فرهنگ ایران باستان
آرشیو وبلاگ
نویسنده: داریوش کیانی - ۱۳۸٥/۸/٢٥
آندراگوراس (Andragoras) در عصر سلوكيان استاندار پارت و هيركانيا (گرگان) بود، و آگاهي‌ها ما درباره‌ي وي بيش‌تر مبتني بر سكه‌هاي اوست. آندارگوراس ظاهراً در حدود 245 پ.م. عليه آنتيوخوس دوم، پادشاه سلوكي، شورش كرده بود. تاريخ فرمان‌روايي و سرنوشت او نامعلوم است، اما برآمدن ارشك يكم، بنيان‌گذار دودمان اشكاني پارت، در همان زمان، مي‌تواند گوياي سرنگوني آندراگوراس به دست پارتيان باشد، چنان كه يوستين (گزيده‌ي تاريخ فيليپي 41/4/7) بدين نكته اشاره كرده است. سنگ‌نبشته‌اي به زبان يوناني از گرگان، متعلق به تاريخي زودتر از 266 پ.م. از آندراگوراسي فروپايه‌تر ياد كرده است كه ممكن است همان فردي باشد كه بعداً به مقام استانداري نائل مي‌گردد؛ آندراگوراس نامي كمياب است و جز اين مورد تنها در پاپيروسي يوناني از مصر روزگار بطلميوسيان يافته ‌شده است، بنابراين مطابقت اين دو شخص نامحتمل است. آندراگوراس سكه‌هايي را به نام خود ضرب مي‌كرد، كه عبارت بودند از ستاترهاي زرين و تترا درهم‌هاي سيمين، اما عدم اطلاق هر نوع عنوان و لقبي به آندراگوراس در اين سكه‌ها مي‌تواند گوياي تبعيت صوري او از سلوكيان باشد تا گسست و انفصال كامل وي از آنان. يوستين (12/4/12) مي‌نويسد كه اسكندر فرمانداري پارت را به نجيب‌زاده‌اي پارسي به نام آندراگوراس واگذار كرده بود. اما اين نام يوناني به آشكارا در آن زمان نامتداول بوده است، بدين جهت رومن گيرشمن پيشنهاد كرده است كه اين نام ترجمه‌اي از يك نام پارسي، احتمالاً Natisanka نريسنك (برابر Nairiio.sangha اوستايي) بوده است؛ اما يوزف وُلسكي با اين فرضيه مخالفت كرده است (دانشنامه‌ي ايرانيكا، ج2، ص 26).

+ آپادانای شوش (بخش چهارم) - تندیس داریوش
+ گوگل، شهر تبريز را متعلق به جمهورى آذربايجان (اران) خواند

نویسنده: داریوش کیانی - ۱۳۸٥/۸/۱٥
متن‌ها و نمودهاي هنري به دست آمده از ميان‌رودان گواه كشت درخت خرما (نخل) در اين منطقه هستند. در هلال حاصل‌خيز (خصيب)‌ درخت خرماي ماده، نماد ايزدبانوي Mylitta ميليت (در ميان‌رودان) و Astarte استرت (در فنيقيه) بود. از جمله نشانه‌هاي ايزد ميترا درخت خرماي نر و سرو هرمي بود، چنان كه در سنگ‌نگاره‌اي رومي‌‌تبار، كه اينك در Villa Altiert رُم نگاه داشته مي‌شود، تصوير گرديده است.
در عصر هخامنشي، به نوشته‌ي سْترابو (جغرافيا 15/2/7، 16/1/4)، سرودي پارسي درباره‌ي 360 فايده‌ي درخت خرما وجود داشت. در يك مُهر متعلق به همين دوره، داريوش ايستاده بر ارابه‌اي در ميان دو نخل و در زير تمثال بال‌دار اهوره مزدا تصوير شده است. زرتشتيان درخت خرما را از همه‌ي درختان، به استثناي درخت اسطوره‌اي گوكرن، ارجمندتر مي‌دانستند (بن‌دهش، 1369، ص 90). در پي اصلاحات مالياتي خسرو (يكم) انوشيروان (579-531 م.)، براي هر چهار نخل «پارسي» يك درهم و براي هر شش نخل معمولي (داراي محصولي با كيفيت پايين) يك درهم ماليات تعيين شد و تك‌نخل‌ها نيز از ماليات معاف گرديدند (تاريخ طبري، جلد دوم، 1352، ص 703). در عصر ساساني، خصوصاً خرماي استان حيره در ميان‌رودان، زماني كه با گردو پُر مي‌شد، از جمله خوراكي‌هاي لذيذ شاهانه به شمار مي‌آمد (متون پهلوي، 1371، ص 76؛ بسنجيد با تاريخ ثعالبي، 1368، ص 450). در شعر پارتي «درخت آسوريگ» (متون پهلوي، 1371، ص 51-146)، كه مناظره‌اي است ميان بزي ماده و نخلي مادينه، درخت خرما استفاده‌هايي را كه ميوه‌ها، برگ‌ها، الياف و ... او براي انسان دارند، برمي‌شمارد (دانشنامه‌ي ايرانيكا، ج7، ص 118).
نویسنده: داریوش کیانی - ۱۳۸٥/۸/٧
3- زبان تالشى: «تالشى» زباني است متعلق به گروه زبان‌هاي ايراني شمال غربي، كه در سراسر آذربايجان از عهد باستان تا قرون وسطا متداول بوده است. تالشي، مانند تاتي، از زبان تركي قفقازي به گستردگي وام‌گيري كرده است، به طوري كه كاربرد مترداف‌هاي تركي و بومي يك واژه در كنار هم، امري رايج است. برخي پسوندهاي تركي مانند - ليك و - چي در اشتقاق‌هاي واژگان تالشي مشاهده مي‌شوند. در اين زبان، وجوه وصفي داراي پسوند - ميش تركي براي ساخت فعل‌هاي مركب به كار رفته‌اند؛ مانند: allutmiš karde ’فريب دادن‘. در دهه‌ي 1930 ميلادي تلاش‌هايي براي ابداع صورتي نوشتاري براي زبان تالشي انجام گرفت، اما اين كار اندكي بعد رها شد.
نمونه‌هايي از زبان تالشي (گويش لوندويلي): haši: آفتاب / umite: آموختن / uv: آب / uvayna: آيينه / āz: من / āmbu: گلابي / avasur: سال نو / isa: اكنون، اينك / sepa: سگ / āstura: ستاره / sipi: سفيد / bē: بودن / bāv: ابرو / puška: پاك / pārd: پُل / pas: ميش / pāšu: پس‌فردا / tus: كاسه / tiya: خار / ži: زير / čuk: خوب / čāš: چشم / hova: خواهر / hān: خواب / huni: چشمه / duž: درد / du: دروغ / revos: روباه / zeng: زانو / yava: جو / ziv: زندگي / suk: خروس / šti: ديوانه / keta: توله / kaša: آغوش / kina: دختر، دوشيزه / kufun: جغد / kuk: چاق / gav: دهان / gabalak: قارچ خوراكي / luk: گلو / mužna: مورچه / mažu: عدس / pasava: بره / vak: گرگ / vayu: عروس / hazu: هزار

+ پورپیرار - پوریم - اسکندر
داریوش کیانی
نویسنده و پژوهشگر در حوزه تاریخ، ادیان و اساطیر ایران
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :