فرهنگ ایران باستان
آرشیو وبلاگ
نویسنده: داریوش کیانی - ۱۳۸٥/٧/۳٠
2- زبان تاتي: اين زبان به گروه‌ موسوم به زبان‌هاي ايراني جنوب غربي متعلق است و پيوند نزديكي با زبان فارسي دارد و نبايد با گويش تاتي رايج در استان‌هاي آذربايجان، زنجان و قزوين، كه متعلق به گروه زبان‌هاي ايراني شمال غربي هستند، اشتباه گرفته شود. يهوديان و مسلمانان دو گروه اصلي تاتي‌زبان قفقاز هستند؛ گروه كوچكي از مسيحيان تاتي‌زبان نيز در ارمنستان ساكن‌اند. بنا بر روايات، تاتي‌زبانان از نسل مهاجرنشينان نظامي جنوب غرب هستند كه در دوران ساسانيان در جنوب داغستان مقيم شده بودند. براي يهوديان اين منطقه، تاتي يك زبان ادبي نيز هست. زبان تاتي در حد زيادي، واژگان زبان تركي قفقازي (زبان غالب منطقه) را به خود جذب كرده است. حتا حروف پسايند، حروف ربط‌، ادات، و پسوندهاي اشتقاقي (مانند: - ليك، - لوگ، - ليق)، كه اصولاً از آن‌ها براي ساخت اسم معني استفاده مي‌شود؛ و پسوند – چي ، كه بر ورزنده‌ي پيشه‌اي دلالت مي‌كند، نيز از اين زبان اقتباس شده‌اند. واژگان عربي فراواني هم، به ويژه آن‌هايي كه مرتبط با اسلام‌اند، تا حدي از طريق زبان تركي قفقازي، برگرفته شده‌اند. وام‌گيري‌هاي ديگر زبان تاتي عبارت‌اند از: واژگاني پارسي كه مستقيماً يا از طريق تركي اخذ شده‌اند؛ وام‌واژه‌هاي جديد روسي، معمولاً در شكل تركي آن‌ها؛ و واژگاني بسيار از زبان قفقازي شمالي شرقي رايج در جنوب داغستان (لزگي). اقتباسات نحوي زبان تاتي نيز، به شكل وام‌گيري ترجمه‌اي، امري معمول است، اما با وجود تأثيرات سختي كه تركي قفقازي بر اين زبان اعمال كرده، دستور زبان تاتي اساساً ايراني مانده است. (ادامه دارد)

+ آشنايي با دكتر جلال خالقي مطلق؛ ويراستار بزرگ شاهنامه
+ گنجينه‌ى مقالات دائرة المعارف بزرگ اسلامي
نویسنده: داریوش کیانی - ۱۳۸٥/٧/۱٩
در قفقاز و تَراقفقاز (transcaucasian) به چندين زباني ايراني سخن گفته مي‌شود: كردي (كُرمانجي)، در جمهوري ارمنستان، اران (= جمهوری آذربايجان) و گرجستان (حدود 75 هزار گوينده)؛ تاتي در جنوب داغستان و شمال اران (حدود 10 هزار نفر)؛ تالشي در اران (10 هزار نفر)؛ اُسِتي (حدود 480 هزار نفر) در شمال قفقاز و گرجستان (جنوب اُسِتيا؛ ارقام ارائه شده مربوط‌اند به سرشماري‌هاي سال 1979 م.، به جز آمار تالشي‌زبانان كه مربوط به 1959 م. است). دو زبانگي (يا چند زبانگي) در ميان همه‌ي اين جوامع زباني، پديده‌اي كاملاً متداول، و حتا غالب است. در جمهوري اران، اكثر مردم تاتي و تالشي زبان به تركي قفقازي نيز، كه زبان آموزشي و اداري است، سخن مي‌گويند. بدين جهت، آمارهاي مربوط به گويندگان اين دو زبان در زمان حاضر مي‌بايست بسيار كم شده باشد. به زبان تالشي در استان آذربايجان ايران نيز سخن گفته مي‌شود. زبان‌هاي كردي و اُستي قفقاز زبان‌هايي مكتوب و نوشتاري‌اند كه از ادبيات سرشاري برخوردارند.
در طي سلسله مقالات بعدي، درباره‌ي هر يك از زبان‌هاي ايراني قفقاز به طور جداگانه بحث خواهد شد.
1- زبان كردي در قفقاز: كردهاي گرجستان، كه بيش‌تر در تفليس زندگي مي‌كنند، از ارمنستان مهاجرت كرده‌اند، در صورتي كه كردهاي اران غالباً در امتداد مرزهاي ارمنستان ساكن‌اند. زبان اين جوامع مقيم اران كمابيش با زبان كردان ارمنستان برابر است (ادامه دارد).

+ آپادانای شوش - بخش سوم
+ باكو، محل امنى براى تجزيه‌طلبان ايران
+ ناصر پورپیرار و پوریم
+ کامنت گذاری قلابی ناصر پورپيرار
نویسنده: داریوش کیانی - ۱۳۸٥/٧/۸
دوقوز خاتون (درگذشته‌ي 29 شعبان 663 / 12 ژوئن 1265) همسر اصلي هولاگو، ايلخان مغول، و نوه‌ي اُنگ خان، پيشواي قبيله‌ي نستوري كرايت، كه در نزديكي اولان باتور كنوني اقامت داشتند، بود. پس از شكست اُنگ خان از چنگيز خان بعدي در 1203م.، دوقوز خاتون به جوان‌ترين پسر چنگيز، تولي، داده شد. اما تولي قبل از انجام يافتن ازدواج، در 630 ق./ 1233 م. مُرد و آن گاه دوقوز مورد توجه و حمايت پسر تولي، هولاگو، قرار گرفت و در طي لشكركشي وي به ايران در 56-654 ق./ 58-1256م. با او ازدواج كرد. هولاگو به رأي و نظر دوقوز خاتون احترام فوق العاده‌اي مي‌گذاشت. اين زن توانست پس از تاراج بغداد به دست مغولان در 656 ق. / 1258م. در حق مسيحيان شفاعت و ميانجيگري كند. همچنين چاره‌سازي او موجب قطعيت گزينش «مار دِنها» به عنوان جاثليق (catholicus) نستوريان در 1265م. شد. در اردوي او نيز كليساي سيّار ناقوس‌داري برپا شده بود. دوقوز خاتون تنها چهار ماه پس از مرگ هولاگو زنده ماند. اما مدركي در تأكيد اين ادعاي مورخ ارمني، استفانوس اِربليان، كه اين زن را صاحب ديوان (يعني، عطاملك جويني) مسموم كرده بود، وجود ندارد.
اگر چه دوقوز خاتون فرزندي به دنيا نياورد، اما هولاگو از چندين هم‌خوابه‌ي حاضر در ميان ملتزمان خود فرزنداني داشت. دوقوز خاتون، كه نفوذ دائمي‌اش در دستگاه ايلخان مغول محسوس بود، از اعتبار خود براي قطعي شدن جانشيني اباقا، پسر هولاگو، بهره جُست (دانشنامه‌ي ايرانيكا، ج7، ص 475).
نویسنده: داریوش کیانی - ۱۳۸٥/٧/۱
زبان ايراني سكايي و گويش‌هاي وابسته به آن – زماني - در قلم‌رويي پهناور، از درياي بلخ تا چين، تكلم مي‌شد. نام دو گروه از قبايل سكايي آسياي مركزي در منبعي كهن، يعني سنگ‌نبشته‌هاي هخامنشي ذكر شده است: Saka tigraxauda”سكاهاي داراي كلاهخودهاي تيز“ و Saka haumavarga ”سكاهاي پرستنده‌ي گياه مقدس هوم“. تاكنون هيچ متني از اين زبان‌هاي سكايي باستاني، از خود آسياي مركزي كشف نشده است، اما در تركستان چين به زبان‌هايي خويشاوند با زبان كهن سكايي، يعني خُتَني و تومشوقي - كه از متن‌هايي متعلق به حدود سده‌ي هفتم تا دهم م. موفق به شناخت آن‌ها گرديده‌ايم - سخن گفته مي‌شد. در ميان زبان‌هاي ايراي نو، آن‌هايي كه در دره‌هاي كوه‌هاي پامير تكلم مي‌شوند، به همان گروه زبان‌هاي باستاني سكا متعلق‌اند و احتمالاً برخي از اين گويش‌‌ها مستقيماً از گويش‌هاي سكايي عهد باستان منتج شده‌اند. يك نمونه از اين گويش‌هاي ايراني نو سكايي، گويش وَخي است كه برخي ويژگي‌هاي مهم آواشناختي آن با زبان ختني مشترك است.
داریوش کیانی
نویسنده و پژوهشگر در حوزه تاریخ، ادیان و اساطیر ایران
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :