| صفویان و عثمانیان (بخش نخست) |
| ساعت ٤:٠٧ ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱/٧ |
|
به تازگی در برخی از رسانههای جمعی، سلاطین عثمانی به جهت گسترش اسلام و پیکار و غزا با کفار (= مسیحیان اروپا) پیوسته ستایش و تکریم شده و در مقابل، شاهان صفوی به اتهام همسایهآزاری و تهاجم به عثمانی و عدم اهتمام به گسترش اسلام و دوستی با دشمنان عثمانی، نکوهش و سرزنش میشوند. اما، چنان که نشان خواهم داد، مستندات موجود تاریخی به آشکارا گویای آناند که دولت عثمانی همواره به خاک ایران به ویژه به دو منطقهی مهم قفقاز و آذربایجان، در آن روزگار (و حتا پس از آن) چشم طمع داشته و برای تسلط بر آنها بارها اقدام به لشکرکشیهای خونریزانه و ویرانگرانه به خاک ایران کرده و ایرانیان بیگناه و بیدفاع بسیاری را به خاک و خون کشیده است و هر آن چه صفویستیزان به این دولت نسبت دادهاند، شامل حال خود دولت عثمانی نیز میگردد. با وجود این، چشمپوشی از این حقایق - یا لاپوشانی آنها - فقط به جهت برآوردن اهداف و اغراض ایدئولژیک، کاری جز ریختن آب به آسیاب میهنستیزان و بیگانهپرستان نیست. 1. گزارش قاضی احمد قمی، مورخ عصر صفوی (خلاصة التواریخ، جلد دوم، ویراسته احسان اشراقی، تهران، 1383، صص 789-788):
2. گزارش ابراهیم رحیمیزاده چاوش، مورخ عثمانی (تاریخ عثمان پاشا، تألیف ابوبکر بن عبدالله، ترجمهی نصرالله صالحی، تهران، 1387، صص 105، 109):
3. گزارش ابراهیم پچوی، مورخ عثمانی (تاریخ پچوی، جلد 2، استانبول، 1283 ق.، ص 99. ترجمه از متن ترکی):
4. گزارش منجم باشی، مورخ عثمانی (صحائف الاخبار، جلد 3، استانبول، 1285 ق.، ص 557. ترجمه از متن ترکی):
5. اُلُغبگ، نویسنده عصر صفوی (دون ژوان ایرانی، ترجمه گای لسترنج، لندن، 1926، ص 183-182. ترجمه از متن انگلیسی):
---------------------------------- |
|
| درگذشت آقای ثاقبفر |
| ساعت ۳:٤٦ ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/۱٥ |
|
آقای مرتضی ثاقبفر، مترجم پرکاری که کتابهای بسیاری را در حوزهی ایران باستان ترجمه و منتشر کرده بود و سهمی عمده و ستودنی در آشناسازی فارسیزبانان با پژوهشها و کتابهای خارجی داشت، روز یازدهم دی ماه درگذشت. برای روح آن مرحوم آمرزش و برای بازماندگان محترم شکیبایی آرزومندیم. |
|
| کورش بزرگ و عوامزدگی تاریخی |
| ساعت ٦:٤۸ ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٢٩ |
|
عوامزدگی در عرصهی فرهنگ، که شاید ناشی از بیرون گود ماندن فرهیختگان و نخبگان دانشسالار و میدان داری نویسندگان و گویندگانی است که با اسطورهسازی و برانگیختن احساسات و هیجانات مردم در پی گرد آوردن مشتریان و مخاطبان بیشترند، یکی از آسیبها و آفتهای کلانی است که تاریخ و هویت تاریخی ایرانیان را نشانه رفته و در معرض تهدید جدی قرار داده است.
توضیحات: |
|
| وضعیت نشر در ایران: بیمار در حال احتضار |
| ساعت ٩:۱۸ ق.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۱٢ |
|
(مطلب زیر تماماً و عیناً برگرفته شده است از "روزنامه اعتماد، 12 مهر 1391، ص 16". گرداننده این وبلاگ مسؤولیتی در قبال محتوای این نوشته ندارد) |
|
| زبان مادری و میهن مادری |
| ساعت ۸:۳٧ ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٦ |
|
زبان مادری و میهن مادری |
|
| کتاب سازی در حوزه تاریخ |
| ساعت ۸:٠٢ ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٧ |
|
مشروح مصاحبه روزنامه «تهران امروز» (7 دی ماه 1390، ص 16) را با داریوش احمدی در زیر می خوانید: |
|
| بار دیگر: مقاله دزدی در فضای اینترنت |
| ساعت ۱:۳٦ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٢ |
|
مقاله ای که تحت عنوان "کورش و پان ترکیسم" در چندین سایت (مانند + و + و +) بدون ذکر نام نویسنده و منبع و مأخذ آن برای دانلود قرار داده شده است، همان مقاله ای است که من در سال 1382 نوشته و منتشر کرده بودم (+) و حال عده ای به راحتی و بدون داشتن هر گونه دغدغه اخلاقی و وجدانی آن را در سایت های خود قرار داده اند. |
|
| اخلاقستیزی در ویژهنامهی خاتون ایران |
| ساعت ٦:٥۱ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢٢ |
|
دیدن مطلبی در صفحه 204 ویژهنامهی خاتون روزنامه ایران (مرداد 1390)، تحت عنوان «آتوسا، شهبانوی پارسی» موجب حیرت و تأسف من شد؛ چرا که نظریهای را که من در مقالهی خود به نام «جایگاه آتوسا در تاریخ و اساطیر ایران» (مندرج در فصلنامه نامه ایران باستان، 1388، شماره پیاپی 18-17، صص 59-51) برای نخستین بار پیشنهاد کرده بودم، عیناً در این نوشته نقل شده است بیآن که به منبع و مأخذ آن اشاره شود. این مطلب درج شده در ویژهنامه مذکور، که راقم آن سیده نصیبه حسینی و دبیر بخش «زن در منشور تاریخ ایران» معرفی شده است، حاوی گفتاری بسیار نارسا و نامستند دربارهی آتوسا است و با یک اقتباس ادبی ناشایست در انتهای آن، این شاهکار به اوج خود رسیده است. در واپسین بند از این نوشته آمده است: «آخرین شاهان خاندان کیانی، در اساطیر و حماسههای ملی ایران یادآور و برگرفته شده از برخی پادشاهان هخامنشیاند و بر همین اساس گفته میشود هما در اساطیر ایران بر مبنای یادمانهایی از آتوسا شهبانوی پارسی و رویدادهای دوران داریوش و خشایارشا، همسر و پسرش شکل گرفته باشد. جالب آن است که بهمن پدر هما نیز برخی از یادمانهای کورش بزرگ را در خود دارد». این بند عیناً از صفحه 55 و پانویس 11 مقالهی پیشگفتهی من برگرفته شده است و البته راقم آن مهم و ضروری ندانسته است که نامی از صاحب این نوشته و نظریه ببرد! در جای دیگری از این مطلب آمده است: «[ازدواج شاهان هخامنشی با همخونان خود] به جهت نگه داشتن ثروت در خانواده سلطنتی بوده»! این اظهارنظر نیز برداشتی مغلوط از پانویس 5 ص 52 مقاله من است که نوشتهام «ازدواجهای درونخانوادگی سیاستی مؤثر و رایج در میان پادشاهان پارس به منظور منحصر نگه داشتن خط و وارثان سلطنت در محدودهی خاندان حاکم پادشاهی و پیشگیری از جاهطلبی و قدرتگیری بزرگان پارسی و مداخلهی ایشان در نظام جانشینی سلطنت از طریق ازدواج با دختران دودمان پادشاهی بوده است». سیده نصیبه حسینی در جای دیگری از مطلب خود آورده است: «طبق اسناد موجود کشف شده در سدههای اخیر، در ایران باستان، شاه و ملکه را خواهر و برادر ملت میخواندند و این به معنای خواهر و برادر بودن آنان نیست و سنت ازدواج [میان خویشان همخون] به طور حقیقی وجود نداشته است». متأسفانه باید بگویم چنین سندی هرگز و تاکنون کشف نشده و لذا ادعای طرح شده در این مطلب نادرست و بیپایه است. اشاره به این نکته ضروری است که اساساً هیچ مدرک استواری در رد سنت زرتشتی ازدواج میان همخونان، که اینک منسوخ شده است، وجود ندارد و من قبلاً در همین وبلاگ مفصلاً به این موضوع پرداختهام. در جای دیگری از این مطلب نوشته شده است «داریوش [از ازدواج با دختران کورش] در پی آن بوده تا خود را مستقیماً به خاندان هخامنشی مرتبط کند». اما این جمله (که باز برداشتی مغلوط و انحرافی از مطلبی در ص 52 مقاله من است) کاملاً بیمعنا است، چرا که داریوش خود عضو و نماینده اصلی خاندان هخامنشی بوده و لازم نبوده است که برای هخامنشی بودن و شدن با خاندان دیگری وصلت کند. اما خاندانی که داریوش از این وصلتها در پی ارتباط با آن بود، خاندان انشانی - چیش پیشی کورش بزرگ بوده است. در بخش دیگری از این نوشته میخوانیم: «شهبانوی ایران، خواندن و نوشتن را به خوبی میدانست و نقش تصمیم گیرنده در آموزش دیگر درباریان داشت ... چندین نبرد و لشکرکشی مهم تاریخی ایران، به گفته هردوت، به فرمان ملکه آتوسا صورت گرفته است». این که آتوسا آموزگار دربار یا فرمانده لشکرکشیهای پارس بوده، تصوری بیپایه و خیالبافانه است و البته هردوت نیز چنین ادعایی نکرده است. بدین ترتیب، نوشتهای که خانم سیده نصیبه حسینی فراهم آورده است، عملاً چیزی جز برداشتی دلبخواهی و تحریفگرانه از مقالهی نویسندهای دیگر نیست، که به واسطهی معلومات اندک وی در این حوزه و نیز عدم التزام ایشان به اصول اخلاقی و حرفهای تبدیل به نوشتهای شده است که به لحاظ علمی و اخلاقی چیزی به خوانندگان نمیآموزد. |
|
| دنیاى ناشناخته هخامنشیان |
| ساعت ۸:٤۱ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۸ |
|
نوشتهى داریوش احمدى (کیانى)
ناشر: جوانه توس
چاپ اول: 1386
چاپ دوم: 1387
بها: 2800 تومان
فهرست مطالب: - جایگاه داریوش بزرگ در تاریخ و اساطیر ایران
- آتوسا، شهبانوى پارسى
- ارسس، شهریار گمنام
- ایزدبانوى آناهیتا در عصر هخامنشى
- آسیاى مرکزىو سرزمینهاى شرقى در عصر هخامنشى
- آموزش و پرورش در عصر هخامنشى
- مرورى بر هفت لوحه از الواح ایلامى تخت جمشید
- قوم پارس، دروغى در دل تاریخ؟!
- بازرگانى در عصر هخامنشى
- دین زرتشتى در عصر هخامنشى
- طبقات اجتماعى در عصر هخامنشى
- ثبت اسناد در عصر هخامنشى
- نامهنگاری در عصر هخامنشى
- هخامنشیان و تورات
- گئومات
بخشى از پیشگفتار کتاب: تا چندین دههی پیشْ شیوهی مورخان غربی در بررسی تاریخ هخامنشیان، تنها بازگویی روایات نویسندگان کلاسیک یونانی و پذیرش کمابیش کامل و دربست آنها بدون توجه به انگیزهها و اغراض راویانِ آنها، و نیز فهم و تحلیل رویدادها و مناسبات تاریخی آن دوران بر مبنای تئوریها و ایدئولژیهای جدید بوده است. متأسفانه شماری از نویسندگان داخلی نیز با پیروی نسنجیده از همین نوع تألیفات یونانیگرایانه و ایدئولژیکِ یکسره بیاعتبار، و یا با تکرار افسانههای تاریخی باستانپرستانه، گاه از این سوی بام فروافتادهاند و گاه از آن سوی بام!
اما از دههی 1980 م. به بعد، پژوهشگران تاریخ ایران با بازنگری در مبانی پژوهشی و روششناختی خود کوشیدند یکسونگری و جانبداری را در بهرهگیری از منابع تاریخی به کنار نهادند و در مقابل، با استفادهی افزونتر از منابع شرقی (میانرودانی - ایرانی) و تحلیل رویدادهای تاریخی با اتکا به جهانبینی شرقی و اصول هِرمِنوتیک (یعنی بررسی و فهم رویدادهای تاریخی در چارچوب زمانی - مکانی خود) تاریخ هخامنشیان را از نو تدوین و بررسی کنند. انتشار کتابهای پیشرو و درخشانی چون مجموعهی تاریخ هخامنشی (ویراستهی هلن سانسیسی - ویردنبورگ و دیگران، لیدن، 1987 به بعد)، تاریخ امپراتوری پارس، از کوروش تا اسکندر (نوشتهی پیئر بریان، پاریس، 1996)، و تداوم امپراتوری (؟) آشور، ماد، پارس (ویراستهی جیووانی لنفرانچی و دیگران، پادوا، 2003) بیگمان تأثیر کلانی را در بسط و تثبیت این روششناسی جدید داشته است.
نویسندهی کتاب حاضر نیز کوشیده است بر مبنای این چشمانداز به تازگی گشوده شده، به گونهای روشمند و ناقدانه، و با اتکا به اسناد دست اول تاریخی، ابعاد و زوایای کمتر شناخته شده یا ناشناختهی تاریخ هخامنشیان (اعم از شخصیتها، ساختارها و نهادها) را، چه در قالب پژوهشهای منفرد و چه با ترجمهی مقالات مناسب، روشن و آشکار سازد.
امید است این اثر، که نخستین کتاب از مجموعه پژوهشهایی است که دربارهی تاریخ و فرهنگ عصر هخامنشی منتشر خواهد شد، دانستههای بسنده و روشنگرانهای را در اختیار علاقهمندان و پژوهشگران تاریخ ایران قرار دهد. |
|
| هخامنشیان: فرمانروایان زمین و دریا |
| ساعت ۸:٢٥ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۸ |
|
نوشتهى داریوش احمدى (کیانى) |
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| صفحات وبلاگ |
|
|
| مطالب اخیر |
| كتابهاي من |
|
هزارههاى پرشكوه
قوم آريا
پايان جهان و ظهور موعود در اديان ايران باستان
دنياي ناشناخته هخامنشيان
هخامنشیان: فرمانروایان زمین و دریا
|
| لینکستان |
| نویسندگان همکار |
|
|
| پیامک بلاگ |
|
|
| فید منتخب من |
|
|


