فرهنگ ایران باستان
آرشیو وبلاگ
نویسنده: داریوش کیانی - ۱۳۸٦/۱/۱٩
+ در حالي كه شايعات و گمانه‌زني‌هاي مربوط به حمله‌ي احتمالي ايالات متحده امريكا به ايران در طول چند هفته‌ي گذشته فروكش كرده بود، خبرگزاري روسي «ريانوستي» روز جمعه 30 مارس/ 10 فروردين در خبري به نقل از «منابع جاسوسي روسيه در امريکا» ادعا کرد که نيروهاي مسلح امريکا عملاً مرحله‌ي آماده سازي حمله‌ي احتمالي به ايران را به پايان رسانده و براي حمله‌ي موشکي به ايران در نيمه‌ي اول آوريل/ نيمه‌ي دوم فروردين آماده مي‌شوند. اين خبر بي‌سابقه‌ي «ريانوستي» در حالي منتشر شده است که اين خبرگزاري روس چند روز پيش نيز به نقل از «يک مقام عالي‌رتبه در نيروهاي مسلح روسيه» از افزايش تحرکات امريکا در حوالي مرزهاي ايران خبر داده بود. ريانوستي در خبر خود افزوده است: «فرماندهي امريکا در نيمه‌ي اول ماه آوريل آماده‌ي حمله خواهد بود، اما تصميم به آغاز عمليات جنگي را بايد مقامات سياسي امريکا اتخاذ کنند. ممکن است در صورت رخ دادن حمله، پس از ضربات موشکي و ارزيابي خسارات وارده به نيروهاي مسلح ايران و نيز تحليل اوضاع سياسي - اجتماعي حاکم بر ايران پس از حمله، پنتاگون تصميم به آغاز عمليات زميني بگيرد» (+)! از سوي ديگر، پنتاگون اعلام کرد ناو هواپيمابر «نيميتز» و کشتي‌هاي پشتيبان آن روز دوشنبه 2 آوريل/ 13 فروردين امريکا را به مقصد خليج فارس ترک خواهند کرد تا به دو ناو هواپيمابر ديگر امريکايي که قبلاً وارد اين منطقه شده‌اند، بپيوندد. بدين‌ترتيب به نظر مي‌رسد که قواي نظامي واشنگتن در منطقه به تدريج از سطح حمله به عراق نيز فراتر خواهد رفت (+). با انتشار اين اخبار، روز سه شنبه 3 آوريل/ 14 فروردين «سرگئي لاوروف» وزير امور خارجه، «ژنرال يوري بالويفسکي» رييس ستاد مشترک ارتش و «آندره دنيسف» معاون اول وزير خارجه روسيه در سخنان خود تأکيد کردند که احتمال تعرض نظامي ايلات متحده به ايران افزايش يافته و در عين حال به امريکا هشدار دادند که چنين اقدامي کاملاً غيرقانوني و بسيار خطرناک خواهد بود (+). در همين پيوند، وزارت دفاع جمهوري آذربايجان (اران) با انتشار بيانيه‌اي رسماً اعلام کرد که باکو به هيچ کشوري اجازه استفاده از قلمرو آن کشور را براي انجام دادت عمليات نظامي عليه کشور ديگر نخواهد داد. اين در حالي است که رسانه‌هاي روسي طي هفته‌هاي گذشته بارها به طرح اين شايعه دامن زده‌اند که ايالات متحده در صورت نياز به انجام دادن يک حمله‌ي زميني ضربتي کوتاه مدت عليه اهداف مورد نظر در خاک ايران از پايگاه‌هاي مستقر در خاک جمهوري آذربايجان استفاده خواهد کرد. با اين‌حال «زردشت علي‌زاده» يک تحليل‌گر سياسي اپوزيسيون دولت باكو مي‌گويد يقين دارد که علي‌اف از آن دسته افرادي است که اگر تحت فشار قرار گيرد هر لحظه ممکن است موضع خود را تغيير دهد: «اگر چنين درخواستي از سوي دولت آمريکا مطرح شود من شخصاً ترديد دارم که او بتواند در برابر واشنگتن مقاومت کند» (+). از سوي ديگر، روز شنبه 7 آوريل/ 18 فروردين روزنامه‌ي انگليسي گاردين در خبري اعلام کرد که امريکا قصد داشته است به بهانه‌ي بازداشت 15 نظامي بريتانيايي در ايران، به گزينه‌هاي نظامي روي آورده و حتي حملات نظامي محدودي را به جمهوري اسلامي انجام دهد. به نوشته گاردين، «امريكا پيش‌نهاد كرده بود که انگلستان گزينه‌هايي نظامي را عليه ايران اتخاذ كند اما لندن با رد اين پيش‌نهاد، خواستار دور ماندن امريکا از بحران و حتي تعديل لحن کاخ سفيد شده بود».
+ بحران ديپلماتيك برآمده از بازداشت 15 نظامي انگليسي در شرايطي به پايان رسيد كه روز جمعه 30 مارس/ 10 فروردين وزراي امور خارجه‌ي کشورهاي اتحاديه‌ي اروپا در بيانيه‌اي به ايران هشدار دادند که در صورت مورد توجه قرار نگرفتن خواست آنان مبني بر آزادي نظاميان بازداشتي انگليس، «تدابير مناسبي» را اتخاذ خواهند کرد و از دولت جمهوري اسلامي خواستند «بدون درنگ» دولت انگلستان را از محل نگه‌داري بازداشت شدگان آگاه کند. روز شنبه 31 مارس/ 11 فروردين نيز جورج بوش، رييس جمهور ايالات متحده، در نخستين موضع‌گيري خود در اين باره، نظاميان بازداشتي انگليسي را «گروگان» خواند و خواستار آزادي هر چه سريع‌تر آنان شد و اظهار داشت كه از تلاش‌هاي توني بلر، نخست وزير انگلستان، براي حل مسالمت آميز اين مسأله حمايت مي‌کند. از سوي ديگر روز چهارشنبه 28 مارس/ 8 فروردين عده‌اي از سربازان انگليسي در بصره وارد محوطه‌اي شدند که سرکنسولگري ايران در آن جا قرار دارد و شروع به تيراندازي کردند. دقايقي بعد با افزوده شدن به تعداد اين عده که عملاً سرکنسولگري را در حلقه‌ي محاصره گرفته بودند، عملات ايذايي شدت گرفت تا سرانجام اين گروه به محاصره‌ي محل پايان دادند. در واكنش به اين اقدام، وزارت امور خارجه‌ي ايران روز يک‌شنبه اول آوريل/ 12 فروردين يادداشت اعتراض آميزي را به سفارت انگلستان در تهران تسليم نمود و در آن خواستار احترام نيروهاي انگليسي در عراق به مقررات بين ‌المللي ناظر به حفظ مصؤونيت محل‌هاي ديپلماتيک شد. از سوي ديگر، علي لاريجاني، دبير شوراي امنيت ملي ج.ا. ايران، روز دوشنبه 2 آوريل/ 13 فروردين در مصاحبه با شبکه چهار تلويزيون انگلستان گفت ايران تمايلي به پيچيده‌تر کردن اوضاع ندارد و علاقه‌مند است تنش دو کشور از راه‌هاي ديپلماتيک حل شود. وي در ادامه افزود كه: نيازي به محاکمه‌ي ملوانان و تفنگ‌داران دريايي انگلستان نيست و اولويت ما حل مسأله از طريق کانال‌هاي ديپلماتيک است. اما توني بلر روز سه شنبه 3 آوريل/ 14 فروردين در گفت‌‌وگويي راديويي با تعيين يک ضرب‌الاجل 48 ساعته براي مذاکره با ج.ا. ايران تأکيد کرد که دو روز آينده براي حل اين مسأله از طريق روش‌هاي ديپلماتيک بسيار سخت و تعيين‌کننده خواهد بود. او گفت چنان چه مذاكرات دو کشور براي بازگرداندن فوري ملوانان و تفنگ‌داران انگليسي شکست بخورد در‌ آن صورت «موضع انگلستان در قبال ايران به گونه‌اي فزاينده سخت‌تر خواهد شد».
سرانجام 15 عضو نيروي دريايي انگلستان پس دوازده روز بازداشت، روز چهارشنبه 4 آوريل/ 15 فروردين در حضور رييس جمهور ايران آزاد و روز پنج‌شنبه عازم كشور خود شدند. احمدي‌نژاد در نشستي كه خبر آزادي بازداشت شدگان انگليسي را در آن اعلام نمود گفت كه دولت انگلستان نامه‌اي به ايران فرستاده و تعهد داده که نظاميان‌اش در آينده به حريم ايران وارد نخواهند شد، اما تصميم به آزادسازي نظاميان انگليسي ارتباطي با اين نامه ندارد، بل که آزادي آنان ناشي از «رأفت اسلامي» و هديه‌اي از جانب ملت ايران است که در ايام تولد پيامبر اسلام و عيد پاک اعطا مي‌شود. علي اکبر ولايتي، مشاور رهبر جمهوري اسلامي ايران در امور بين المللي، در گفت‌وگويي با شبكه‌ي دو سيما اظهار داشت که تهران در روز سه شنبه نامه‌اي از انگلستان دريافت کرد که در آن به جهت «تعرض» نيروهاي آن كشور به آب‌هاي ايران عذرخواهي شده بود. با وجود اين، ساعاتي پس از آزادي و بازگشت نظاميان انگليسي، توني بلر گفت كه: نظاميان آن كشور بدون هر گونه معامله، مذاکره و توافق‌هاي حاشيه‌اي با ايران آزاد شده‌اند (+). از سوي ديگر، شش تن از پانزده سرباز نيروي دريايي انگلستان روز جمعه 6 آوريل/ 17 فروردين در نخستين نشست مطبوعاتي خود، در شرح چندوچون بازدشت خود بيانيه‌اي را از روي كاغذ (!) خواندند و در آن مدعي بدرفتاري و اِعمال فشارهاي رواني از سوي بازجويان خود شدند و حضورشان را نيز در آب‌هاي ايران انكار كردند (+). ساعاتي پس از برگزاري اين نشست، سخن‌گوي وزارت امور خارجه‌ي ايران اين اظهارات را اقداماتي نمايشي و تبليغاتي خواند و تصريح کرد که اين نوع اقدامات نمي‌تواند بر نقض آب‌هاي سرزميني جمهوري اسلامي ايران و تخلفات مكرر نظاميان انگليسي در ورود غير مجاز به حريم سرزميني ايران سرپوش بگذارد. وي افزود: انتقال بلافاصله‌ي تفنگ‌داران آزاد شده به پايگاه نظامي، القاي دستور‌العمل‌هاي ديكته شده و هماهنگي رسانه‌هاي انگليسي و امريكايي در انتشار همزمان كنفرانس مطبوعاتي هدف‌مند نمي‌تواند خدشه‌اي بر قرائن و مدارك متقن و مستند موجود در نقض حريم سرزميني جمهوري اسلامي ايران از سوي نظاميان انگليسي وارد كند.
+ در يادداشت هفته‌ي گذشته (10) مطلبي را درباره‌ي انتشار گسترده‌ي تقويم‌هاي تركي نوشته بودم كه در تكميل آن بايد بيافزايم كه پان‌تر‌ك‌ها با انتشار اين تقويم‌ها، و ابزارهاي تبليغاتي مشابه آن، دقيقاً در جهت سست كردن پيوند و همبستگي ايرانيان آذري با ديگر هم‌ميهنان خود، و خلق هويت و تباري جداگانه براي آنان، و در مقابل، القاي پيوند و همبستگي هويتي و ملي آنان با كشورهاي ديگر (مشخصاً اران و تركيه) گام برمي‌دارند. در تقويم ياد شده به جاي درج مناسبت‌هاي ملي ايراني و سالروز‌هاي مربوط به شخصيت‌هاي ايراني، مناسبت‌هاي مربوط به كشورهاي اران و تركيه با تأكيد قيد شده‌اند. پان‌ترك‌ها‌‌ي تجزيه‌طلب عملاً با اين ترفند، كه در ظاهر چندان توجه‌برانگيز نيست، به سادگي مناسبات و علائق و پيوندهاي ملي ايرانيان ترك‌زبان را با ديگر هم‌ميهنان خود قطع مي‌كنند و همبستگي همه جانبه با كشورهاي اران و تركيه را جاي‌گزين آن مي‌كنند و بدين ترتيب مخاطبان خود را به ميهن‌ستيزي و بيگانه‌پرستي و سرانجام «تجزيه‌طلبي» وادار مي‌سازند.
+ يكي از پيام‌گذاران پان‌ترك اين وبلاگ پس از آن كه نخست افشاگري‌هاي مرا عليه اقدامات تجزيه‌طلبانه‌ي پان‌ترك‌هاي نژادپرست توهين به «ملت آذربايجان» خواند و سپس در برابر اصرارهاي مكرر من براي ارائه‌ي فقط و فقط يك استدلال علمي و منطقي در اثبات «ترك‌تبار» بودن ايرانيان آذري، و عجز و ناتواني‌اش در اجابت اين خواسته، مرا به جهل و ناداني محكوم كرد، سرانجام چهره‌ي واقعي همه‌ي پان‌ترك‌هاي ساده‌لوح و فريب خورده را هويدا ساخت و با بيان اين كه «زبان ايلامي‌ها و مادها يك زبان بوده» نشان داد «جهالت و گمراهي» ويژگي پي روان كدام فرقه است. در واقع پيام‌گذار نام‌برده بدون داشتن هر گونه مطالعه و درك علمي، نعل به نعل از القائات مسموم نظريه‌پردازان پان‌تركيسم پي روي كرده و ايلاميان و مادها (و البته همه‌ي ديگر تمدن‌هاي كهن بشري را) «ترك» و در نتيجه قومي واحد و يگانه انگاشته است! من در يكي از يادداشت‌هاي قديمي خود (+) با ذكر دلايل و اسناد معتبر بسيار، به وضوح نشان داده‌ام كه كه مادها قومي ايراني (آريايي) بوده‌اند، و از اين رو ضرورتي در تكرار آن‌ها در اين جا نمي‌بينم.
نویسنده: داریوش کیانی - ۱۳۸٦/۱/۱٢
+ 24 مارس/ 4 فروردين قطع‌نامه‌ي 1747 شوراي امنيت سازمان ملل به اتفاق آراي 15 عضو آن به تصويب رسيد. اين قطع‌نامه افراد و شركت‌هاي بيش‌تري را كه گفته مي‌شود با برنامه‌هاي هسته‌اي و موشكي ايران مرتبط‌اند، تحريم كرده و کشورهای جهان را ملزم ساخته است كه با اين شرکت‌ها و افراد معامله نکرده و دارايی‌های آن‌ها را مسدود کنند. همچنين اعطاي تسهيلات مالي و وام‌هاي بانكي به ج.ا. ايران و نيز خريد يا فروش اسلحه از / به ايران ممنوع شده است. طبق اين قطع‌نامه، ج.ا. ايران 60 روز فرصت دارد كه فعاليت‌هاي غني‌سازي خود را متوقف كند (+). در واكنش به تصويب اين قطع‌نامه دولت ج.ا. ايران اعلام داشت كه بخشي از همکاري‌هاي سازمان انرژي اتمي ايران با آژانس بين المللي انرژي اتمي تا زمان بازگشت پرونده هسته‌اي اين کشور از شوراي امنيت به آژانس و عادي شدن روند آن متوقف مي‌شود. از سوي ديگر، 26 مارس/ 6 فروردين رهبران چين و روسيه در مسکو بيانيه‌اي منتشر کردند که در آن ضمن حمايت از «روش هاي مسالمت آميز» به عنوان «تنها راه حل»، از ايران خواسته‌اند تا «گام‌هاي سازنده‌ي لازم را براي اجراي کامل قطع‌نامه‌ي شوراي امنيت» بردارد. چين و روسيه با وجود روابط نسبتاً گسترده‌ي اقتصادي با ايران به هر دو قطع‌نامه‌ي به تصويب رسيده عليه اين کشور در شوراي امنيت (1737 و 1747) رأي مثبت داده‌اند.
+ 23 مارس/ 3 فروردين، پانزده ملوان و تفنگ‌دار دريايي انگليس پس از بازرسی يک کشتی تجاری هندی، به علت تجاوز به مرزهاي آبي ايران بازداشت شدند. در واكنش به دستگيري اين افراد دولت بريتانيا روز چهارشنبه، 28 مارس/ 8 فروردين اعلام کرد که تا زمان آزادی ملوانان و تفنگ‌داران بازداشت شده‌ي اين کشور، روابط رسمی خود با ايران را به حالت تعليق در می‌آورد. جان بولتون سفير سابق و تندرو ايالات متحده در سازمان ملل متحد نيز گفت: «پاسخ درست به اقدام ايران افزايش فشار بر اين کشور، افزايش تحريم‌های بين المللی اقتصادی آن و افزايش انزوای بين المللی تهران با همراهی واشنگتن است»! صدراعظم آلمان، مسئول سياست خارجی اتحاديه‌ي اروپا، و دبيرکل سازمان پيمان آتلانتيک شمالی (ناتو) نيز اقدام ايران در بازداشت ملوانان و تفنگ‌داران دريايی بريتانيايی را غيرقانونی خواندند و وزارت امور خارجه فرانسه نيز سفير ايران در پاريس را احضار و اعتراض خود به اقدام ايران را اعلام کرد. شورای امنيت سازمان ملل نيز بيانيه‌اي را منتشر كرد كه در آن نسبت به بازداشت 15 ملوان بريتانيايي توسط ايران ابراز نگرانی شده است. روشن است كه فشارهاي اخير شوراي امنيت بر ايران و دشواري‌هاي متعاقب آن موجب زبان‌درازي و پرخاش‌گري كشورهاي غربي نسبت به بازداشت قانوني نظاميان متجاوز انگليسي شده است. از سوي ديگر رسانه‌هاي ايران مصاحبه‌ها و نامه‌هايي را از بازداشت شدگان منتشر كردند كه افراد مذكور در آن‌ها به تجاوز به مرزهاي آبي ايران اعتراف كرده و از اين بابت عذرخواهي كرده‌اند. فی ترنی، ملوان زن بريتانيايی عضو اين گروه بازداشت شده در يكي از نامه‌هاي منتشر شده‌ي خود با تأکيد بر اين که ملوانان بريتانيايی به جهت ورود غيرقانوني به آب‌های ايران بازداشت شده‌اند، گفته است: «از نمايندگان مجلس عوام [انگلستان] می‌پرسم، پس از آن که دولت قول داد که ديگر چنين اتفاقی (تجاوز به مرزهاي ايران) نخواهد افتاد، چرا آنان اجازه دادند چنين اتفاقی بيافتد و چرا دولت را برای اين موضوع مورد سؤال قرار نداده‌اند». في ترني در سومين نامه‌ی منتشر شده از سوي وي، علاوه بر درخواست مجدد خروج ارتش بريتانيا از عراق، به انتقاد از سياست‌های نخست وزير بريتانيا و رييس جمهور امريکا نيز پرداخته و از دولت بريتانيا خواسته است كه رفتار خود را با مردم ايران تغيير دهد.
+ با وجود تلاش‌هاي ايران براي جلوگيري از حراج 18 اثر باستاني به تاراج رفته از دره‌ي هليل رود در نزديكي جيرفت، در گالري موسوم به بركات در لندن (كه متعلق به يك خانواده‌ي يهودي است)، دادگاه عالی بريتانيا رأي به مجاز بودن حراج اين آثار ارزشمند داد. سفارت ايران در لندن بيش از دو سال پيش پس از آگاهي از حراج آثار مزبور در گالری برکات، موضوع را به سازمان ميراث فرهنگی اطلاع داد و سپس از طريق دفتر خدمات حقوقی ايران در پاريس و از طريق طرح دعوی در دادگاه، تلاش برای بازگرداندن اين آثار را آغاز کرد، كه متأسفانه تاكنون نتيجه‌اي نداشته است.
+ تفرقه‌افكني ميان ملت يكپارچه و واحد ايران، با طرح اين ادعاي باطل كه مردم اين كشور متشكل از اقوام يا ملت‌هايي (!) مختلف و با هويت و سرنوشت و سرگذشتي جداگانه و متفاوت به نام‌هاي «فارس» و «ترك» و ... است، توطئه‌ي بزرگي است كه به گونه‌اي خزنده و سازمان يافته به دست جريانات تجزيه‌طلب و با حمايت مادي و معنوي دولت‌هاي متخاصم بيگانه در حال اجرا است. واقعيت آن است كه از زمان حاكميت پارس‌ها در طي سده‌هاي ششم تا چهارم پيش از ميلاد، جماعات پراكنده‌ي ساكن در سرزميني كه سپس ايران ناميده ‌شد، به سوي وحدت و يكپارچگي سياسي و سرانجام فرهنگي گام برداشتند و در نهايت، در عصر ساسانيان به چنان وحدتي دست يافتند كه ديگر همه‌ي مردمان ساكن در اين سرزمين پهناور، «ايراني» ناميده مي‌شدند (نگاه كنيد به كتيبه‌ها و سكه‌هاي شاهانه‌ي بازمانده از آن دوران). البته بيگانگان (مانند يونانيان و روميان و اعراب) به جهت فرما‌ن‌روايي ديرپاي پادشاهان برآمده از منطقه‌ي پارس (يعني هخامنشيان و ساسانيان) كليت و تماميت كشور ايران را «پارس» مي‌خواندند. بدين ترتيب، و با توجه به يكپارچگي فرهنگي و سياسي و هويتي ساكنان ايران‌زمين، دست‌كم تا سده‌ي نوزدهم ميلادي، هرگز و در هيچ متن و سندي، مردم اين سرزمين به «اقوامي» مختلف و متفاوت تقسيم نشده‌اند و تنها عامل تمايزگذاري ميان مردم، جايگاه و موقعيت اجتماعي آنان بوده است. اما از سده‌ي نوزدهم ميلادي به بعد، و به ويژه در اوايل قرن بيستم، شمار‌ي از دولت‌هاي استعمارگر، مانند انگلستان و روسيه، براي تضعيف و تجزيه‌ي كشورهاي بزرگ مشرق‌زمين از طريق تفرقه‌افكني بين مردمان آن، با تبليغاتي بسيار گسترده، ساكنان اين كشورها را «اقوامي» مختلف و متفاوت از هر لحاظ جلوه دادند كه تنها به جهت ضرب و زور حاكمان مستبدشان در داخل كشوري واحد گردهم آمده‌اند. اين تبليغات مغرضانه و شوم با گذشت سالياني دراز، عملاً در اذهان بسياري از مردم نهادينه گرديده و همچون واقعيتي مسلّم جلوه‌گر شده است. هم‌اكنون نيز جريانات تجزيه‌طلب در راستاي همان دسيسه‌هاي شوم استعمارگران، به دروغ چنين ادعا مي‌كنند كه ساكنان كشور ايران متشكل از «اقوام» يا «ملت‌هايي» ناسازگار و متفاوت‌ و تحت ستم‌اند و لذا براي دست‌يابي به آزادي و آسايش مي‌بايست هر چه زودتر از ايران جدا و رها شوند و دولت‌هاي مستقلي را تشكيل دهند. با توجه به تبليغات بسيار گسترده‌ي تجزيه‌طلبان و حمايت روز‌افزون بيگانگان از آنان، خطر تجزيه ايران يا دست‌كم بروز درگيري‌هاي داخلي، اينك بسيار محسوس‌تر از گذشته شده است.
يك نمونه از فعاليت‌هاي تبليغي تجزيه‌طلبان پان‌‌تركيست كه به رغم اين كه در ظاهر چندان مهم به نظر نمي‌رسند، اما در عمل بسيار تأثيرگذار است و به طور خزنده و ريشه‌اي به افكار عمومي خط و جهت مي‌دهد، انتشار تقويم‌هايي است (به نام: تقويم مدني آذربايجان) كه به زبان تركي نوشته شده‌اند و در آن‌ها روزهاي تولد و مرگ تئوري‌پردازهاي سرشناس پان‌تركيسم (مانند محمدتقي ذهتابي، ضياء گوك آلپ، جواد هيأت)، شخصيت‌هاي قفقازي و تركيه‌اي، نبردهاي اران (جمهوري آذربايجان) و ارمنستان، ظهور و سقوط دولت خودخوانده و دست‌نشانده‌ي پيشه‌وري در آذربايجان (كه در آن جا «حكومت ملي آذربايجان» خوانده شده)، سالروز تأسيس به اصطلاح جمهوري آذربايجان (اران)، و حتا سالروز اغتشاش‌هاي شمال‌غرب به بهانه‌ي داستان مصور روزنامه‌ي ايران و ... مشخص شده‌اند (در زير نمونه‌هايي از اين تقويم را مشاهده خواهيد كرد). با اين اوصاف، از مسؤولان فرهنگي و امنيتي كشور انتظار مي‌رود در سالي كه سال «اتحاد ملي» خوانده شده است، براي ريشه‌كني كامل فعاليت‌هاي تبليغاتي و تفرقه‌افكنانه‌ي گروه‌هاي تجزيه‌طلب، و تقويت و تحكيم بيش از پيش «هويت و وحدت ملي» گام‌هايي اساسي و جدي برداشته شود.

تقويم تركى

تقويم تركى

نویسنده: داریوش کیانی - ۱۳۸٦/۱/٥
+ در آغاز مي‌بايست فرا رسيدن سال نو را به همه‌ي خوانندگان ميهن‌دوست اين وبلاگ تبريك بگويم. اميدوارم وحدت و همدلي ايرانيان در سال جديد استوارتر از گذشته گردد و مردم در برابر تبليغات فريبكارانه‌ي دشمنان، كه در پي ايجاد دشمني و تفرقه و بيگانگي در ميان آحاد اين ملت‌اند، هشيارتر شوند.
+ واكنش و اعتراض ايرانيان به فيلم «300» همچنان ادامه دارد و حتا در طي روزهاي گذشته، مقامات دولت ج.ا. ايران در يونسكو و سازمان ملل نسبت به ساخت و نمايش اين فيلم اعتراض كرده‌اند. وب‌سايت خبري بازتاب نيز، كه به تازگي از بند فيلترينگ رها شده، مطلب جالبي را در اين باره نوشته است (+)؛ اما جالب‌تر از همه، اين است كه در بخش نظرات كاربران همان مطلب، يك پان‌تركيست از همه جا بي‌خبر، كه بعد از اين همه قيل و قال هنوز نمي‌داند ليلي مرد بوده يا زن، نوشته است: «واقعاً درسته؛ چون كوروش يك وحشي تمام عيار بود» (!!!). حس ترحم، تنها احساسي است كه با مشاهده‌ي رفتارها و گفتارهاي غيرطبيعي پان‌ترك‌هاي نژادپرست به انسان دست مي‌دهد. اما چرا اشرار تجزيه‌طلب تا اين حد از كورش كبير نفرت دارند و بدين شكل (در جايي كاملاً نامربوط) كينه و نفرت خود را عقده‌گشايي مي‌كنند؟ همان طور در مقالات قديمي خود نوشته‌ام، پان‌ترك‌ها براي كسب افتخاراتي كه هرگز نداشته‌اند، و تسكين عقده‌ي بي‌تمدني خود، دو روش را در پيش گرفته‌اند: (1) مصادره و تصاحب افتخارات ملي مردمان ديگر، مانند ترك جلوه دادن نظامي گنجوي، مولوي، ابوريحان، ابن سينا و غيره، (2) تخريب چهره‌ي آن دسته از افتخارات ملي مردمان ديگر كه امكان مصادره و تصاحب آنان وجود ندارد؛ مانند كورش كبير. سواي اين نكته، اشرار پان‌ترك از يك بابت ديگر نيز از كورش بزرگ نفرت دارند، از اين جهت كه گمان مي‌كنند كورش كبير آستياگ، واپسين شاه ماد را كشته است. اما اين چه ارتباطي به پان‌ترك‌ها دارد؟! ... ربط دارد، چرا كه تجزيه‌طلبان مادها را «ترك» مي‌پندارند و بنابراين كورش يك تُرك‌كُش بزرگ و لذا «يك وحشي تمام عيار» است! پان‌ترك‌ها در اين جا نيز همچون موارد ديگر در خيالات و توهمات خود سير و سياحت مي‌كنند. سند و مدركي در دست نيست كه نشان دهد كورش آستياگ را به قتل رسانده است و اگر چنين نيز مي‌كرد، كاملاً طبيعي بود، چرا كه در جنگ - به قول معروف - حلوا خير نمي‌كنند! در جهان باستان، حاكمان و شهرياران براي حفظ يا گسترش منافع قوم خود چاره‌اي جز نبرد با همسايگان دور و نزديك خود نداشته‌اند. جالب است كه پان‌ترك‌ها قتل عام ميليون‌ها آسيايي را به دست چنگيز و تيمور، و قتل عام يك ميليون ارمني را به فرمان عبدالحميد دوم (سلطان عثماني)، كه هر سه جزو مفاخر (!) پان‌ترك‌ها هستند، عين رحمت و شفقت مي‌دانند اما نبردهاي كورش بزرگ و ديگر شهرياران ايراني را عين جنايت و توحش! و آخرين نكته در اين باره، اين كه، نمونه‌هاي بازمانده از فرهنگ و تمدن مادها (اعم از زبان و دين)، گوياي آن است كه مادها به فرهنگ آريايي (ايراني) تعلق داشتند و نه جز آن. اگر اشرار پان‌ترك مدركي خلاف اين حقيقت دارند، و مثلاً كتيبه‌اي را از مادها در اختيار دارند كه به تركي نوشته شده، يا متني را در دست دارند كه در آن مادها «تنگري» خداي تركان را پرستيده‌اند، بهتر است آن‌ها را هر چه زودتر آشكار و علني سازند و مجامع علمي جهان را از گمراهي و ضلالت نجات دهند. و اگر نمي‌توانند، پس مي‌بايست زبان دركشند و خاموشي برگزينند و چشم‌هاي‌شان را بر روي حقيقت بگشايند و از فريب خود و ديگران دست بردارند.
+ يكي از پيام‌گذاران اين وبلاگ، با نام مستعار «رهگذر» كه افتخار پان‌تركيست بودن و كمونيست بودن را توأمان دارا است، در اشاره به يادداشت شماره‌ي 8 (فيلم 300) اين وبلاگ نوشته است: «نوشته‌ي "كياني گرامي" هم حاوي كوچك‌ترين نفي و نقدي نيست: شكست در جست‌وجوي يافتن دروغ تاريخي در يك فيلم تخيلي»! عجيب است، در حالي كه يادداشت قبلي اين وبلاگ حاوي مفصل‌ترين نقد علمي بر فيلم «300» بود، اين پيام‌گذار تجزيه‌طلب، كه پيش‌تر نوشته بود ملتي به نام «ايراني» وجود ندارد و اين كشور بايد هزار تكه شود تا بهشت بر زمين فرود آيد (!)، مرا به درماندگي و شكست در نقد اين فيلم محكوم مي‌كند. معلوم است كه وي يا اساساً متن يادداشت مذكور را نخوانده، يا توان و ظرفيت لازم را براي درك مباحث علمي ندارد. من در يادداشت قبلي اين وبلاگ (8) با استناد به روايت‌هاي تاريخي موجود به وضوح نشان دادم كه خطوط اصلي فيلم «300» تا چه اندازه حتا با روايت‌هاي جانب‌‌دارانه و افسانه‌پردازانه‌ي يونانيان مغاير و مخالف است، و چگونه حقايق تاريخي را قرباني اغراض سياسي سفارش دهندگان اين فيلم كرده‌اند. از قديم گفته‌اند: كسي را كه خوابيده مي‌توان بيدار كرد اما كسي را كه خود را به خواب زده، هرگز نمي‌توان!
+ اين هفته، هفته‌ي پان‌ترك‌ها است! يك پيام‌گذار پان‌تركيست ديگر نوشته است: «عيد نوروز به عنوان عيد ترك‌ها در يونسكو به ثبت رسيد» (!!!). حرص و طمع اشرار پان‌ترك براي دروغ‌پردازي و عوام‌فريبي تسكين‌ناپذير و بي‌منتها است. اين گروه، كه چندين سال با اشاعه‌ي اين دروغ مطلق كه سازمان يونسكو زبان تركي را دومين زبان باقاعده‌ي دنيا دانسته و فارسي را چند دهمين گويش زبان عربي (!!!) به خود فريبي و عوام‌فريبي مشغول بود، اين بار سوژه‌ي جديدي را براي سرگرمي خود و پي‌روان نادان‌اش يافته و دروغ ديگري را به يونسكو نسبت داده است. موضوع ديگر، مصادره‌ي جشن نوروز به سود تركاني است. حضرات فريب‌خورده‌اي كه مي‌پندارند جشن نوروز ابداع تركان است، مرحمت كنند آن دسته از متن‌هاي باستاني (؟!) اسطوره‌اي و ديني و ادبي خود را كه گواهي مي‌دهند تركان ابداع كننده‌ي جشن «نوروز» (كه حتا نام آن در همه‌ي كشورهاي ترك‌زبان همين واژه‌ي فارسي است) بوده‌اند، معرفي كنند تا ما اين جشن اصيل ايراني را دو دستي تقديم‌شان كنيم!
+ مطلع شدم كه در برخي از شهرهاي شمال غرب كشور، به بهانه‌ي حديث ارزنده‌اي كه از پيامبر اسلام (ص) بر پشت اسكناس‌هاي جديد پنجاه هزار ريالي درج شده ("دانش اگر در ثريا هم باشد، مرداني از سرزمين پارس بدان دست خواهند يافت")، بلوا و آشوب به پا كرده‌اند: شرم باد بر اين مردمان فريب خورده، شرم باد! آشوب‌گران با اين پيش‌فرض باطل كه در كشور ايران دو گروه ملي و نژادي (!) كاملاً جدا و متفاوت از هم به نام «فارس» و «ترك» زندگي مي‌كند، هر جا كه نام فارس / پارس به نيكي برده مي‌شود، برمي‌آشوبند كه: «پس ما چي؟ ما كه فرهنگ و تمدن و نفوس‌مان بزرگ‌تر از آن‌ "فارس‌هاي" شووينيست است»! اين بي‌چارگان خبر ندارند كه پارس / فارس / فُرس نامي بوده كه بيگانگان (مانند يونانيان، اعراب، و حتا در زمان حال) از ديرباز به اين سرزمين داده‌اند و اين نام به تماميت و كليت اين كشور (ايران) تعلق و اشاره دارد و نه به گروه و دسته‌ و پهنه‌اي خاص؛ حال بگذريم از اين حقيقت كه در چارچوب كشور ايران فقط و فقط ملت و مليت واحد و پيوسته‌ي «ايراني» وجود دارد و نه اقوامي جدا و ناسازگار به نام فارس و ترك و كرد و بلوچ و غيره. تفاوت زبان‌ها و گويش‌هاي مردماني واحد هرگز نمي‌تواند باعث جدايي و گسستگي تبار و هويت و سرنوشت آنان شود.
داریوش کیانی
نویسنده و پژوهشگر در حوزه تاریخ، ادیان و اساطیر ایران
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :