فرهنگ ایران باستان
آرشیو وبلاگ
نویسنده: داریوش کیانی - ۱۳۸٦/٧/۱۸
خواننده‌ي گرامي آقاي هرمز نوشته‌اند: «جناب کيانی به نظر بنده بد نيست کتابی هم در رابطه با تاريخ ماد بنويسيد. کتاب شما در باره هخامنشيان بسيار آموزنده و حاوی نکته‌های جديد و جالبی بود. جای تاريخ ماد خالي است».
+ اتفاقا در پيوند با تاريخ ماد پژوهش جامع و روشمندي را انجام داده و تاريخ اين بخش از ايران را تا زمان چيرگي تركمانان بر آذربايجان بررسي كرده‌ام. اميدوارم بتوانم اين كتاب را ظرف يكي دو سال آينده به دست ناشر بسپارم.

دوست ارجمند آقاي فرناباز كارن (+) نوشته‌اند: «جناب آقای احمدی! نوشته شما را درباره عدم استقبال زرتشتیان از کتابهای شما خواندم. باید به ریشه های این عدم استقبال اندیشید. بخشی از آن مربوط به شرایط موجود است که آن‌ها از این در بیم‌‌اند که به انجام [ دادن] برخی از فعالیت‌ها متهم شوند. اما بخش بزرگ‌تر مربوط به خود ماست. باید به این اندیشید که چرا مردانی مانند شادروان پورداود چنان اعتماد و خشنودی آن‌ها را بدست آورد که آنها او را حتا از خود می دانستند. چرا پروفسور مری بویس با آنها به راحتی نشست و برخاست می نمود و چرا آنها به مهرداد بهار و ... احترام می گذارند. و چرا کسانی مانند رضامرادی غیاث آبادی که یک تحصیل کرده است با دیدگاههای خود مثلاً درباره بودن جشنی بنام سروشگان باعث رنجش و خشم آنها هم شد. چرا کسانی که مدعی مطالعه و پژوهش درباره تاریخ ایران و دین زرتشت هستند در کار خود راستی و صداقت ندارند و فکر منافع شخصی خود هستند. برای اینکه بتوان اعتماد آن‌ها را جلب نمود باید مانند خود آن‌ها اندیشید و در کار خود راستی داشت. این را نمی گویم که خدای ناکرده بگویم که شما درکار خود صداقت ندارید. اتفاقا با نوشتن کتاب هزاره های پرشکوه راستی خود را نشان دادید. کاری که از این همه استاد و تحصیل کرده داخل ایران برنیامد. منظورم این است جلب اعتماد آنها بسیار سخت است و نیاز به تلاش و کوشش فراوان و نه کسب شهرت و درآمد دارد و من هم اتفاقاً مشکل شما را دارم».
+ بديهي است كه وجود اعتماد متقابل منجر به تفاهم بيش‌تر و ميان‌كنش‌هاي افزون‌تر ميان ايرانيان مسلمان و ايرانيان زرتشتي و دگركيش مي‌شود. اما به گمان‌ام سرچشمه اين دست مشكلات فقط عدم اعتماد نيست، بل كه اين حقيقت است كه زرتشتيان خود را به واقع يك «اقليت» مي‌دانند و اين اقليت بودن و انزواي ناشي از آن براي آنان مبدل به هويتي تاريخي و اجتماعي شده و جايگاه خاص و معيني را در ساخت و بافت جامعه‌ي ايران بدانان بخشيده است. بنابراين زرتشتيان ناخودآگاه با پرهيز از برقراري روابط گسترده و متسمر و نزديك با ايرانيان مسلمان، مي‌كوشند با ممانعت از خروج خويش از انزواي «اقليت بودن»، مانع از آسيب خوردن به اين هويت تاريخي و اجتماعي ديرپاي خود شوند. برداشت من چنين است.
داریوش کیانی
نویسنده و پژوهشگر در حوزه تاریخ، ادیان و اساطیر ایران
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :