌هایی» دشمن بوده‌اند و «ملت و دولت» ایران نیز در حال حاضر «کشور و ملت» آذربایجان را تسخیر و تصرف کرده است!!!
پان‌ترکیست‌ها فقط با اتکا به موهومات جعلی و دروغین و فریبکارانه‌ی خود و بدون اتکا به هر نوع سند و مدرک معقول و اثبات‌پذیری، ایرانیان آذربایجانی را از اصل و تبار اهالی سرزمین مغولستان - مانند اغوزها - قلمداد می‌کنند و با این خدعه و ترفند می‌کوشند چنین جلوه دهند که اهالی این کشور مردمانی متحد و یگانه و با هویت و ملیت واحد و مشترک نیستند بلکه افرادی ازهم‌بیگانه‌اند و هیچ‌گونه همبستگی و پیوندی میانی اهالی کشور ایران وجود ندارد و از این رو آذربایجانی‌ها باید هرچه زودتر خود را از شرّ ایرانیان غیرترک‌زبان - که آنان را «فارس» می‌خوانند - رها کنند و کشور و سرزمین مستقل خویش را تشکیل دهند! انزجار پان‌ترکیست‌ها از ایرانیان - یا به قول آنان «فارس‌ها» - به حدی است که آنان از وقوع هر جنگی و یا حدوث هر سانحه‌ی مرگ‌باری در ایران و یا حتا باخت ایرانیان در میدان‌های ورزشی اظهار شادمانی و خشنودی می‌کنند!!!
پان‌ترکیسم برای وحدت‌شکنی و ایجاد نفاق در ایران و متفاوت‌ازهم جلوه دادن ایرانیان اقدام به نام‌گذاری و گروه‌بندی ایرانیان می‌کند و مردم این کشور را نه «ایرانی» بلکه «فارس» و «ترک» و امثال آن می‌خواند حال آنکه تا پیش از دوران قاجار که استعمارگران اروپایی برای نفاق‌افکنی میان ایرانیان و فروپاشی ایران شروع به نام‌گذاری و دسته‌بندی ایرانیان واحد کردند، هرگز «ایرانیان» به ترک و فارس و ... تقسیم‌بندی و نام‌گذاری نمی‌شدند. ایرانیان در شهر و دیار خود به هر زبانی که صحبت می‌کردند ایرانی و مسلمان بودند و هیچ‌گاه به صرف وجود تنوع زبانی و گویشی در ایران کسی در پی از هم‌بیگانه جلوه دادن ایرانیان و جعل نام و هویت و تبار متفاوت و جداگانه‌ای برای آنان برنیامده بود.
یکی دیگر از دسیسه‌های ضدایرانی پان‌ترکیسم، «آذربایجان» و «آذربایجان ش م ا ل ی» خواندن سرزمین‌های شمالی رود ارس - که تا پیش از 1918 میلادی آلبانیا و اران خوانده می‌شد - و «آذربایجان ج ن و ب ی» نامیدن استان آذربایجان ایران است. پان‌ترکیست‌ها با بهره‌گیری از این شگرد می‌خواهند چنین تبلیغ و وانمود می‌کنند که گویا این دو سرزمین در آغاز یگانه و واحد بوده‌اند اما بعدها دولت ایران و روسیه به زور و جبر آن را میان خود تقسیم کرده‌اند و با این اوصاف باید این دو سرزمین مانند گذشته به یکدیگر بپیوندند و کشور واحد و مستقلی را تشکیل دهند! پان‌ترکیست‌ها هرچند وقت یک‌بار در یکی از شهرهای امریکا یا اروپا گرد هم آمده، ضمن هماهنگی با حامیان و رهبران خود در این کشورها، اعلامیه‌هایی را در ضرورت - به گفته‌ی آنان - قیام مردم آذربایجان برضد نظام جمهوری اسلامی ایران و تشکیل کشوری خودمختار و مستقل (اما در واقع تحت حاکمیت باکو) صادر می‌کنند و دستورها و دستمزدهای لازم را برای عُمال و عمله‌ی خود در منطقه ارسال می‌کنند.
پان‌ترکیست‌ها زبان فارسی را - که رکنی مهم از ارکان هویت ملی ایران و گنجینه‌ی بزرگ‌ترین آثار ادبی جهان است - به عنوان زبان ملی و مشترک و تاریخی ایرانیان قبول ندارند بلکه آن را زبانی تحمیلی و حقیر به شمار می‌آورند؛ گاهی آن را لهجه‌ای از زبان عربی می‌خوانند (!) و گاه ادعا می‌کنند که زبان فارسی، زبان ایرانیان نبوده بلکه اغوزهای مغولستانی این زبان را چون کالایی از ماوراء النهر وارد ایران نموده و در این کشور ترویج کرده‌اند!!! پان‌ترکیست‌ها در تجمعات خود بارها اقدام به سوزاندن کتاب‌های فارسی کرده و از این طریق شدت انزجار خود را از فرهنگ و تمدن و هویت ایرانی به نمایش گذاشته‌اند.
آنان تا جایی که ممکن باشد می‌کوشند شخصیت‌های نام‌دار و برجسته‌ی ایرانی را ترک‌تبار جلوه دهند (حتا شخصیتی چون زرتشت را) و در صورت ناممکن شدن و نگرفتن این خدعه و شعبده، به تقبیح و منکوب کردن مفاخر و شخصیت‌های تاریخی آن روی می‌آورند. از این روست که شمار زیادی از شخصیت‌های تاریخی و افتخارآفرین ایران، از کورش کبیر تا فردوسی و شاه عباس کبیر همواره مورد انزجار و نفرت و هجمه‌ی پان‌ترکیست‌ها قرار می‌گیرند.
پان‌ترکیست‌ها هیچ گاه از بابت کشتار سراسری ایرانیان مظلوم به دست مهاجمان بیگانه و درنده‌ای چون اغوزها و مغول‌ها اظهار تأسف و اندوه و انزجار نمی‌کنند و گویی که نمایندگان و حامیان و اولاد و وُراث این بیگانگان ایرانی‌کُشند، نه تنها می‌کوشند آنان را از جنایت‌هایشان تبرئه کنند بلکه آنان را به جهت تاراج و کشتار ایرانیان و به توبره کشیدن خاک ایران تشویق و تحسین و تمجید می‌کنند! پان‌ترکیست‌ها از آن رو که خود را نه ایرانی بلکه از سلاله و تبار اهالی مغولستان می‌دانند اهمیتی به خون‌های بر زمین ریخته مردمان و زنان و کودکان ایرانی به دست مهاجمان ددمنش مغولستانی نمی‌دهند و «نژاد برتر مغولستانی» را به سبب «برگزیده بودن» مجاز و مختار به ارتکاب هر جنایت و رذالتی در حق دیگر مردمان می‌دانند.
یکی دیگر از اقدامات ایران‌ستیزانه‌ی پان‌ترکیست‌ها برای هویت‌زدایی از آذربایجان همیشه ایرانی، تغییر نام‌های جغرافیایی و اسامی شهرهای آذربایجان در رسانه‌ها و تبلیغاتشان است. چنان‌که تبریز را توروز (Turuz)، ارومیه را اورمو (Urmu) و مراغه را ماراغا می‌خوانند و با این شعبده و فریب، به خیال خود، اغوزتبار بودن ایرانیان آذربایجانی را ثابت می‌کنند!!!
+ مواضع ضداسلامی
اصول عقاید ترویجی فرقه‌ی پان‌ترکیسم یکسره مخالف اسلام و آموزه‌های انسان‌ساز آن است. معتقدان این ایدئولوژی ضداسلامی و نژادپرستانه برخلاف دستور صریح قرآنی که هیچ یک از ابنای بشر به جز در پارسایی بر دیگری برتری و رجحانی ندارند، بر این باورند که مردمان بومی مغولستان - مانند اغوزها و مغول‌ها - صاحب نژادی برتر و آسمانی هستند و همه‌ی تمدن‌های بشری را همین نژاد موهوم ایجاد نموده و دیگر ابنای بشر فرودست و جیره‌خوار آنانند! ایدئولوژی پان‌ترکیسم برخلاف نص قرآن و دیگر کتب آسمانی - که همه‌ی انسان‌ها را از نسل آدم و حوا (علیهما سلام) می‌دانند - برآن است که «نژاد برتر و برگزیده‌ی مغولستانی» (که ایرانیان آذربایجانی را نیز بدان نسبت می‌دهند) حاصل و نتیجه‌ی آمیزش پسربچه‌ای با ماده‌گرگی است که آن را بُزقورد می‌خوانند و همواره این حیوان را به عنوان مادر خویش می‌پرستند و در اجتماعاتشان با دست‌های خود شکل سر این گرگ را نشان می‌دهند و باور عمیقشان را به این حیوان و نقشی که برای آن قائلند، اعلام می‌کنند!
پان‌ترکیست‌ها پیامبر اعظم (صلوات الله علیه) و دیگر انبیای الهی (سلام الله علیهم) و نیز ائمه‌ی اطهار (علیهم سلام و تهیات) را به عنوان اُسوه‌ها و آموزگاران راستین بشر قبول ندارند بلکه بنیان‌گذار افسانه‌ای یکی از تیره‌های مغولستانی به نام اغوزخان، فرد خون‌خواری چون چنگیز و نیز راهزنانی از قفقاز (همچون قاچاق‌نبی) و از آناتولی (مانند کوراوغلو) را اسوه و قهرمان و الگوی خود می‌دانند و می‌کوشند که ایرانیان آذری‌ آن بیگانگان را این‌گونه تلقی کنند و بپذیرند!
پان‌ترکیست‌های ذاتاً و قلباً اعتقادی به اسلام ندارند. آنان همواره خدایان قبایل مغولستانی و نیز خدایان سومریان باستانی را - که به عبث می‌کوشند به مغولستانیان ربطشان دهند - بزرگ می‌دارند و تبلیغ می‌کنند و آیین‌ها و آداب و مراسم کافرانه‌ی شمنیست‌های مغولستان را ترویج و تقدیس می‌کنند. آنان تنها بر حسب ضرورت و نیاز و یا در تلاش برای مظلوم‌نمایی، ژست مسلمانی به خود می‌گیرند.
+ مواضع ضدولایی
در حالی که بنا به اعتقاد راستین شیعیان، حکومت از آن نبی اکرم (صلوات الله علیه) و سپس ائمه‌ی اطهار (علیهم سلام) است و در حال حاضر و در عصر غیبت نیز فقیه عادل و عالم و نایب حضرت قائم (عج الله تعالی فرجه) در رأس نظام اسلامی قرار دارد، معتقدان و پیروان پان‌ترکیسم، نظام ولایی جمهوری اسلامی ایران را همواره و از طریق رسانه‌های پرشمار خود متهم به تبعیض و ظلم نسبت به آذری‌ها می‌کنند و مدعی‌اند که حکومت اسلامی ایران، آذربایجانی‌ها را فقیر و عقب‌مانده و دربند نگاه داشته است!!! حال آنکه آذربایجان پیوندی عمیق با تشیع و ایران دارد و در هر دوره‌ای از تاریخ ایران، به ویژه در دوران کنونی، یکی از مرفه‌ترین، آبادترین و پیشرفته‌ترین مناطق ایران بوده است.
پان‌ترکیست‌ها نظام ولایی و مردمی جمهوری اسلامی ایران را در گفتارها و نوشتارهای خود بی‌محابا و گستاخانه به استثمارگری و شووینیسم و ... متهم می‌کنند و چون اعتقادی به اصل قرآنی «أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُم» و حکم نبوی «انَّ العلماء وَرثة الانبیاء» و «الفقهاء امناء الرسل» ندارند و از زمامداری فقیه عادل بر جامعه‌ی اسلامی تمکین نمی‌کنند، در پی خروج از سایه‌ی زعامت ولی فقیه و رفتن به زیر بیرق رژیم فاسد و سکولار باکو هستند و از این روست که پان‌ترکیست‌های داخلی در ورزشگاه‌ها یا تجمعات خود همواره پرچم دولت باکو یا حتی ترکیه را به دست‌ می‌گیرند و به اهتزاز درمی‌آورند.
آنچه مسلم است، پان‌‌ترکیسم فرقه و جریانی ضاله و معاند و ویرانگر است که با اتکا به پشتیبانی انکارناپذیر دولت‌های استکباری - که خواهان فروپاشی نظام جمهوری اسلامی ایران و تکه‌تکه شدن ایرانند - با هزاران خدعه و نیرنگ و با بهره‌گیری از رسانه‌های بی‌شماری که در اختیار دارد می‌کوشد درآغاز، عقاید و تعهدات دینی و ملی ایرانیان را سست و نابود کند و سپس با این تمهیدات، هویت و وحدت ملی ایرانیان و تمامیت ارضی ایران را نقض کند و سرانجام نظام و سرزمین مقدس ایران را از هم بپاشد. با این وصف، بر آحاد مردم ایران و مسئولان ذی‌ربط فرض و واجب است که در برابر تحرکات پیدا و پنهان این فرقه و جریان شوم و پلید هُشیاری بیشتری به خرج دهند و با بهره‌گیری از ابزارهای موجود این دشمنان قسم‌خورده‌ و گستاخ نظام و سرزمین ایران را برای همیشه معدوم و ریشه‌کن سازند.

افرادی که در یکی از ورزشگاه‌های فوتبال پرچم دولت باکو را به دست گرفته‌اند!

در پارچه‌نوشته‌ای که پان‌ترکیست‌ها در این ورزشگاه فوتبال به دست گرفته‌اند نوشته شده: «آذربایجان ج ن و ب ی (متعلق به) ایران نیست.»

داریوش کیانی
نویسنده و پژوهشگر در حوزه تاریخ، ادیان و اساطیر ایران
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :