فرهنگ ایران باستان
آرشیو وبلاگ
نویسنده: داریوش کیانی - ۱۳۸٤/۳/٢٦

ادرواوون (Adravvun) اصطلاحی گجراتی برای آیین پارسی* «نامزدی» است. عموماً خود والدین ازدواج‌ها را همراه با رضایت پسر و دختر ترتیب می‌داده‌اند، اما اینک دختران و پسران غالباً پس از مشورت و رای‌زنی با والدین، انتخاب خودشان را انجام می‌دهند.
برای نامزدی، آیین رسمی مربوط به ازدواج، روز فرخنده‌ای تعیین می‌شود. بخش اصلی این آیین، مبادله‌ی دوجانبه‌ی جواهرآلات، سکه‌های نقره، و مجموعه لباس‌های نو است. زنان خانواده‌های دختر و پسر نیز در این آیین ترانه‌هایی را درباره‌ی عروسی می‌خوانند و می‌سرایند. سپس زوج جوان برای درخواست و طلب برکت از اورمزد و آتش (پسر اورمزد) و اردی‌بهشت امهرسپند، به زیارت آتشکده می‌روند. از آن پس، نوعروس نام خانوادگی داماد را می‌پذیرد و در آیین‌های دینی، همیشه نام وی با نام داماد همراه و پیوسته می‌گردد.
--------------------------------
* به زرتشتیان مقیم هند، «پارسی» گفته می‌شود.

نویسنده: داریوش کیانی - ۱۳۸٤/۳/۱۸

گبر (gabr، goor، gawr، gabrak = زرتشتی؛ gabri، gabraki = دین زرتشت)، یک اصطلاح پارسی میانه‌ای، به احتمال کلی، اشتقاق یافته از واژه‌ی آرامی gabraa / 'GBR ، لفظاً به معنای "مرد"، است که در دوران ساسانیان برای اشاره به روستاییان آزاد در منطقه‌ی میان‌رودان به کار می‌رفته است. از این اصطلاح در همه‌ی مراحل ادبیات فارسی نو از قدیمی‌ترین دوران (مانند شاهنامه، تاریخ بلعمی، دیوان سنایی) به صورت یک اصطلاح تخصصی مترادف با «مغ»، یا عنوان منسوخ شده‌ی «آتش پرست»، در کنار دیگر عنوان‌های دینی استفاده گردیده است. با تحلیل رفتن جامعه‌ی زرتشتی به دلیل دگرکیشی‌های مکرر زرتشتیان و قطع و نقصان حقوق اجتماعی آنان، «گبر» معنایی تحقیرآمیز یافت، و به همین دلیل نیز در زمان‌های اخیر با عنوان محترمانه‌ی «زردشتی» جانشین گردیده است.
برای اصطلاح «گبر» چندین ریشه شناسی پیش نهاد شده است که هیچ کدام از آن‌ها قانع کننده نیستند. برخی دانشمندان ریشه‌ی mog-mard / mwg-'GBR "مغ‌مرد" را پیش نهاد کرده‌اند، که البته، نظریه‌ای غیرقابل دفاع است، چرا که جزء gabraa /'GBR یک هزوارش است و جزء وابسته‌ی یک ترکیب نمی‌تواند به طور مستقل و مجرد آشکار شود، و ممکن نیست که این واژه در عرف و محاوره چیزی جز mard تلفظ گردد. ریشه شناسی‌ای که ابراهیم پورداوود پیش نهاد کرده، و به طور مطلوب‌تری پذیرفته شده است، مبتنی بر تلفظ نادرست فرضی واژه‌ی عربی «کافر» [به صورت گبر] از سوی ایرانیان در دوران نخستین اسلامی است. اگر چه ایرانیان هنوز در تلفظ صحیح برخی از آواهای زبان عربی ناتوان‌اند، اما آوای غیرمعمولی در واژه‌ی کافر وجود ندارد که بخواهد دچار تغییر و تبدیل شود. علاوه بر این، هر چند اصطلاح گبر گهگاه، توسعاً، به معنای «کافر» به کار رفته است، اما بسیار نامحتمل است که اصطلاح کافر به عنوان واژه‌ای عمومی، [مشخصاً] معطوف به دین وحیانی ویژه‌ای چون دین زرتشت باشد. بنابراین، پذیرفتنی به نظر می‌رسد که اصطلاح گبر، پیش از این، در روزگار ساسانیان در اشاره به بخشی از جامعه‌ی زرتشتی ساکن در میان‌رودان به کار رفته، و ایرانیان نوکیش (مسلمان) نیز در دوران اسلامی از آن برای اشاره به هم‌میهنان زرتشتی خود استفاده کرده‌اند، رسمی که بعداً در سراسر کشور گسترش یافت. هم‌چنین کردها، ترک‌ها و برخی دیگر از مردمان ایران از این اصطلاح، در گونه‌های تغییر یافته، برای اشاره به جماعات دینی گوناگون، به غیر از زرتشتیان، و حتا گاه در مفهوم کافر، استفاده کرده‌اند.×

*M. Shaki, "Gabr", Encyclopaedia Iranica, vol. X/3, 2001
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

+ نقدی بر کتابی پان‌ترکیستی درباره‌ی خاقانی شروانی

نویسنده: داریوش کیانی - ۱۳۸٤/۳/۱٢

آدور نرسه (Adur Narseh) پسر هرمزد دوم (09-302 م.) شاه ساسانی بود که چند ماهی پس از پدر خود فرمان‌روایی کرد. از آثار مورخان بیزانسی چنین بر می‌آید که هرمزد دوم از همسر نخست خود دو پسر داشت: هرمزد و آدور نرسه، و پسری دیگر با نامی نامعلوم.
آدور نرسه در 309 م. به پادشاهی رسید اما به سبب بی‌رحمی‌اش، اندکی بعد خلع و کشته شد. طبری، مورخ ایرانی، گزارش کاملاً متفاوتی را درباره‌ی این جانشینی و توالی می‌دهد. به نوشته‌ی او، هرمزد دوم در زمان مرگ خود فرزندی نداشت، و شاپور دومِ هنوز زاده نشده، بدون فاصله به مقام پادشاهی برگزیده شد.

نویسنده: داریوش کیانی - ۱۳۸٤/۳/۳

«آیین‌نامه» شکل فارسی و عربی عنوان پارسی میانه‌ی ewen-naamag (= کتاب آیین‌ها و رسوم) است، که اصطلاحی عمومی برای متونی بوده است که به شرح و وصف آیین‌ها، هنجارها، پیشه‌ها، هنرها و علوم می‌پرداخته‌اند. اصصلاح آیین‌نامه برای متونی که موضوعات گوناگونی را دربر می‌گرفته‌اند به کار رفته است، برای نمونه، رساله‌ی پهلوی wizaarishn chatrang (= گزارش شطرنج) به ewen-naamag ی اشاره می‌کند که حاوی قوانین مربوط به بازی شطرنج بوده است. متن تعلیمی abar ewenag i naamag-nibesishnih (= درباره‌ی آیین نامه‌نویسی) را می‌توان نمونه‌ی دیگری از این گونه متون دانست. متن‌های ارائه کننده‌ی آموزه‌های دینی زرتشتی را نیز می‌توان در این دسته گنجاند. دین‌کرد سوم، فصلی را درباره ی آموزش (aamog) از یک ewen-naamag متعلق به آدورفرنبگ فرخ‌زادان نقل می‌کند؛ و دین‌کرد چهارم از همان فصل سرچشمه می‌گیرد. منوچهر، موبد زرتشتی، در کتاب خود «دادستان دینیگ»، پرسش 87، از یک ewen-naamag ، اندرزهای آموزگاری را به دانش‌آموزان نقل می‌کند.
در میان نویسندگان مسلمان، علاقه‌ی بسیاری به این گونه آثار (آیین‌نامه‌ها) برانگیخته شده بود. مسعودی (در التنبیه و الاشراف) از آیین‌نامه‌ای یاد می‌کند که هزاران صفحه داشته و نسخه‌ی کامل آن در اختیار موبدان و بزرگان بوده است.
در اوایل سده‌ی 2 ق./ 8 م. آیین‌نامه‌های غیردینی گوناگونی به عربی (به وسیله‌ی، مثلا، ابن مقفع) برگردانده شده بود. ابن قطیبه (در عیون الاخبار) از چنین ترجمه‌هایی با ذکر عبارت «در آیین خوانده‌ام که …» یاد می‌کند. او به این منبع در زمینه‌هایی چون آداب و رسوم اجتماعی، قواعد جنگ، تیراندازی، چوگان‌بازی و پیش‌گویی استشهاد می‌کند.
ابوریحان بیرونی (در الجماهر فی معرفة الجواهر) در بحث راجع به مومیایی ضدفساد موجود در گنجینه‌ی ساسانیان و در شرح سنگ یافته شده در سر مارها بزرگ، به یک «کتاب الـآیین» اشاره می‌کند. نگارش خلاصه‌ی شده‌ی عربی یک آیین‌نامه نیز در دست است که دربردارنده‌ی گفتارهای منسوب به اردشیر یکم است. این اثر به رسوم و وظایف اشرافیت پرداخته و نظام طبقاتی جامعه‌ی ساسانی را بازنموده است.

-----------------------------------------------------------
+ نقدی بر گزافه‌گویی‌های احمد شاملو درباره‌ی فردوسی: بخش یکم و دوم

داریوش کیانی
نویسنده و پژوهشگر در حوزه تاریخ، ادیان و اساطیر ایران
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :